عدالت ترمیمی تلاشی است برای بازگرداندن معنای انسانی عدالت؛ رویکردی که بهجای توقف در مرز مجازات، میپرسد چه کسی آسیب دیده، این آسیب چگونه جبران میشود و چه باید کرد تا رنج تکرار نشود. در این نگاه، عدالت نقطه تلاقی اخلاق، قانون و تجربه انسانی است؛ جایی که شنیدن روایتها، پذیرفتن مسئولیت و طراحی گامهای جبران، به جای خشم و طرد، به راهی برای فهم حقیقت و ترمیم پیوندهای آسیبدیده تبدیل میشود. عدالت ترمیمی با احترام به کرامت انسان و واقعیتهای پرونده، میکوشد رنج قربانی دیده و شنیده شود، مرتکب در برابر پیامد عملش پاسخگو گردد و جامعه نقش خود را در بازسازی اعتماد بازیابد.
تعریف عدالت ترمیمی و تمایز آن با عدالت تنبیهی
عدالت ترمیمی مجموعهای از اصول و روشهاست که هدف آن جبران زیان و احیای روابط آسیبدیده بر اثر رفتار مجرمانه است. در این رویکرد، جرم نه فقط نقض قانون، بلکه صدمه به اشخاص و روابط تلقی میشود. بههمیندلیل، فرایند بر محور گفتوگو میان طرفها، پذیرش مسئولیت و توافقنامههای عملی برای جبران میچرخد. در مقابل، عدالت تنبیهی بر تعیین مجازات متناسب با نقض قانون تمرکز دارد و رابطهاش با قربانی، روایت او و آثار روانی–اجتماعی جرم معمولاً غیرمستقیم است.
تفاوتها در یک نگاه
- تعریف آسیب: ترمیمی—زیان انسانی و اجتماعی؛ تنبیهی—نقض قاعده قانونی.
- هدف فرایند: ترمیمی—جبران و بازسازی اعتماد؛ تنبیهی—تنبیه و بازدارندگی عام.
- نقش قربانی: ترمیمی—فعال و شنیدهشدن؛ تنبیهی—حاشیهنشین نسبت به روند رسیدگی.
- نقش مرتکب: ترمیمی—پاسخگویی و مشارکت در جبران؛ تنبیهی—تحمل کیفر.
- نقش جامعه: ترمیمی—حامی ترمیم و بازپذیری؛ تنبیهی—ناظر به اجرای حکم.
- حقیقتیابی: ترمیمی—روایتمحور و گفتوگویی؛ تنبیهی—ادلهمحور و داوری رسمی.
مبانی نظری: کرامت انسانی، مسئولیتپذیری، گفتوگو و جبران
عدالت ترمیمی بر چند ستون اخلاقی استوار است: کرامت انسانی، مسئولیتپذیری اخلاقی و حقوقی، حق شنیدهشدن و امکان جبران. کرامت انسانی اقتضا میکند قربانی صرفاً «مدرک» نباشد و مرتکب صرفاً «موضوع مجازات» تلقی نشود؛ هر دو انساناند با روایت و رنج. مسئولیتپذیری نیز از اعتراف اخلاقی فراتر رفته و به صورت طراحی اقدامات مشخص برای ترمیم بروز میکند: از عذرخواهی معنادار تا جبران مادی و تعهد به تغییر. گفتوگو ابزار آشکارشدن حقیقت زیسته است؛ حقیقتی که در دل صداها و سکوتها پنهان شده و بدون مواجههای امن و هدایتشده آشکار نمیشود. نهایتاً، جبران زیان، به اندازه ظرفیتها و شرایط پرونده، چهره عملی عدالت را میسازد.
ترمیم، جایگزین حقیقتجویی قضایی نیست؛ افقی است که حقیقت را انسانیتر و قابلزیستنتر میکند.
نقش قربانی، مرتکب و جامعه: از «روایت آسیب» تا «فرصت ترمیم»
در عدالت ترمیمی، قربانی مرکزِ توجه است: حق دارد روایت شود، آسیبش نامگذاری گردد و نیازهایش در طراحی توافقنامه دیده شود. مرتکب نیز از موضع انکار یا دفاع کور خارج میشود و با پیامدهای عمل خود مواجه میگردد؛ مواجههای که اگر امن و هدایتشده باشد، به پذیرش مسئولیت و تغییر رفتار منتهی میشود. جامعه، از خانواده و محل کار تا نهادهای مدنی، نقش درمانگر جمعی دارد: حمایت از اجرای توافق، مراقبت از عدم انگزنی و فراهمکردن مسیر بازگشت.
«روایت آسیب» وقتی در فضای گفتوگوییِ منصفانه شنیده میشود، به «فرصت ترمیم» تبدیل میگردد؛ زیرا کلمات میتوانند پل بزنند، سوءتفاهمها را کاهش دهند و احساس عدالت را احیا کنند.
- قربانی: بیان نیازها، تعیین حدود امن، مشارکت در انتخاب اقدام جبرانی.
- مرتکب: پذیرش مسئولیت، ارائه برنامه اصلاحی، پایبندی به تعهدات.
- جامعه: تضمین پشتیبانی، نظارت نرم، کاهش انگ و بازسازی شبکه اعتماد.
اهداف عدالت ترمیمی: کاهش تعارض، احیای روابط، بازسازی اعتماد
اهداف عدالت ترمیمی بر سه محور میچرخد: دیدن رنج، تقسیم مسئولیت، و ساختن آیندهای امنتر. این اهداف در پیوند با نظام رسمی عدالت کیفری معنا مییابند و نه در تقابل مطلق با آن. هرجا که حقیقت انسانی پرونده زیر بار شکلگراییهای فرآیندی پنهان میماند، ترمیم میتواند تصویر را کاملتر کند.
- کاهش تعارض و پرهیز از چرخه انتقام و خصومت.
- احیای حداقلی روابط ضروری (خانواده، محیط کار، مدرسه، همسایگی).
- بازسازی اعتماد با عذرخواهی معنادار، شفافیت و پایبندی به توافقنامه.
- پیشگیری از تکرار جرم از طریق مواجهه اخلاقی، برنامه اصلاحی و حمایت جامعه.
- توانمندسازی قربانی برای بازیابی صدا، مرزهای امن و حق انتخاب.
ابزارها و فرایندها: میانجیگری، نشستهای ترمیمی و بازگشت به جامعه
ابزارهای رایج شامل میانجیگری کیفری، نشستهای دایرهای/خانوادگی، توافقنامههای جبران و برنامههای بازپذیری اجتماعی است. فرایند معمولاً با ارزیابی اولیه آغاز میشود: آیا مشارکت داوطلبانه است؟ آیا عدمتوازن قدرت قابل مدیریت است؟ سپس جلسات آمادهسازی جداگانه برگزار میگردد تا روایتها شنیده و حدود امن تعیین شود. در نشست اصلی، تسهیلگر بیطرف گفتوگو را هدایت میکند، نیازها شناسایی و اقدامات مشخص طراحی میشود: از پرداخت دیه یا خسارت تا خدمات اجتماعی، درمان اعتیاد یا آموزش مهارت.
نقش وکیل در این میان کلیدی است: ترجمان حقوق به زبان انسان. وکیل میتواند در طراحی توافقنامه معتبر، پیشگیری از آسیب ثانویه و صیانت از حقوق طرفین نقشی تعیینکننده داشته باشد.
چکلیست کاربردیِ فرایند ترمیم
- پالایش پرونده و سنجش رضایت آگاهانه طرفین.
- جلسات آمادهسازی: تعیین مرزهای امن و اهداف هر طرف.
- نشست ترمیمی با تسهیلگر بیطرف و دستورجلسه روشن.
- توافقنامه مکتوب: اقدام، زمانبندی، نظارت و ضمانت اجرا.
- پیگیری و بازپذیری: گزارش پیشرفت، حمایت اجتماعی و بازنگری.
نمونههای تطبیقی: تجربه کشورها و درسهایی برای ما
در نیوزیلند، «نشستهای گروه خانواده» در حوزه اطفال و نوجوانان با مشارکت خانواده، قربانی و نمایندگان جامعه به کاهش تعارض و افزایش مسئولیتپذیری کمک کرده است. در کانادا، برنامههای میانجیگری کیفری و دایرههای جامعهمحور بهویژه در جرایم با آسیب میانفردی بهکار میروند. در نروژ، هیأتهای میانجیگری محلی با نظارت قضایی فعالیت میکنند و پیوند نرم میان عدالت رسمی و ترمیمی را تقویت کردهاند. در بریتانیا نیز بهرهگیری از عدالت ترمیمی در برخی مراحل دادرسی یا پس از صدور حکم، با رضایت طرفین و چارچوبهای حرفهای صورت میگیرد.
در سنت حقوقی–فرهنگی ما نیز سازوکارهایی چون صلح و سازش، گذشت و دیه، ظرفیتهای ارزشمندی برای ترمیم دارند؛ البته به شرط آنکه فرآیندشان منصفانه، آگاهانه و عاری از فشار باشد.
چالشهای اخلاقی و حقوقی: مرز میان بخشش و مسئولیت
اجرای عدالت ترمیمی بدون حساسیتهای حرفهای میتواند ریسکزا باشد. نخست، رضایت باید واقعی و آگاهانه باشد؛ هرگونه فشار اقتصادی، خانوادگی یا اجتماعی میتواند فرایند را بیاعتبار کند. دوم، عدمتوازن قدرت میان طرفین، بهویژه در خشونت خانگی یا جرایم مبتنی بر سلطه، نیازمند مداخله حفاظتی و گاه توقف فرایند است. سوم، خطر آسیب ثانویه برای قربانی وجود دارد؛ آمادهسازی و تسهیلگری حرفهای شرط لازم است. چهارم، محرمانگی باید با حدود روشنِ حقوقی تنظیم شود تا با حقیقتیابی قضایی در تعارض نیفتد. پنجم، ضمانت اجرای توافقنامهها باید حقوقی، قابل نظارت و متناسب باشد.
راهحلهای عملی
- تضمین داوطلبانهبودن و امکان خروج امن از فرایند در هر مرحله.
- حضور تسهیلگر آموزشدیده و مشاوره حقوقی مستقل برای طرفین.
- ارزیابی ریسک و پروتکلهای حفاظتی برای موارد خشونت و قدرت نامتوازن.
- ثبت مکتوب شفاف توافق، با زمانبندی، شاخصهای اجرا و مرجع نظارت.
- پیوند نظاممند با دادرسی رسمی برای رعایت حقوق دفاعی و مصالح عمومی.
عدالت ترمیمی در ایران: امکان و ضرورت در پروندههای خاص
در نظام کیفری ایران، ظرفیتهایی مانند صلح و سازش، شوراهای حل اختلاف، نهادهای ارفاقی، دادگاه اطفال و نوجوانان و همچنین تأسیساتی چون گذشت و دیه، میتواند بهصورت چارچوبمند در خدمت عدالت ترمیمی قرار گیرد. در جرایم خانوادگی، برخی تعارضات مالی، توهین و تهدید، برخی جرایم سایبری و پروندههای نوجوانان، نشستهای ترمیمی میتواند مکمل دادرسی باشد. در پروندههای سنگین، از جمله قتل، جایگزینی کامل دادرسی ممکن نیست، اما ابزارهای ترمیمی میتوانند در مسیر جبران، مدیریت رنج و کاهش تنش اجتماعی نقشآفرین باشند؛ بهویژه در گفتوگوهای مبتنی بر رضایت اولیایدم و طراحی اقدامات غیرمادیِ معنادار.
پیشنهاد عملی آن است که دادگاهها، دادسراها و وکلای کیفری با پروتکلهای مشترک، ارزیابی اولیه ترمیمپذیری را انجام دهند و در صورت احراز امنیت و رضایت، پرونده را به میانجیگری تخصصی ارجاع کنند. این مسیر اگر با آموزش، نظارت و مستندسازی دقیق همراه شود، میتواند به کاهش تعارض و افزایش حس عدالت کمک کند.
نزدیککردن قانون به روح انسان
عدالت ترمیمی میگوید عدالت فقط «حکم» نیست؛ معنابخشی دوباره به رابطه، مسئولیت و ترمیم آسیب است. این رویکرد، کنار عدالت تنبیهی میایستد تا چهره انسانی حقیقت را کاملتر کند: قربانی شنیده میشود، مرتکب پاسخگو میگردد و جامعه مسیر بازگشت را میگشاید. اگر در پروندهای سنگین یا حساس میاندیشید که چگونه میتوان هم به قانون وفادار ماند و هم رنج انسان را دید، گفتوگویی دقیق و مسئولانه میتواند آغاز راه باشد. برای هماهنگی یک گفتوگوی حرفهای و سنجش امکان ترمیم در پرونده شما، با ما تماس بگیرید.
سوالات متداول
۱. تفاوت عدالت ترمیمی با عدالت تنبیهی در یک جمله چیست؟
عدالت ترمیمی بهجای تمرکز بر تنبیهِ نقضکننده قانون، بر جبران زیانِ وارد بر انسان و رابطه تمرکز میکند و با گفتوگو، مسئولیتپذیری و توافقهای عملی، حس عدالت و اعتماد را بازسازی میکند.
۲. نقش قربانی در عدالت ترمیمی چیست؟
قربانی در کانون فرایند قرار میگیرد: روایتش شنیده میشود، نیازهایش شناسایی میگردد و در طراحی اقدامات جبرانی مشارکت دارد؛ همزمان از او در برابر فشار و آسیب ثانویه با آمادهسازی و تسهیلگری حرفهای حمایت میشود.
۳. آیا عدالت ترمیمی برای پروندههای سنگین هم قابل استفاده است؟
در جرایم سنگین معمولاً جایگزین کامل دادرسی نیست، اما میتواند بهعنوان مکمل در مدیریت رنج، کاهش تعارض، تسهیل صلح و سازش و طراحی اقدامات معنادارِ غیرمادی بهکار رود؛ به شرط رضایت آگاهانه و نظارت قضایی.
۴. نقش وکیل در فرآیند میانجیگری یا نشست ترمیمی چیست؟
وکیل با ترجمه حقوق به زبان انسان، صیانت از حقوق طرفین، تنظیم توافقنامه معتبر و مدیریت ریسک عدمتوازن قدرت، امکان ترمیم ایمن و مؤثر را افزایش میدهد و پیوند فرایند ترمیمی با دادرسی رسمی را برقرار میکند.
۵. مهمترین چالشهای اخلاقی عدالت ترمیمی کدام است؟
داوطلبانهبودنِ واقعی، عدمتوازن قدرت، خطر آسیب ثانویه، حدود محرمانگی و ضمانت اجرای توافقنامهها. پاسخ حرفهای به این چالشها با تسهیلگری تخصصی، پروتکلهای حفاظتی و نظارت قضایی ممکن میشود.
منابع منتخب
- Zehr, Howard. The Little Book of Restorative Justice. Good Books, 2015.
- United Nations Office on Drugs and Crime (UNODC). Handbook on Restorative Justice Programmes, 2020.








