چرا توهین به متهم خلاف کرامت انسانی است؟ تحلیل قرآنی و اخلاقی

تصویر دادگاه با تاکید بر کرامت انسانی متهم و رفتار قضایی محترمانه در چارچوب تحلیل قرآنی و اخلاقی، با نور ملایم و حس آرامش

در نگاه قرآن، کرامت انسانی یک اصل تغییرناپذیر است؛ اصلی که به‌محض تولد به انسان عطا می‌شود و با اتهام، فقر، قدرت یا شکست تغییر نمی‌کند. حتی در سخت‌ترین پرونده‌ها، انسان بودنِ انسان از او جدا نمی‌شود. از این‌رو «توهین به متهم» نه‌تنها رفتاری غیراخلاقی است، بلکه نقض هم‌زمان عدالت، حرمت و حقیقت‌جویی است. عدالتِ بی‌کرامت، به‌جای گشودن راه حقیقت، فضای دادرسی را غبارآلود می‌کند و دسترسی به واقعیت را دشوار. این نوشتار با رویکردی کرامت‌محور و با تکیه بر پیام‌های قرآن، تفاوت مهم میان سرزنش جرم و تحقیر انسان را روشن می‌کند و نشان می‌دهد چرا احترام به متهم، شرط لازم برای شنیده‌شدنِ صدای حقیقت است. در فرهنگ ایرانی و اسلامی، عدالت با رحمت و انسانیت معنا می‌یابد؛ بنابراین لحن، گفتار و رفتار ما در مقام قاضی، وکیل یا شهروند باید حامل تراز کرامت باشد.

کرامت انسانی در نگاه قرآن: از «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» تا اخلاق گفت‌وگو

آیهٔ «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (اسراء/۷۰) نقطهٔ عزیمت جهان‌بینی کرامت‌محور است: کرامت، موهبتی است عام برای همهٔ فرزندان آدم؛ مقدم بر دین، قوم، طبقه و وضعیت قضایی. این پیش‌فرض الهی، جهت رفتار ما را تعیین می‌کند: در مواجههٔ قضایی، فرد هرچند «متهم» است، اما «مُهان» نیست. قرآن در کنار اصل کرامت، نرم‌افزار اخلاقی مواجهه را نیز بیان می‌کند: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاّ تَعْدِلُوا» (مائده/۸)؛ یعنی حتی در اوج تنش و نفرت، عدالت را ترک نکنید. همچنین «لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ» (حجرات/۱۱) و نهی از غیبت و اهانت (حجرات/۱۱-۱۲) نشان می‌دهد تحقیر و تمسخر، از نظر قرآن، ضد اخلاق گفت‌وگو است. برای قاضی، وکیل و ضابط، این پیام ترجمه‌ای روشن دارد: لحن و واژگان، بخشی از عدالت‌اند؛ عدالت فقط رای یا حکم نیست، بلکه «شیوهٔ گفتن و شنیدن» هم هست.

«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» — کرامت انسان، تقدمی دارد که هیچ اتهامی آن را سلب نمی‌کند.

مرز دقیق میان سرزنش جرم و تحقیر انسان

در فرایند دادرسی، نقدِ رفتار مجرمانه یک ضرورت است، اما تحقیرِ شخص، نقض کرامت و عدالت. این دو اگرچه در ظاهر شبیه‌اند، اما از نظر هدف، زبان و پیامد، تفاوت بنیادین دارند. فهم این مرز، از لغزش‌های رایج پیشگیری می‌کند؛ لغزش‌هایی که گاه ناخواسته رخ می‌دهند و روند رسیدن به حقیقت را تخریب می‌کنند.

  • هدف: سرزنش جرم، رفتار را نقد می‌کند تا حقیقت آشکار و جبران ممکن شود؛ تحقیر انسان، شخصیت را می‌کوبد و در او احساس بی‌ارزشی می‌کارد.
  • زبان: سرزنشِ جرم از واژگان دقیق، بی‌طرف و مستند بهره می‌برد؛ تحقیر از برچسب‌ها، کنایه و تمسخر استفاده می‌کند.
  • اثر روانی: سرزنشِ جرم امکان مسئولیت‌پذیری را افزایش می‌دهد؛ تحقیر دفاع‌زدگی، خشم و انکار را تقویت می‌کند.
  • اثر حقوقی: سرزنشِ جرم به روشن‌شدن عناصر مادی و معنوی کمک می‌کند؛ تحقیر، اعتبار اظهارات را خدشه‌دار می‌سازد و حتی می‌تواند موجب مخدوش‌شدن ادله شود.
  • پیامد اجتماعی: سرزنشِ جرم اعتماد عمومی به عدالت را بالا می‌برد؛ تحقیر، فضای دادگاه را ملتهب و افکار عمومی را دوقطبی می‌کند.

نکتهٔ کلیدی این است: می‌توان به‌طور قاطع با رفتار مجرمانه مقابله کرد، بی‌آنکه حرمت انسان شکسته شود. این هنرِ عدالت است.

پیامدهای اخلاقی و روانی توهین بر متهم و دادرسی

توهین به متهم، فراتر از درد کلمات است؛ سازوکارهای روانی و نهادی دادرسی را نیز مختل می‌کند. انسانی که تحقیر می‌شود، به‌طور طبیعی یا خاموش می‌شود یا پرخاشگر؛ هر دو حالت، کشف حقیقت را دشوار می‌کند. تحقیر، ذهن را به جای «تبیین واقعیت»، درگیر «دفاع از عزت‌نفس» می‌کند. در این وضعیت، حتی امکان اعتراف صادقانه یا همکاری در بازسازی صحنه نیز کاهش می‌یابد. از سوی دیگر، اهانت در جلسهٔ علنی، می‌تواند بر هیئت قضایی، وکلا و شهود اثر القایی بگذارد و خطای شناختی «تونلی» ایجاد کند؛ یعنی همه‌چیز از زاویهٔ یک برچسب دیده می‌شود.

  • افزایش ریسک اظهارات نادقیق: فشار توأم با تحقیر، ممکن است فرد را به اظهارات دفاعی یا واکنشی سوق دهد که کیفیت کشف حقیقت را پایین می‌آورد.
  • تشدید انگ اجتماعی: توهینِ عمومی، بازگشت متهم (حتی اگر بی‌گناه شناخته شود) به زندگی عادی را سخت می‌کند و سرمایهٔ اجتماعی عدالت را می‌کاهد.
  • فرسایش همدلی جمعی: اهانتِ عادی‌شده، فرهنگ عمومی را خشن می‌کند؛ و جامعهٔ خشن، عدالتِ نرم‌افزاریِ کمتری تولید می‌کند.

در تجربهٔ دادگاه، دیده‌ایم که حفظ لحن محترمانه، اضطراب را کاهش می‌دهد، تمرکز را بالا می‌برد و به گفت‌وگوهای روشنگر منتهی می‌شود. به زبان ساده: احترام، سرعت و کیفیت رسیدن به حقیقت را افزایش می‌دهد.

کرامت به مثابه پیش‌شرط عدالت: چرا بدون احترام، حقیقت پنهان می‌ماند؟

عدالت بیش از هرچیز یک سازوکار شناختی و اخلاقی است. برای اینکه حقیقت شنیده شود، «حق شنیده‌شدن» باید محترم شمرده شود. حفظ کرامت، پیش‌شرط فعال‌شدن این حق است. وقتی فرد احساس بی‌حرمتی می‌کند، ذهن او به حالت دفاعی می‌رود؛ اطلاعات حیاتی سانسور می‌شود یا به‌گونه‌ای واکنشی بیان می‌گردد. برعکس، کرامت‌محوری سه نتیجهٔ کلیدی دارد:

  1. افزایش اعتماد: متهمِ محترم‌شده، احتمال بیشتری دارد که راستگو باشد یا دست‌کم تناقض‌ها را توضیح دهد.
  2. کاهش سوگیری: لحن منصفانه، به قاضی و هیئت رسیدگی کمک می‌کند از برچسب‌زدن و قضاوت شتاب‌زده دور بمانند.
  3. تقویت مسئولیت‌پذیری: احترام، زمینهٔ پذیرش سهم فرد در خطا را فراهم می‌کند؛ «اعتراف» در بستر کرامت، پایدارتر و صادقانه‌تر است.

به بیان دیگر، کرامتْ یک «گزینهٔ اخلاقی تجملی» نیست؛ رکن روش‌شناسی عدالت است. قرآن با پیوند «عدل» و «احسان»، به ما می‌آموزد که حقیقت بدون رحمت، در جنب‌وجوش خشم و تحقیر گم می‌شود.

لحن، رفتار و گفتار قضایی: زبان عدالت و اثر آن بر کرامت

در فرهنگ ایرانی و اسلامی، احترامِ گفتاری و رفتاری، نه تشریفات، که زیرساخت اعتماد است. در جلسهٔ بازجویی یا دادگاه، کلماتی که انتخاب می‌کنیم، نحوهٔ خطاب، فاصلهٔ بدنی، قطع‌کردن یا نَکردنِ سخن، همه بخشی از عدالت‌اند. «آقای/خانم…» گفتن، استفاده از واژه‌های دقیق به‌جای برچسب‌ها، و مدیریت عواطف بیرون از دادگاه، فضای امنِ بیان حقیقت را می‌سازد.

نکات مهم و برجسته

  • از واژگان توصیفی و حقوقی استفاده کنید، نه تحقیرآمیز: «اظهارات متناقض» به‌جای «دروغگو».
  • وقفه‌های کوتاه برای تنظیم هیجان‌ها بگذارید؛ سکوتِ سنجیده، از کلامِ تند مؤثرتر است.
  • وقتی اضطراب متهم بالاست، سرعت پرسش‌ها را کم کنید و از پرسش‌های القایی بپرهیزید.
  • تذکر محترمانه به حضار برای خودداری از واکنش‌های احساسی، بخشی از مدیریت عدالت است.
  • در صورت نیاز به تذکر قاطع، از جملات بی‌طرف استفاده کنید: «لطفاً به پرسش پاسخ دهید».

چالش‌ها و راه‌حل‌ها

  • چالش: فشار رسانه‌ای یا خانوادگی برای برخورد سخت.
    راه‌حل: صورتجلسهٔ روشن، دستورهای انضباطی یکنواخت و ارجاع به اصول قانونی و اخلاقی.
  • چالش: فرسودگی شغلی و هیجانات انباشتهٔ قضات و ضابطان.
    راه‌حل: پروتکل‌های مراقبت از خود (Self-care) نهادی و آموزش مهارت‌های ارتباطی.
  • چالش: سوءبرداشت از اقتدار.
    راه‌حل: تعریف اقتدارِ آرام: قاطعیت در روش، نرمی در بیان.

نمونه‌های حرفه‌ای برای حفظ حرمت متهم در پرونده‌های سخت

پرونده‌های قتل، جرایم مالی، خانوادگی و سایبری اغلب مملو از تنش و روایت‌های متعارض‌اند. در چنین بسترهایی، رعایت چند الگوی عملی می‌تواند هم کرامت را حفظ کند و هم کیفیت دادرسی را ارتقا دهد.

  • بازجویی گام‌به‌گام: شروع از اطلاعات غیرمناقشه‌برانگیز و حرکت به‌سوی پرسش‌های حساس؛ این ترتیب، دفاع‌زدگی را کم می‌کند.
  • خطاب محترمانهٔ ثابت: از آغاز تا پایان، از یک شیوهٔ خطاب بی‌طرف استفاده کنید؛ تغییر لحن به‌تناسب پاسخ‌ها، حس بی‌ثباتی و تحقیر می‌آورد.
  • توضیح حقوق و چارچوب‌ها: پیش از شروع پرسش‌گری، حق سکوت، حق وکیل و شیوهٔ ثبت اظهارات را روشن کنید؛ شفافیت، اعتماد می‌آورد.
  • پرهیز از تشهیر: در پرونده‌های حساس، کنترل انتشار اظهارات تحقیرآمیز در رسانه یا شبکه‌های اجتماعی، از تخریب حیثیت جلوگیری می‌کند.
  • بازسازی صحنه با کرامت: هنگام بازسازی علمی صحنه، از بازآفرینی‌های تحقیرآمیز یا غیرضروری خودداری کنید؛ هدف فهم حقیقت است، نه تنبیه نمادین.
  • مدیریت مواجههٔ حضوری: در پرونده‌های خانوادگی، قواعد گفت‌وگوی محترمانه را قبل از مواجهه اعلام و در عمل اجرا کنید.

اخلاق قرآنی در لحظه‌های سخت: چگونه حرمت را نشکنیم؟

قرآن، معیارهایی قرار می‌دهد که در لحظهٔ خشم و فشار نیز به‌کار می‌آیند: «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى» (مائده/۸)، «کَاظِمِينَ الْغَيْظَ» (آل‌عمران/۱۳۴)، و نهی از تمسخر و تحقیر (حجرات/۱۱). این معیارها، اخلاقی حِکمی و کاربردی می‌سازند: عدالتِ عادلانه، از راهِ زبان و رفتارِ محترمانه می‌گذرد. در تجربهٔ قضایی ایران، گاه فشار افکار عمومی یا رنجِ واقعیِ شاکی، لحن ما را تند می‌کند. اما اخلاق قرآنی دعوت می‌کند که حتی در سوگ و خشم، کرامت انسان شکسته نشود؛ چراکه شکستن کرامت، نه مرهم رنج قربانی است و نه چراغ حقیقت.

  • مسئله: «سختی پرونده» را گاه مترادف «سختی لحن» می‌گیریم.
    راه‌حل: تفکیک «قاطعیت در روش» از «خشونت در بیان».
  • مسئله: فشار زمانی و تعدد پرونده‌ها.
    راه‌حل: چک‌لیست‌های ارتباطی کوتاه پیش از شروع جلسه: واژه‌های بی‌طرف، قاعدهٔ نوبت، تذکر محترمانه.
  • مسئله: برچسب‌زنی رسانه‌ای.
    راه‌حل: آموزش سواد رسانه‌ای حقوقی و تاکید بر بی‌گناهی تا صدور حکم قطعی.

جمع‌بندی: حفظ حرمت متهم، بخشی از عدالت الهی و مسئولیت انسانی

حفظ کرامت انسانیِ متهم، یک لطف اضافی نیست؛ شرط رسیدن به حقیقت است. توهین، عدالت را غبارآلود می‌کند، هیجان‌ها را بر عقلانیت مقدم می‌سازد و سرمایهٔ اعتماد را می‌سوزاند. پیام قرآن روشن است: کرامت، پیش‌فرض هر مواجههٔ انسانی است و عدالتِ واقعی در مدار همین کرامت می‌چرخد. اگر می‌خواهیم صدای حقیقت شنیده شود، باید نخست به انسان بودنِ گوینده احترام بگذاریم. در پرونده‌های سنگین و حساس، همراهی یک رویکرد کرامت‌محور می‌تواند ریسک‌های دادرسی را کاهش دهد و کیفیت دفاع و قضاوت را بالا ببرد. برای گفت‌وگو دربارهٔ طراحی خط دفاع مستند و سازگار با اخلاق قرآنیِ عدالت، می‌توانید برای تماس و مشاوره با دکتر رضوی‌فرد اقدام کنید.

سوالات متداول

۱) آیا نقد صریح رفتار متهم، توهین محسوب می‌شود؟

خیر. نقد صریحِ رفتار، اگر با واژه‌های دقیق، مستند و بی‌طرف همراه باشد، توهین نیست. توهین زمانی رخ می‌دهد که از برچسب‌های تحقیرآمیز برای توصیف شخص استفاده شود یا هدف، تخریب شخصیت باشد نه روشن‌سازی حقیقت. معیار ساده این است: آیا بیان شما به «فهم واقعه» کمک می‌کند یا «خوارسازی انسان» را نشانه رفته است؟

۲) در بازجویی چگونه می‌توان مقتدر بود اما تحقیر نکرد؟

اقتدار قضایی از وضوح روش، ثبات در قواعد و مدیریت لحن می‌آید، نه از تندی کلام. دستورالعمل‌های روشن در آغاز جلسه، پرسش‌های کوتاه و هدفمند، اجتناب از کنایه و تمسخر، و استفاده از تذکرات بی‌طرف («لطفاً پاسخ دقیق بدهید») ترکیبی می‌سازند که هم قاطع است و هم محترمانه. سکوت‌های برنامه‌ریزی‌شده نیز ابزار اقتدار آرام‌اند.

۳) اگر متهم به قاضی یا شاکی توهین کرد، چه باید کرد؟

قانون ابزارهای واکنش دارد؛ اما نخستین گام، کنترل جلسه و قطع چرخهٔ اهانت است. یادآوری محترمانهٔ قواعد، ثبت رفتار در صورتجلسه و در صورت تکرار، اعمال ضمانت اجراهای قانونی بدون توهین، بهترین مسیر است. پاسخ متقابلِ تحقیرآمیز، اعتبار فرایند را مخدوش می‌کند و امکان شنیدن حقیقت را پایین می‌آورد.

۴) توهین رسانه‌ای به متهم چه پیامدی دارد؟

توهین در رسانه، هم کرامت فردی را می‌شکند و هم بر افکار عمومی اثر می‌گذارد؛ نتیجه، شکل‌گیری قضاوت‌های شتاب‌زده و فشارهای بیرونی بر دادرسی است. علاوه بر آسیب‌های اخلاقی، این فضا می‌تواند حقوق متهم و حتی حقوق قربانی را به‌طور هم‌زمان تضعیف کند. اصول خبری بی‌طرف و پرهیز از برچسب‌زنی، بخشی از عدالت ارتباطی است.

۵) آیا منع توهین به متهم در قوانین ایران تصریح شده است؟

رویکرد حاکم بر قوانین ایران از حرمت حیثیت افراد صیانت می‌کند؛ از جمله اصل‌هایی که هتک حرمت اشخاصِ تحت تعقیب یا بازداشت را ممنوع می‌دانند. در عمل نیز، آیین‌های رسیدگی و اخلاق حرفه‌ای قضایی بر رفتار محترمانه تأکید دارند. این چارچوب حقوقی با پیام قرآنی کرامت همسو است و از آن پشتیبانی می‌کند.

منابع

  1. قرآن کریم: اسراء/۷۰؛ مائده/۸؛ حجرات/۱۱–۱۲؛ آل‌عمران/۱۳۴.
  2. Mohammad Hashim Kamali, The Dignity of Man: An Islamic Perspective, The Islamic Texts Society, 2002.
سید محمدرضا رضوی‌فرد وکیل دادگستری و نویسنده بخش قرآن، عدالت و انسان در مجله عدالت و دفاع است. فعالیت او بر بررسی مفاهیم قرآنی مرتبط با عدالت و کرامت انسانی و ارائه رویکردی قابل‌فهم و معاصر به مسائل اخلاقی و اجتماعی متمرکز است.
سید محمدرضا رضوی‌فرد وکیل دادگستری و نویسنده بخش قرآن، عدالت و انسان در مجله عدالت و دفاع است. فعالیت او بر بررسی مفاهیم قرآنی مرتبط با عدالت و کرامت انسانی و ارائه رویکردی قابل‌فهم و معاصر به مسائل اخلاقی و اجتماعی متمرکز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =