شبی را تصور کنید که در سکوت راهروی یک دادگاه مینشینید؛ خانوادهای در اندوه از دست دادن عزیزشان، در یک سو، و متهمی که نگاهش را از زمین برنمیدارد، در سوی دیگر. در این میان، مادری به آرامی زیر لب میخواند: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» و دیگری آیهای از رحمت را زمزمه میکند: «وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ». در این لحظه انسانی، پرسشی عمیق شکل میگیرد: آیا میتوان از خداوندِ عادل سخن گفت و رحمت او را نادیده گرفت؟ یا از خدای رحمان یاد کرد و عدالت او را فراموش کرد؟
عدالت و رحمت در قرآن؛ از واژه تا تجربه انسانی
کلیدواژههای «عدالت» و «رحمت» در قرآن تنها مفاهیمی انتزاعی نیستند؛ در متن زندگی انسان حضور دارند. عدالت، در معنای قرآنی، صرفاً «مجازات کردن» یا «تقسیم برابر» نیست، بلکه به معنای «قرار دادن هر چیز در جای خود» است؛ یعنی هر حق در جای درست، هر انسان در شأن انسانی خود، و هر تصمیم در تراز حقیقت و مسئولیتپذیری. رحمت نیز در قرآن، احساس لحظهای ترحم نیست؛ افقی است از گشودگی، امکان بازگشت، شفقت و فراهم کردن فرصت اصلاح برای انسانِ خطاکار.
در پروندههای کیفری، بهویژه در پروندههای قتل، این دو مفهوم بیش از هر جای دیگر خود را نشان میدهند. خانواده قربانی از «عدالت» میگویند و متهم و خانوادهاش در آستانه فروپاشی، دل به «رحمت» بستهاند. همین تنش درونی است که باعث میشود پرسش اصلی این مقاله شکل بگیرد: در نگاه قرآن، عدالت و رحمت چه نسبتی با هم دارند و این نسبت در تصمیمهای قضایی چه معنایی پیدا میکند؟
چهره قرآنی عدالت؛ فراتر از مجازات
قرآن بارها از عدالت، قسط و میزان سخن گفته است. در آیه معروف «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»، عدالت در کنار احسان میآید؛ گویی عدالت، پایه است و احسان، افقی فراتر از آن. مفسران بسیاری توضیح دادهاند که عدالت به معنای این است که هیچ حقی پایمال نشود، هیچ بیگناهی قربانی نشود و هیچ مجرم واقعی، پشت غبار ابهام پنهان نماند.
در معنای انسانی، عدالت قرآنی دستکم چند لایه دارد:
- حقیقتمحوری: نزدیک شدن هرچه بیشتر به واقعیت آنچه رخ داده است، نه رضایت ظاهری افکار عمومی.
- مسئولیتپذیری: هر کس به اندازه سهم واقعی خود پاسخگو باشد؛ نه کمتر، نه بیشتر.
- حفظ کرامت انسانی: حتی مجرم، از منظر قرآن، صاحب کرامت ذاتی است و نباید با او تحقیرآمیز و انتقامجویانه رفتار شود.
در فضای دادگاه، این نگاه یعنی قاضی و وکیل، پیش از هر چیز، در پی «عدالت انسانی» هستند؛ عدالتی که با حقیقت، کرامت و وجدان قضایی گره خورده است، نه صرفاً با شدت مجازات.
رحمت در قرآن؛ امکان بازگشت، نه انکار خطا
رحمت در قرآن، واژهای احساسی و سست نیست؛ یکی از بنیادیترین اوصاف الهی است: «الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ». رحمانیتی که همگانی است و رحیمیّتی که بهطور ویژه، انسانِ رو به خدا را در بر میگیرد. آیه «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» بهروشنی نشان میدهد که حتی «افراطکنندگان بر خود» نیز از افق رحمت خارج نشدهاند.
در سطح اخلاقی و انسانی، رحمت قرآنی چنین معنا مییابد:
- دیدن انسان پشت خطا: مجرم تنها «پرونده» نیست؛ انسانی است با تاریخچه، ضعفها و گاه رنجهایی که او را به سمت خطا راندهاند.
- گشودن راه اصلاح: توبه، جبران، مصالحه و آشتی، در منطق قرآنی، از دل همین رحمت امکانپذیر میشود.
- کاهش کینه و انتقام: رحمت، احساس انتقام را مهار میکند تا عدالت به کینه شخصی فروکاسته نشود.
به همین دلیل، قرآن در کنار بیان احکام کیفری، بارها از توبه، گذشت و فضل الهی سخن میگوید؛ گویی در دل هر خطا، هنوز امکان بازگشت وجود دارد، هرچند این بازگشت، نفی ضرورت پاسخگویی و جبران نیست.
نسبت عدالت و رحمت در قرآن؛ تقابل یا تکمیل؟
اگر عدالت را تنها به «قصاص» و رحمت را صرفاً به «بخشیدن بیقید و شرط» تقلیل دهیم، این دو رودرروی هم قرار میگیرند. اما قرآن چنین تصویری ارائه نمیکند. در آیات مربوط به قصاص آمده است: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ»؛ یعنی قصاص، در اصل، برای حیات جامعه و پاسداشت جانها تشریع شده است. همزمان، امکان گذشت و دیه نیز پیشبینی میشود و از آن به «تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ» تعبیر میشود.
بهعبارت دیگر:
- عدالت، ساختار و مرزها را تعیین میکند؛ اینکه هر عمل، تبعاتی دارد و حقوق قربانی و جامعه نباید نادیده گرفته شود.
- رحمت، در دل همین ساختار، امکان انعطاف، گذشت و بازسازی را فراهم میکند.
به زبان تفسیری، میتوان گفت: عدالت، پاسخ به «چه کسی مسئول است و چه باید بپردازد؟» است؛ رحمت، پاسخ به «چگونه میتوان این مسئولیت را به افقی سازنده و انسانی تبدیل کرد؟». در نتیجه، عدالت بدون رحمت، به خشونت و تحجر نزدیک میشود و رحمت بدون عدالت، به بینظمی اخلاقی و بیمسئولیتی. نگاه قرآنی، این دو را درهمتنیده میبیند؛ همچون دو بال برای پرواز انسان و جامعه به سوی تعادل.
پیوند عدالت و رحمت در دادرسی کیفری
در تجربه دادگاه، قاضی و وکیل هر روز با این پرسش روبهرو هستند که «چقدر باید سخت بود و کجا باید گشودگی نشان داد؟». وقتی پروندهای سنگین، مثلاً در حوزه دفاع و وکالت کیفری در جرایم علیه نفس، روی میز قرار میگیرد، تنها متون قانونی کافی نیستند؛ وجدان قضایی، شناخت از نفس انسان و فهم نسبت عدالت و رحمت نیز وارد میدان میشود.
تصور کنید در پروندهای، متهم جوانی است که در نزاعی ناگهانی، سبب مرگ فردی شده است. از یکسو، رنج عمیق خانواده مقتول و حق مسلم آنان برای دادخواهی حضور دارد؛ از سوی دیگر، متهمی که هیچ سابقهای ندارد، سالها تحت خشونت خانوادگی بوده و در لحظهای کوتاه، کنترل خود را از دست داده است. اگر قاضی تنها روی بعد کیفری و عدد قانون تمرکز کند، ممکن است رأی «منطبق با متن» اما دور از روح عدالت انسانی صادر شود. اگر هم صرفاً از سر احساس ترحم، همهچیز را نادیده بگیرد، حقوق قربانی و امنیت جامعه پایمال میشود.
در چنین بزنگاههایی است که پیوند قرآنی عدالت و رحمت معنا مییابد: رأیی که هم حق قربانی را جدی میگیرد، هم اوضاع و احوال متهم، امکان اصلاح، ندامت واقعی و ظرفیت بازگشت او را در نظر میآورد. این همان نقطهای است که مجازات، صرفاً تنبیه نیست؛ تبدیل به مسیری برای مسئولیتپذیری و بازسازی انسان میشود.
جدول مقایسه: عدالتِ بیرحمت و رحمتِ بیعدالت در برابر نگاه قرآنی
برای روشنتر شدن بحث، میتوان سه نگاه را در کنار هم قرار داد:
| نگاه | ویژگیها | پیامدها در دادرسی |
|---|---|---|
| عدالتِ بیرحمت | تأکید افراطی بر مجازات، بیاعتنایی به اوضاع و احوال، نادیده گرفتن امکان اصلاح | خشونت ساختاری، افزایش کینه، ناامیدی متهم، دشواری بازگشت او به جامعه |
| رحمتِ بیعدالت | گذشتهای بیضابطه، نادیده گرفتن رنج قربانی و امنیت عمومی | بینظمی اخلاقی، تضعیف بازدارندگی قانون، احساس بیعدالتی در جامعه |
| نگاه قرآنی به عدالت و رحمت | ترکیب ساختارمند عدالت با گشودگی رحمت، توجه همزمان به حق قربانی، متهم و جامعه | احساس انصاف قضایی، امکان اصلاح متهم، کاهش کینه و افزایش اعتماد عمومی به نظام دادرسی |
چالشها و راهحلها: وقتی عدالت و رحمت در تنش قرار میگیرند
در عمل، قاضی، وکیل و حتی خانوادهها درگیر چالشهای واقعی میشوند؛ جایی که تصمیم، تنها حقوقی نیست، انسانی هم هست. برخی از این چالشها عبارتاند از:
- چالش رنج قربانی: خانواده مقتول احساس میکنند هر گونه تخفیف، بیاعتنایی به رنج آنهاست.
- چالش ترس متهم: متهم، در هراس از حکم سنگین، هم به عدالت و هم به رحمت میاندیشد، اما نمیداند نظام دادرسی چگونه میان این دو جمع میکند.
- چالش افکار عمومی: قضاوتهای احساسی جامعه، گاهی توقع مجازات حداکثری را القا میکند.
راهحل در منطق قرآنی و در تجربه دادرسی، در چند نکته کلیدی نهفته است:
- تبیین شفاف عدالت: توضیح برای خانوادهها که عدالت، صرفاً «شدت مجازات» نیست، بلکه «تناسب، حقیقت و امکان اصلاح» را هم در بر میگیرد.
- بازخوانی رحمت بهعنوان بخشی از عدالت: نشان دادن این واقعیت که گذشت مشروط، تخفیف مبتنی بر اوضاع و احوال، و پذیرش توبه، در بسیاری موارد خود تجلی عدالت قرآنی است.
- نقش وکیل متخصص: وکیلی که هم حقوق را میشناسد و هم زبان انسانی عدالت را، میتواند میان رنج قربانی و ترس متهم پلی بزند و روایت پرونده را در افقی عادلانه و رحیمانه بازگو کند.
عدالت و رحمت در لحظه خطا، توبه و امید
فراتر از سالن دادگاه، هر انسان در زندگی شخصی خود، لحظههایی را تجربه میکند که در آن، هم از عدالت میترسد و هم به رحمت امید میبندد: لحظهای که به خطای خود آگاه میشود، وقتی آثار عملش را در چهره دیگری میبیند، یا زمانی که تصمیم به جبران و توبه میگیرد. در این لحظات، انسان ناخودآگاه با دو پرسش روبهروست: «آیا باید تا آخر پاسخگوی عملم باشم؟» و «آیا هنوز راهی برای بازگشت و اصلاح هست؟».
قرآن، با کنار هم نهادن آیات عدالت و رحمت، پاسخی متوازن به این اضطراب درونی میدهد. از یکسو، یادآوری میکند که هیچ عملی بینتیجه نمیماند و انسان در برابر انتخابهای خود مسئول است؛ از سوی دیگر، درهای باز رحمت، توبه و جبران را نشان میدهد. این ترکیب، برای بازسازی اعتماد به زندگی و امکان اصلاح ضروری است؛ زیرا اگر عدالت نباشد، انسان جدی بودن انتخابهای خود را از دست میدهد و اگر رحمت نباشد، زیر بار سنگین خطا، در خود فرومیشکند.
نتیجهگیری: دو چهره یک حقیقت واحد
در نگاه قرآنی، عدالت و رحمت دو مسیر جداگانه نیستند که یکی را انتخاب کنیم و دیگری را کنار بگذاریم؛ دو چهره یک حقیقتاند. حقیقتی که میگوید انسان، هم مسئول است و هم قابلاصلاح؛ هم باید پاسخگو باشد و هم میتواند در پرتو رحمت، از خطا عبور کند. وقتی این نگاه به عرصه دادرسی میآید، قاضی دیگر تنها مجری سرد متن قانون نیست؛ انسانِ آگاهی است که میان عدد قانون، رنج قربانی و امکان بازگشت متهم تعادل برقرار میکند. وکیل نیز تنها مدافع فنی موکل نیست؛ کسی است که روایت دفاع را در چارچوب همین عدالت رحیمانه سامان میدهد.
برای نظام قضایی ایران، که ریشه در آموزههای اسلامی و فرهنگ قرآنی دارد، بازاندیشی نسبت عدالت و رحمت نه بحثی انتزاعی، که یک ضرورت عملی است؛ ضرورتی برای آنکه اجرای احکام و تماس و مشاوره حقوقی، به انسان نزدیکتر شود و بهجای بازتولید کینه، امکان آشتی، مسئولیتپذیری و کرامت انسانی را تقویت کند. در نهایت، عدالتِ بیرحمت و رحمتِ بیعدالت، هر دو ناقصاند؛ آنچه قرآن به ما میآموزد، راهی است که در آن، وجدان قضایی، رنج قربانی و امید متهم، همگی در پرتو یک عدالت رحیمانه دیده شوند.
سوالات متداول
۱. در قرآن، عدالت و رحمت چه نسبتی با هم دارند؟
در قرآن، عدالت و رحمت در تقابل با هم نیستند؛ عدالت، چارچوب مسئولیت و پاسخگویی را تعیین میکند و رحمت، در دل همین چارچوب، امکان بازگشت، تخفیف و اصلاح را فراهم میآورد. به این معنا، رحمت بخشی از تحقق عدالت است، نه جایگزین آن.
۲. آیا توجه به رحمت به معنای نادیده گرفتن حقوق قربانی است؟
خیر. رحمت قرآنی هرگز به معنای نادیده گرفتن رنج قربانی یا حق او بر دادرسی عادلانه نیست. بلکه تلاش میکند در کنار احقاق حق، از تبدیل شدن مجازات به ابزار انتقام و کینه جلوگیری کند و امکان جبران، آشتی و کاهش خشونت را فراهم سازد.
۳. قاضی چگونه میتواند میان عدالت و رحمت تعادل برقرار کند؟
قاضی، با توجه همزمان به متن قانون، اوضاع و احوال متهم، رنج قربانی و مصالح جامعه، میتواند رأیی صادر کند که هم تناسب و انصاف را رعایت کند و هم امکان اصلاح و بازگشت را نادیده نگیرد. این تعادل، جوهره عدالت رحیمانه در نگاه قرآنی است.
۴. نقش وکیل در پیوند عدالت و رحمت چیست؟
وکیل، اگر تنها به جنبههای فنی دفاع بسنده نکند و روایت انسانی پرونده را نیز بهدرستی بیان کند، میتواند به قاضی کمک کند تا تصویر کاملتری از متهم، زمینههای خطا و امکان اصلاح او ببیند. این کار، زمینه جمع میان عدالت و رحمت را در رأی نهایی تقویت میکند.
۵. آیا در پروندههای قتل، رحمت جایگاهی در کنار عدالت دارد؟
در پروندههای قتل، اصل بر حفظ جان و پاسداشت حق قربانی است، اما قرآن و فقه اسلامی در کنار تشریع قصاص، راههایی برای گذشت، دیه و مصالحه نیز پیشبینی کردهاند. این راهها، هنگامی که با رضایت و آگاهی خانواده مقتول طی شود، تجلی همان پیوند عدالت و رحمت در سختترین پروندههاست.
منابع
الطبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، دارالفکر، بیروت.
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، جامعه مدرسین، قم.








