شبی در بخش اورژانس، جوانی را تصور کنید که در یک تصادف زنجیرهای بیتقصیر آسیب دیده، آیندهاش مبهم است و خانوادهاش مضطرب پشت در ایستادهاند. در سکوت میان صدای آلارم دستگاهها، یک پرسش سنگین در ذهنش میچرخد: «چرا من؟ من چه کرده بودم که چنین رنجی نصیبم شود؟» این پرسش، فقط مربوط به تخت بیمارستان نیست؛ در راهروی دادگاه، در خانهای که ناگهان عزیزی را از دست داده، یا کنار متهمی که خود را بیگناه میداند نیز تکرار میشود. تنش عجیبی میان رنج، معنای زندگی و باور به عدالت خدا شکل میگیرد؛ گویی ذهن انسان در برابر این سهگانه متوقف میشود.
مقاله پیشِرو تلاش میکند با تکیه بر نگاه قرآن، نشان دهد رنج چگونه بخشی از تجربه انسانی و در عین حال، میدانی برای فهم عمیقتر عدالت الهی است؛ میدانی که اگر درست دیده شود، میتواند هم ایمان را عمیقتر کند و هم ما را در عرصههای قضایی، خانوادگی و اجتماعی به انصاف و همدلی بیشتر برساند.
رنج انسان و عدالت خداوند در آینه قرآن
کلیدواژه «رنج انسان و عدالت خداوند» در قرآن، در قالب واژههایی چون «ابتلاء»، «بلاء»، «مصیبت»، «صبر» و «حکمت» بازتاب مییابد. قرآن از یکسو خدا را «عَدْل» و «حَکیم» معرفی میکند و از سوی دیگر، رنج و سختی را بخشی جداییناپذیر از زندگی بشر میداند: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَد»؛ انسان در رنج آفریده شده است. این همنشینی رنج و عدالت، ذهن انسان را به پرسش وامیدارد: اگر خدا عادل است، چرا درد، بیعدالتی ظاهری و رنج بیگناه وجود دارد؟
قرآن بهجای انکار رنج یا وعدهدادن زندگی بدون سختی، آن را به رسمیت میشناسد و معنا میبخشد. در نگاه قرآنی، رنج امری تصادفی و بیریشه نیست، بلکه بخشی از ساختار زندگی در دنیا است؛ جهانی که بر اساس اختیار انسان، گذر زمان، محدودیتها و پیوند اعمال انسانی با پیامدها شکل گرفته است. در این چارچوب، عدالت خداوند به معنای حذف هرگونه رنج از جهان نیست، بلکه به معنای آن است که هیچ رنجی بیحساب، بیمعنا و بیرون از افق حکمت الهی رخ نمیدهد.
ابتلاء، صبر و امید؛ زبان قرآن برای فهم رنج
یکی از کلیدهای فهم رنج در قرآن، مفهوم «ابتلاء» است؛ آزمونی که صرفاً برای کشف مجهول از سوی خدا نیست، بلکه برای آشکار شدن ظرفیتهای پنهان انسان است. آیات متعددی یادآور میشود که انسانها با ترس، فقر، فقدان، بیماری و حتی نزاعهای اجتماعی آزموده میشوند. در این فضا، صبر، توکل و امید، واکنشهای منفعلانه نیستند، بلکه شیوهای فعال برای عبور از بحراناند.
قرآن، انسان رنجدیده را به سه محور دعوت میکند:
- صبر: نه به معنای تحمل کور، بلکه پایداری همراه با تشخیص راه درست.
- اعتماد: باور به اینکه پشتِ صحنه رنج، حکمتی فراتر از فهم لحظهای ما جریان دارد.
- امید: نپذیرفتن اینکه رنج، تعریف نهایی زندگی است؛ بلکه پلی است به سوی تغییری عمیقتر.
این سهگانه، انسان را از فروپاشی در برابر رنج بازمیدارد و او را به کنشگری اخلاقی و معنوی دعوت میکند؛ کنشی که میتواند در محیط خانواده، در دل یک پرونده قضایی یا در مواجهه با بحرانهای اجتماعی بروز یابد.
چرا انسان بیگناه رنج میکشد؟ چند زاویه قرآنی
یکی از سختترین پرسشها این است: «چرا انسان بیگناه رنج میکشد؟» قرآن میان «گناهکار بودن» و «رنج کشیدن» رابطهای مکانیکی برقرار نمیکند. بسیاری از رنجها محصول سازوکار طبیعی جهان، تصمیمهای دیگران، خطاهای جمعی یا حوادثی است که خارج از دایره انتخاب فرد رخ دادهاند. در اینگونه موارد، رنج لزوماً نشانه خشم الهی یا مجازات شخصی نیست.
حتی در قصههای پیامبران، چهرههایی را میبینیم که در اوج پاکی، رنجهای سهمگین را تجربه کردهاند؛ از ایوب(ع) با بیماری و فقر گرفته تا یوسف(ع) که قربانی حسادت، توطئه و زندان نابجا شد. این روایتها از منظر قرآن یک پیام روشن دارند: رنج، لزوماً نشانه «کمارزشی» انسان در پیشگاه خدا نیست، بلکه گاهی نشانه ظرفیت بالای روحی او برای تحمل، رشد و تأثیرگذاری اخلاقی بر دیگران است.
رنج و عدالت خداوند؛ از سوءظن تا فهم عمیقتر
نخستین واکنش انسان در برابر رنج بیتقصیر، معمولاً نوعی سوءظن نسبت به عدالت خداوند است. اما قرآن ما را از این برداشت شتابزده فراتر میبرد. عدالت الهی صرفاً به معنای «تقسیم متوازن راحتی و سختی در این لحظه» نیست؛ بلکه در افقی وسیعتر، شامل پیوند دنیا و آخرت، ظاهر و باطن، و مسئولیتهای فردی و جمعی است.
از نگاه قرآنی، رنج میتواند کارکردهایی داشته باشد که سنجش آن فقط با معیارهای لحظهای ممکن نیست:
- آشکار شدن حقیقت درونی انسان؛ اینکه او در تنگنا چه میکند و چه میشود.
- یادآوری محدودیت و شکنندگی انسان، در برابر غرور قدرت، ثروت یا سلامت.
- بیدار کردن وجدان جمعی؛ یعنی رنج یک نفر، آزمایشی برای عدالتخواهی و همدلی دیگران نیز هست.
به بیان دیگر، عدالت خداوند فقط در نسبت میان فرد و رنج خودش خلاصه نمیشود؛ بلکه در کیفیت واکنش جامعه، نظام قضایی، خانواده و حتی دشمنان او نیز بازتاب دارد. ما بخشی از این عدالت را با انتخابهای خود میسازیم یا مخدوش میکنیم.
رنج، رشد و آزمون اراده؛ انسان در میدان انتخاب
قرآن، جهان را میدانی برای انتخاب میبیند؛ جایی که انسان در پیوند با رنج، فرصت مییابد ارادهاش را شکل دهد. این رنج میتواند جسمی، روانی، خانوادگی یا قضایی باشد، اما در همه اینها یک نقطه مشترک هست: انسان باید میان پاسخهای مختلف یکی را برگزیند.
رنج میتواند به سه مسیر اصلی منتهی شود:
| مسیر | واکنش درونی | پیامد اخلاقی |
|---|---|---|
| فروپاشی و یأس | احساس بیمعنایی، خشم کور | انزوا، گاه پرخاشگری و بیاعتمادی به همه |
| انکار و فرار | نادیدهگرفتن رنج، سرکوب احساسات | تأخیر در رویارویی با حقیقت و تکرار خطا |
| درنگ و بازسازی | پرسشگری، صبر فعال، جستوجوی معنا | رشد شخصیت، تعمیق ایمان و تقویت همدلی |
دعوت قرآن به صبر و امید، تشویق انسان به مسیر سوم است؛ مسیری که در آن، رنج بهانهای برای ویرانی نیست، بلکه نقطه شروعی برای بازنگری در خود، اصلاح رابطه با دیگران و بازتعریف نسبت خود با خدا میشود.
رنج بیگناه و عمق عدالت انسانی؛ از راهرو دادگاه تا زندگی روزمره
وقتی از عدالت خداوند سخن میگوییم، ناگزیر پای «عدالت انسانی» هم به میان میآید. در راهرو یک دادگاه، هم رنج قربانی به چشم میآید و هم رنج متهمی که خود را بیگناه میداند؛ هم اضطراب خانواده مقتول دیده میشود و هم نگرانی خانواده متهم. نگاه قرآنی به رنج، اگر جدی گرفته شود، میتواند رفتار ما را در موقعیتهای قضایی، خانوادگی و اجتماعی متحول کند.
بهعنوان مثال، در یک پرونده کیفری، اگر قاضی، وکیل و حتی شاهدان فقط بهدنبال یک «نتیجه سریع» باشند، ممکن است روی رنج بیگناهانی که در حاشیه پرونده هستند چشم ببندند. اما اگر رنج انسان را جدی بگیرند، انصاف، دقت در ادله و پرهیز از قضاوت شتابزده معیار کارشان میشود. در چنین نگاهی، دفاع از متهم بیگناه، نه صرفاً یک کار حرفهای، که پاسداشت کرامت انسانی است.
در وبسایت دکتر رضویفرد، مفهوم قرآن و عدالت به همین پیوند میان رنج انسان، کرامت او و جستوجوی عدالت الهی و انسانی پرداخته میشود؛ نگاهی که میتواند هم برای خانوادههای درگیر پرونده و هم برای دانشجویان حقوق الهامبخش باشد.
نمونههای تحلیلی: وقتی رنج زاویه دید ما به عدالت را عوض میکند
۱. رنج قربانی؛ فراتر از خشم و انتقام
خانوادهای را تصور کنید که در یک نزاع خیابانی، فرزند جوان خود را از دست دادهاند. خشم، احساس بیعدالتی و میل به انتقام، طبیعی است. اما اگر این رنج در پرتو نگاه قرآنی دیده شود، ممکن است به پرسش دیگری منتهی شود: «چه چیزی مانع تکرار چنین رنجی برای دیگران میشود؟» در اینجا، عدالت از صرف «مجازات شدید» فراتر میرود و به سمت پیشگیری، اصلاح ساختارهای خطرآفرین و حتی گاهی، پذیرش راهحلهایی نزدیک به عدالت ترمیمی حرکت میکند؛ مسیری که در آن، رنج قربانی، جامعه را به مسئولیتپذیری بیشتر فرامیخواند.
۲. رنج متهمِ نادرست متهمشده
در پروندهای دیگر، فردی به قتل عمد متهم شده، اما شواهد متناقض است و خود او بر بیگناهیاش تأکید دارد. رنج او دو لایه دارد: رنج از خود حادثه و رنج از برچسبی که بر او خورده است. اگر این رنج دیده نشود، ممکن است روند دادرسی به سمت تسریع و سادهسازی خطرناک برود. اما در نگاهی که رنج بیگناه را جدی میگیرد، ضرورت دفاع و وکالت کیفری دقیق و انسانی برجسته میشود؛ دفاعی که هم وجدان قضایی را بیدار نگه میدارد و هم از تبدیل یک انسان بیگناه به «قربانی دوم» پرونده جلوگیری میکند.
۳. رنج خانوادهها؛ حلقه پنهان عدالت
در بسیاری از پروندهها، هم خانواده شاکی و هم خانواده متهم، هر دو در رنجاند. قرآن با تأکید بر حرمت جان انسان و کرامت او، به ما یادآوری میکند که عدالت نباید تنها در سطح «حکم» بماند، بلکه باید در شیوه برخورد، کلام، نحوه اطلاعرسانی و حتی در احترام به احساسات دو خانواده نیز تجلی یابد. این نگاه، زبان ما را نرمتر، قضاوتمان را محتاطتر و تصمیمهایمان را انسانیتر میکند.
قرآن، انسان رنجدیده و راههای جلوگیری از فروپاشی درونی
رنج، اگر بدون معنا بماند، میتواند انسان را تا مرز فروپاشی روانی و معنوی پیش ببرد. قرآن، با زبانی آرام و در عین حال قاطع، راههایی برای جلوگیری از این فروپاشی پیشنهاد میکند:
- یادآوری کرامت انسانی؛ اینکه ارزش انسان فقط با میزان راحتی یا موفقیتش سنجیده نمیشود.
- قرار دادن رنج در افق گستردهتر زندگی؛ دنیا تنها صحنه داوری نهایی نیست.
- دعوت به گفتوگو با خدا؛ دعا بهعنوان نوعی «بیان امن» برای دردهایی که جایی برای گفتنشان نیست.
- تشویق به همدلی متقابل؛ اینکه رنج تو، مسئولیت من را در برابر تو افزایش میدهد.
در عرصه عمل، این نگاه میتواند در خانواده، مدرسه، رسانه و نظام قضایی ترجمه شود؛ بهگونهای که انسان در حال عبور از بحران، خود را تنها، تحقیرشده یا مقصر مطلق نبیند. در چنین فضایی، مراجعه به مشاوره تخصصی، چه حقوقی و چه روانشناختی، نه نشانه ضعف، بلکه بخشی از مسئولیتپذیری در قبال خویشتن است. اگر شما یا یکی از نزدیکانتان درگیر رنج ناشی از یک پرونده کیفری هستید، استفاده از مسیرهای رسمی مانند بخش تماس و مشاوره میتواند نخستین گام برای عبور آگاهانه و انسانی از این مرحله باشد.
رنج بهعنوان محرک دگرگونی و همدلی
یکی از پیامهای مهم قرآن این است که رنج میتواند موتور تغییر باشد؛ هم برای فرد، هم برای جامعه. بسیاری از انسانها اعتراف میکنند که برخی از عمیقترین تغییرات اخلاقی و معنویشان، پس از عبور از دورههای سخت رخ داده است. در این تجربه، رنج تبدیل به آینهای میشود که انسان در آن خود را، دیگران را و جهان را دوباره میبیند.
در سطح فردی، رنج میتواند ما را نسبت به خطاهای خود هشیارتر و در قبال دیگران مهربانتر کند. در سطح جمعی، دیدن رنج دیگری ــ چه قربانی، چه متهم، چه خانوادهها ــ ما را به بازنگری در قوانین، رویههای قضایی، زبان رسانهای و حتی سبک تربیت فرزندان سوق میدهد. عدالت در این نگاه، صرفاً یک «حکم» نیست، بلکه فرآیندی زنده است که از دل رنجها و امیدها تغذیه میشود.
جمعبندی: رنج، عدالت خداوند و راهی که انسان باید انتخاب کند
رنج انسان و عدالت خداوند، اگر فقط در سطح احساسات لحظهای دیده شوند، به بنبست میرسند. اما قرآن ما را به افقی وسیعتر دعوت میکند؛ افقی که در آن، رنج بخشی از تجربه انسانی است، نه تمام آن؛ میدانی برای رشد، آزمون اراده، آشکار شدن حقیقت و بیدار شدن وجدان فردی و جمعی. در این چشمانداز، عدالت الهی به معنای حذف کامل سختیها نیست، بلکه به معنای این است که هیچ رنجی بیحساب و بیرون از دایره حکمت رخ نمیدهد و هیچ اشک بیگناهی، در محاسبه نهایی جهان گم نخواهد شد.
انسان امروز، چه در راهروی دادگاه، چه در بستر بیماری، چه در سکوت خانهای که سوگوار است، اگر این نگاه را جدی بگیرد، میتواند از پرسش تلخ «چرا من؟» به پرسش دیگری برسد: «اکنون که من در این رنج هستم، چه پاسخی به خدا، به وجدان خود و به انسانهای کنارم میدهم؟» پاسخ به این پرسش، همان جایی است که رنج، به جای شکستن انسان، میتواند او را به سطحی تازه از حقیقت، عدالتخواهی و انسانیت برساند.
سوالات متداول
۱. آیا هر رنجی نشانه مجازات الهی است؟
در نگاه قرآنی، میان رنج و مجازات رابطه ساده و یکخطی وجود ندارد. بخشی از رنجها نتیجه قانونهای طبیعی جهان، انتخابهای خود انسان یا دیگران و حوادث خارج از اختیار است. قرآن نمونههای فراوانی از رنج پیامبران و انسانهای صالح بیان میکند تا نشان دهد رنج، لزوماً نشانه خشم الهی نیست و میتواند میدان رشد روحی و اخلاقی باشد.
۲. چرا انسان بیگناه باید رنج دیگران را تحمل کند؟
در دنیایی که انسانها بههم پیوستهاند، اعمال یک فرد میتواند زندگی دیگران را تحتتأثیر قرار دهد؛ هم در خیر، هم در شر. رنج بیگناه، در این ساختار، از یک سو نتیجه مسئولیتگریزی یا خطای دیگران است و از سوی دیگر، میتواند آزمایشی برای او و برای جامعه باشد تا واکنششان را به رنج انسانی نشان دهند؛ از بیتفاوتی تا همدلی و دفاع از حق.
۳. چگونه میتوان در میانه رنج، به عدالت خداوند اعتماد کرد؟
اعتماد به عدالت خداوند در میانه رنج، بیش از آنکه یک احساس لحظهای باشد، نتیجه یک نگاه عمیقتر است؛ نگاهی که دنیا را تنها صحنه قضاوت نمیداند و میان ظاهر و باطن وقایع تفکیک قائل میشود. قرآن با دعوت به صبر، دعا، یاد خدا و همنشینی با انسانهای امین و دلسوز، به فرد کمک میکند رنج خود را در افقی وسیعتر ببیند و از فروپاشی درونی دور شود.
۴. رنج در پروندههای کیفری چه نقشی در شکلگیری انصاف دارد؟
وقتی قاضی، وکیل، شاکی و متهم، رنج یکدیگر را جدی بگیرند، تصمیمها محتاطتر و انسانیتر میشود. دیدن رنج قربانی از یک سو و احتمال رنج متهم بیگناه از سوی دیگر، باعث میشود روند رسیدگی، دقیقتر، عادلانهتر و دور از شتابزدگی باشد. این نگاه، هم حق دفاع و هم کرامت همه افراد درگیر را تقویت میکند.
۵. رنج چگونه میتواند به دگرگونی مثبت منجر شود؟
اگر انسان بهجای فرار از رنج یا فرو رفتن در یأس، با آن روبهرو شود، میتواند آن را به فرصتی برای بازنگری در باورها، روابط و انتخابهایش تبدیل کند. در این مسیر، پرسشگری صادقانه، گفتوگو با خدا، کمکگرفتن از اهل دانش و تجربه و جستوجوی راههای عملی اصلاح، رنج را از یک تجربه صرفاً دردناک، به نقطه آغاز رشد اخلاقی، معنوی و اجتماعی تبدیل میکند.
منابع
ترجمه قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، مرکز فرهنگ و معارف قرآن
مطهری، مرتضی؛ عدل الهی، انتشارات صدرا








