در این مقاله خطابههای مشهور دادگاههای ایران را نه فقط بهعنوان سخنرانیهای پرهیجان، بلکه بهمثابه معماری بلاغت، اخلاق و روایت در فرایند دادرسی کیفری تحلیل میکنیم.
در هر پرونده کیفری، فاصلهای میان آنچه واقعاً رخ داده و آنچه در دادگاه روایت میشود وجود دارد. این مقاله نسبت میان روایت واقعی و روایت دفاعی و نقش آنها در کشف حقیقت قضایی را تحلیل میکند.
زبان بدن در دفاع کیفری فقط جزئیات ظاهری نیست؛ نحوه نشستن، نگاه، سکوت و حرکت وکیل و متهم میتواند برداشت قاضی از صداقت، تردید یا احترام را تغییر دهد و مسیر پرونده را تحتتأثیر قرار دهد.
داستانگویی در دفاع کیفری چگونه پلی میان واقعیت و بازنمایی میسازد؟ با تکیه بر شخصیتپردازی، صحنهسازی و پرهیز از اغراق، روایتی مسئولانه برای قاضی میسازیم.