سازش، فقط یک امضا پای برگه نیست؛ تلاشی است برای آنکه انسانها بتوانند از دل رنج و سوءتفاهم، به گفتوگویی امن برسند و بخش بزرگی از تنش را از میدان قضا بردارند. وقتی از فرایند سازش در پروندههای کیفری حرف میزنیم، در واقع از سفری سخن میگوییم که از خشونت کلامی و بیاعتمادی آغاز میشود و، اگر خوب هدایت شود، به پذیرش مسئولیت، جبرانپذیری و احیای کرامت ختم میشود. این مسیر، هم ابزار حقوقی دارد و هم نیازمند مهارت انسانی است؛ هم مقررات و آیین دارد و هم زبان همدلی، شنیدن و حقیقتگویی.
در تجربه حرفهای، دیدهایم که هرگاه سازش به معنای واقعی کلمه رخ داده، نه فقط پرونده سبکتر شده، بلکه زندگی آدمها هم سبکتر شده است. این نوشته تلاش میکند سازوکارهای قانونی، اخلاقی و انسانی سازش را روشن کند: از تعریف و مراحل تا شروط، موانع و نسبت آن با عدالت ترمیمی.
تعریف سازش و نقش آن در کاهش تنش کیفری
سازش در معنای حقوقی، توافقی است میان بزهدیده و بزهکار (یا اولیایدم در جرایم علیه نفس) که با نظارت مرجع قضایی شکل میگیرد و آثار مشخصی بر تعقیب، رسیدگی یا اجرای مجازات دارد. در جرایم قابلگذشت، گذشت شاکی تعقیب را متوقف یا مجازات را منتفی میکند؛ در جرایم غیرقابلگذشت، سازش میتواند در تعیین نوع و میزان کیفر، تعلیق و تبدیل مجازات یا شیوه جبران زیان مؤثر باشد. اما در سطح انسانی، سازش کوششی است برای بازگرداندن گفتوگو به جایی که معمولاً سکوت و خشم نشسته است.
کارکرد اصلی سازش در کاهش تنش کیفری این است که تعارض را از قالب «پیروزی/شکست» بیرون میکشد و آن را به «فهم/جبران» نزدیک میکند. این تغییر پارادایم، ظرفیت نظام عدالت را برای رسیدگی منصفانه و کارآمد بالا میبرد: هزینه دادرسی کمتر، زمان رسیدگی کوتاهتر، و مهمتر از همه، کاهش احتمال تداوم خصومت یا انتقام.
مراحل شکلگیری سازش: از گفتوگو تا توافق
آمادگی و ارزیابی
نقطه آغاز، تشخیص امکانپذیری سازش است. وکیل، بازپرس یا دادیار باید بررسی کند که آیا طرفین آمادگی روانی و حقوقی ورود به گفتوگو را دارند یا نه: شدت جرم، نوع آسیب، وضعیت شخصیت طرفین، امکان جبران خسارت و نبودِ فشار یا تهدید. در این مرحله، مدیریت ریسک اهمیت دارد؛ گاهی لازم است گفتوگوها بهصورت غیرحضوری یا با فاصله زمانی انجام شود تا از تشدید تنش جلوگیری شود.
گفتوگوی هدایتشده
وقتی چارچوب امن ایجاد شد، گفتوگو آغاز میشود. این گفتوگو میتواند با حضور میانجی مورد اعتماد طرفین یا در شورای حل اختلاف انجام شود. هدف، شنیدهشدنِ روایتها و روشنشدن نسبت مسئولیت و زیان است. اگر گفتوگو خوب پیش برود، «تقاضاها» جای «اتهامها» را میگیرد: چه چیزی برای جبران لازم است؟ آیا عذرخواهی رسمی مطلوب است؟ آیا اقدام عملی خاصی (مثلاً ترک یک رفتار یا آموزش مهارت) باید در توافق بیاید؟
تنظیم صلحنامه و تأیید قضایی
نتیجه گفتوگو، باید بهصورت شفاف در صلحنامه یا گزارش میانجیگری نوشته شود: موضوع توافق، تعهدات طرفین، زمانبندی، شیوه تضمین اجرا و آثار حقوقی گذشت یا سازش. در مرحله بعد، مرجع قضایی (دادسرا یا دادگاه) مفاد را کنترل و، در صورت انطباق با قانون و مصالح، آن را تأیید میکند. در برخی جرایم سبک، قانون آیین دادرسی کیفری امکان ارجاع به میانجیگری و ترتیبهای تعویق یا تعلیق تعقیب را پیشبینی کرده است؛ در جرایم سنگینتر نیز مفاد صلحنامه میتواند در تصمیم قضایی منعکس شود.
میانجیگری، داوری و شورای حل اختلاف: هر کدام چه میکنند؟
میانجیگری، سازوکاری داوطلبانه و محرمانه است که در آن شخصی بیطرف به طرفین کمک میکند تا خودشان به توافق برسند. تمرکز میانجیگری بر نیازها و ارزشهاست، نه صرفاً بر مواضع حقوقی. داوری، برعکس، نهادی تصمیمگیر است؛ اگرچه در پرونده کیفری، داوری فقط در بخش خصوصیِ اختلاف (مانند میزان خسارت یا شیوه جبران) و با توافق طرفین معنا پیدا میکند و جایگزین قاضی کیفری نیست.
شورای حل اختلاف نیز در امور کیفریِ محدود و مشخص یا با دستور مرجع قضایی میتواند به تسهیل سازش کمک کند. مزیت شورا، دسترسی محلی، آشنایی با بافت فرهنگی و سرعت است؛ اما باید دقت کرد که اصل بیطرفی و آزادی اراده مخدوش نشود. در پروندههای حساس، حضور وکیل متخصص برای صیانت از حقوق طرفین و ضبط دقیق تعهدات، ضروری است.
شروط لازم برای سازشِ معتبر و انسانی
سازش، زمانی معتبر و اخلاقی است که چند شرط اساسی برآورده شود. در غیر این صورت، توافق ظاهری میتواند رنج تازهای تولید کند.
-
رضایت آزادانه: هیچ تهدید، تطمیع یا فشار اجتماعی نباید اراده بزهدیده یا متهم را مخدوش کند. گذشت باید آگاهانه، مستند و قابل اثبات باشد.
-
امکان جبران واقعی: سازش بدون نقشه روشن جبران، بیشتر شبیه تعلیق رنج است. جبران میتواند مالی (دیه یا خسارت)، نمادین (عذرخواهی علنی) یا عملی (خدمت اجتماعی، درمان، ترک اعتیاد) باشد.
-
تناسب توافق با شدت آسیب: در پروندههای پرخسارت، توافق باید چندلایه باشد و ضمانت اجرا داشته باشد؛ از تضمینهای بانکی تا تعهدات مرحلهای.
-
حفظ کرامت: متن توافق و شیوه اجرا نباید تحقیرآمیز باشد. کرامت انسانیِ طرفین، حتی در خطا، خط قرمز است.
-
نظارت قضایی: مرجع رسیدگی باید مشروعیت، قانونمندی و امکان اجرای توافق را بررسی و، در صورت لزوم، اصلاح کند.
دامنه قانونی سازش: قابلگذشت و غیرقابلگذشت
سازش در همه جرایم به یک اندازه اثر ندارد. تفاوت میان جرایم قابلگذشت و غیرقابلگذشت، دامنه اثرگذاری سازش را تعیین میکند. برای وضوح بیشتر، این مقایسه را ببینید:
-
جرایم قابلگذشت: گذشت شاکی تعقیب را متوقف یا حکم را منتفی میکند. نقش میانجیگری پررنگ است؛ شورا یا میانجی خصوصی میتواند مسیر تفاهم را هموار کند. نمونه رایج: ضربوجرحهای سبک، توهین، تهدید.
-
جرایم غیرقابلگذشت: گذشت بزهدیده مانع اصل تعقیب نیست، اما میتواند در نوع، میزان و شیوه اجرای مجازات مؤثر باشد و زمینه استفاده از نهادهای ارفاقی را فراهم کند. در قتل عمد، گذشت اولیایدم میتواند قصاص را به دیه و صلح مالی تبدیل کند.
موانع سازش و راهحلهای عملی
راهِ سازش، همواره هموار نیست. گرهها، هم حقوقیاند و هم انسانی. شناخت این موانع و طراحی پاسخ عملی، فرایند را از شکست حفظ میکند.
-
شدت جرم و عمق رنج: هرچه آسیب سنگینتر، گفتوگو دشوارتر. راهحل: زمانبندی منعطف، جلسات جداگانه مقدماتی، حضور روانشناس یا مددکار، و طرح جبران مرحلهای.
-
فشارهای بیرونی و افکار عمومی: فشار شبکههای اجتماعی یا خویشاوندان، اراده واقعی را مخدوش میکند. راهحل: محرمانگی فرایند، تعیین سخنگو، و یادداشت مکتوب درباره آزادی اراده در متن توافق.
-
بیاعتمادی ساختاری: بزهدیده میترسد که تعهدات اجرا نشود؛ متهم میترسد که گذشت پس گرفته شود. راهحل: تضمینهای حقوقی (وثیقه، ضمانت بانکی)، درج شرط فسخ و پیامدهای عدم اجرا، و نظارت مرجع قضایی.
-
غلبه هیجانات: خشم، شرم یا ترس شنیدن را ناممکن میکند. راهحل: تکنیکهای شنیدنِ فعال، زماندادن برای پردازش هیجان، و میانجیگری مرحلهای.
-
ابهامهای حقوقی: ناآگاهی از آثار قانونی گذشت یا تفاوتهای «قابلگذشت/غیرقابلگذشت» فرایند را منحرف میکند. راهحل: مشاوره دقیق حقوقی، ارجاع به قوانین بهروز و نگارش شفاف مفاد.
سازش و عدالت ترمیمی: اخلاقِ صداقت و شنیدن
عدالت ترمیمی میپرسد: «چه آسیبهایی رخ داده، چه نیازهایی پدید آمده، و چه کسانی باید برای ترمیمِ آن گرد هم آیند؟» سازش، وقتی به روح عدالت ترمیمی نزدیک میشود که فراتر از معامله خسارت، به معنای رابطه انسانی دیده شود. در این افق، سه اصل راهبردی اهمیت دارد: صداقت، شنیدن متقابل و پذیرش مسئولیت.
-
صداقت: بدون حقیقت، هیچ صلح پایداری ساخته نمیشود. اعتراف دقیق به سهمِ خود در آسیب، پایه اعتماد است.
-
شنیدن متقابل: شنیدنِ رنجِ بزهدیده، و شنیدنِ زمینههای انسانیِ خطای بزهکار، دو روی یک عدالتاند؛ این شنیدن، امکان یافتن راهحلهای خلاقانه را بالا میبرد.
-
پذیرش مسئولیت: مسئولیت فقط پرداخت پول نیست؛ تغییر رفتار، عذرخواهی مؤثر و اقدام ترمیمیِ ملموس، همه صورتهای مسئولیتاند.
سازشِ پایدار، ترکیبِ حقیقت و کرامت است؛ بیحقیقت، کرامت روی هواست و بیکرامت، حقیقت زخم تازه میزند.
نمونههای انسانی از پروندههای سازشیافته
الف) نزاع خیابانی با آسیب جسمی متوسط: شاکی، جوانی بود که از تحقیر عمومی و آسیب روانی گلایه داشت. در میانجیگری، متهم علاوه بر پرداخت خسارت درمان، به عذرخواهی رسمی و شرکت در دوره مدیریت خشم متعهد شد. دادسرا با لحاظ گذشت و مفاد صلحنامه، از نهاد تعلیق استفاده کرد. نتیجه: کاهش کینه و بازگشتِ رابطه سالم به محله.
ب) خیانت در امانت در کسبوکار خانوادگی: بیاعتمادی کامل، سازش را قفل کرده بود. راهکار، گزارش حسابرسی مستقل و برنامه بازپرداخت مرحلهای با تضمین بانکی بود. توافق با نظارت دادگاه تنفیذ شد و طرفین پذیرفتند تا پایان بازپرداخت، از اظهار نظر عمومی درباره هم خودداری کنند. نتیجه: احیای حداقلی اعتماد و جلوگیری از فروپاشی کسبوکار.
ج) قتل غیرعمد ناشی از رانندگی: اولیایدم در ابتدا بر قصاص تأکید عاطفی داشتند. با جلسات متعدد شنیدنِ رنج و روایتِ پشیمانی متهم، و نیز صندوقی برای حمایت تحصیلیِ فرزندان متوفا، گذشت حاصل و صلحنامه تنظیم شد. نتیجه: تبدیل خشم به یادمانی برای زندگی بهترِ بازماندگان.
این نمونهها نشان میدهد که وقتی معنای انسانی در کنار ابزار حقوقی قرار میگیرد، سازش از یک «توافق صوری» به «ترمیم واقعی» نزدیکتر میشود.
جمعبندی مفهومی: سازش؛ راهی میان قانون و انسانیت
سازش زمانی اثرگذار است که معنا، احترام و حقیقت در آن حضور داشته باشد. قانون، مسیر را روشن میکند؛ انسانیت، راه را هموار. هر پرونده کیفری، یک جهان انسانی است با رنجها، امیدها و ترسهای خاص. اگر سازش را فقط بهعنوان ابزار پایاندادن به دعوا ببینیم، از ظرفیت درمانگرِ آن محروم میمانیم. اما اگر آن را فرصتی برای پذیرش مسئولیت و کاستن از رنج بدانیم، عدالت نیز انسانیتر میشود.
اگر در پرونده حساسی با امکان یا ضرورت سازش روبهرو هستید، مشورت تخصصی میتواند ناهمواریها را کم کند: ارزیابی امکانپذیری، طراحی نقشه جبران، مدیریت ریسک و نگارش صلحنامه مستحکم. برای گفتوگو درباره مسیر مناسب پرونده خود، میتوانید برای دریافت مشاوره اقدام کنید.
سوالات متداول
۱. تفاوت «گذشت» با «سازش» در پروندههای کیفری چیست؟
گذشت، اعلام اراده بزهدیده برای چشمپوشی از تعقیب یا مجازات در جرایم قابلگذشت است؛ اما سازش مفهومی گستردهتر دارد و میتواند شامل مجموعهای از تعهدات جبرانی، عذرخواهی و تغییر رفتار باشد که با نظارت قضایی تنظیم و اجرا میشود. در جرایم غیرقابلگذشت، گذشت بهتنهایی مانع تعقیب نیست ولی سازش میتواند بر نوع و میزان مجازات و شیوه اجرای آن اثر بگذارد.
۲. آیا میانجیگری در همه جرایم ممکن است؟
میانجیگری بهصورت قانونی عمدتاً برای جرایم سبکتر پیشبینی شده است؛ با این حال، در پروندههای سنگین نیز میتوان از منطق میانجیگری برای تسهیل گفتوگو و تنظیم صلحنامه استفاده کرد، مشروط بر آنکه امنیت، آزادی اراده و حقوق طرفین حفظ شود. تصمیم نهایی درباره ارجاع به میانجیگری یا ترتیب اثر دادن به صلحنامه با مرجع قضایی است.
۳. اگر یکی از طرفین به تعهدات صلحنامه عمل نکند چه میشود؟
صلحنامه باید ضمانت اجرا داشته باشد: شرط فسخ، امکان طرح دعوای مطالبه خسارت یا تبدیل توافق به رأی قابل اجرا. در صورت عدم انجام تعهدات، مرجع قضایی میتواند به تشدید پاسخها (مثلاً تبدیل تعلیق به مجازات) اقدام کند. توصیه میشود از ابتدا ضمانتهای کافی مانند وثیقه، ضمانتنامه بانکی یا اقساط زمانبندیشده پیشبینی شود.
۴. نقش شورای حل اختلاف در سازش کیفری چیست؟
شورای حل اختلاف در چارچوب صلاحیت قانونی و با ارجاع مرجع قضایی میتواند جلسات سازش را برگزار و گزارش اصلاحی تنظیم کند. مزیت شورا، دسترسی محلی و آشنایی فرهنگی است؛ اما برای پروندههای حساس یا پیچیده، حضور وکیل متخصص و میانجی حرفهای برای صیانت از حقوق و تنظیم دقیق مفاد توافق بسیار مهم است.
۵. در جرایم علیه نفس، مانند قتل، سازش چگونه ممکن میشود؟
در قتل عمد، اولیایدم حق قصاص دارند اما میتوانند با گذشت و صلح مالی، قصاص را به دیه یا توافق جبرانی تبدیل کنند. فرایند این توافق باید با دقت، زمانبندی هوشمند و تضمینهای اجرایی همراه باشد. در قتل غیرعمد، سازش معمولاً بر محور دیه و حمایتهای تکمیلی برای بازماندگان شکل میگیرد و میتواند در رأی نهایی منعکس شود.
منابع
– قانون آیین دادرسی کیفری جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۲ و اصلاحات بعدی)، بخشهای مرتبط با میانجیگری و گذشت؛ درگاه مرکز پژوهشهای مجلس
– UNODC, Handbook on Restorative Justice Programmes, Second Edition (2020)








