تفاوت عدالت کیفری با عدالت ترمیمی؛ دو رویکرد متفاوت به جرم

تصویر مفهومی تفاوت عدالت کیفری با عدالت ترمیمی: نیمه‌ای با چکش قاضی و فضای سخت دادگاه و نیمه‌ای با حلقه گفت‌وگو و میانجی‌گری برای جبران.

جرم تنها یک رفتار ممنوع در قانون نیست؛ رخدادی انسانی است که با خود رنج، ترس، بی‌اعتمادی و پرسش‌هایی عمیق درباره حقیقت و مناسبات قدرت می‌آورد. جامعه برای پاسخ به این رنج دو مسیر متفاوت پیش رو دارد: رویکردی که بر مجازات و بازدارندگی تکیه می‌کند، و رویکردی که بر گفت‌وگو، جبران و بازسازی پیوندهای اجتماعی استوار است. در این یادداشت، با اتکا به تجربه پرونده‌های سنگین و دغدغه فهم‌پذیر کردن حقوق برای عموم، تلاش می‌کنیم تفاوت میان عدالت کیفری و عدالت ترمیمی را روشن و انسانی توضیح دهیم؛ اینکه هر کدام چگونه به بزهکار، بزه‌دیده و جامعه می‌نگرند و در چه موقعیت‌هایی جامعه بیش از آن‌که به تنبیه نیاز داشته باشد، نیازمند ترمیم است. این پرسش‌ها و تمایزها در نهایت در بستر فلسفه دفاع معنا پیدا می‌کنند.

تفاوت عدالت کیفری با عدالت ترمیمی: مسئله چیست؟

تفاوت عدالت کیفری با عدالت ترمیمی ریشه در پاسخ به یک پرسش بنیادین دارد: هدف عدالت در برابر جرم چیست؟ در سنت کیفری، قانون آسیب را به «نقض نظم عمومی» تبدیل می‌کند و پاسخ را در تنبیه و بازدارندگی می‌جوید. در ترمیم، جرم پیش از هر چیز «رنج انسانی» است که باید شنیده، فهمیده و تا جای ممکن جبران شود. اگر عدالت کیفری بیشتر به «کسری قانون» نگاه می‌کند، عدالت ترمیمی بر «کسری رابطه» انگشت می‌گذارد. در ایران، تجربه‌های صلح و سازش، رضایت اولیای‌دم و نهادهایی مانند شورای حل‌اختلاف نشان داده‌اند که زبان ترمیم، در کنار نظم کیفری، می‌تواند مرهمی برای شکاف‌های اجتماعی باشد.

  • عدالت کیفری: تمرکز بر نقض قانون، تعیین مسئولیت حقوقی، مجازات و بازدارندگی.
  • عدالت ترمیمی: تمرکز بر رنج قربانی، مسئولیت‌پذیری معنادار، جبران و بازسازی اعتماد.
  • نقطه تلاقی: هر دو می‌خواهند امنیت و انصاف را تقویت کنند؛ اما مسیر و معیار موفقیت‌شان متفاوت است.

عدالت کیفری چیست؟ منطق مجازات، بازدارندگی و نظم

عدالت کیفری منظومه‌ای است که جرم را به‌مثابه نقض قانون عمومی تعریف می‌کند و دولت را متولی پاسخ می‌داند. در این رویکرد، دادسرا پیگیری می‌کند، دادگاه داوری می‌کند و مجازات، ابزار اصلی برای تنبیه، اصلاح فردی و بازدارندگی‌عام است. مزیت این منطق، تضمین نظم و پیش‌بینی‌پذیری است: قاعده روشن است، ادله بررسی می‌شوند، و حکم صادر می‌شود. برای جامعه‌ای که با جرایم خشن یا سازمان‌یافته مواجه است، یا وقتی حفظ امنیت عمومی در خطر است، این رویکرد کارآمد و ضروری به‌نظر می‌رسد.

ابزارها و اهداف در عدالت کیفری

  • ابزارها: کیفرهای سالب آزادی، جزای نقدی، اقدامات تأمینی و تربیتی، نظارت پس از آزادی.
  • اهداف: تنبیه، بازدارندگی‌عام و خاص، حفظ اقتدار قانون، حمایت از بزه‌دیده از طریق اجرای حکم.
  • چالش‌ها: گاه بزه‌دیده در حاشیه می‌ماند، معنا و رنج او شنیده نمی‌شود و اصلاح واقعی بزهکار به حاشیه می‌رود.

عدالت ترمیمی چیست؟ مبانی جبران، مشارکت، گفت‌وگو و بازسازی رابطه

عدالت ترمیمی با پرسش «چه آسیبی رخ داده و چگونه می‌توان آن را تا حد ممکن ترمیم کرد؟» آغاز می‌شود. این رویکرد می‌کوشد بزه‌دیده، بزهکار و جامعه محلی را به گفت‌وگویی هدایت کند که در آن حقیقت انسانی شنیده شود، مسئولیت‌پذیری معنادار رخ دهد و برنامه‌ای برای جبران، دلجویی و پیشگیری از تکرار طراحی شود. ابزارهای آن شامل میانجی‌گری، نشست‌های دایره‌ای، توافق‌نامه جبران خسارت، خدمات اجتماعی و بازپیوند با جامعه است. عدالت ترمیمی جایگزین مطلق کیفر نیست؛ بلکه مکملی انسانی است که می‌تواند پیش و پس از حکم، یا در جرایم خاص، به‌کار گرفته شود.

اصول محوری عدالت ترمیمی

  • مشارکت: صدای بزه‌دیده، خانواده و حتی جامعه محلی شنیده می‌شود.
  • مسئولیت‌پذیری: فراتر از «ایراد تقصیر»، تا پذیرش رنجی که ایجاد شده و جبران فعالانه آن.
  • جبران و بازسازی: ترکیبی از خسارت‌پردازی، دلجویی، خدمات اجتماعی و برنامه‌های بازپروری.

سه نگاه متفاوت به انسان: بزهکار، بزه‌دیده و جامعه

بزه‌دیده

در عدالت کیفری، بزه‌دیده بیشتر «شاکی» و «منبع دلیل» است؛ در عدالت ترمیمی، «صاحب رنج» و «صاحب‌صدا» است. ترمیم به او امکان می‌دهد حقیقت شخصی‌اش شنیده شود، از بزهکار پاسخ بخواهد و در طراحی جبران مشارکت کند.

بزهکار

در رویکرد کیفری، بزهکار «نقض‌کننده قانون» است که باید پاسخ بدهد و مجازات شود؛ در رویکرد ترمیمی، «عامل آسیب» است که باید مسئولیت‌پذیری معنادار نشان دهد، بفهمد چه بر دیگری گذشته و برای جبران گام بردارد. این نگاه، کرامت‌محور است اما ساده‌دلانه نیست؛ شرطش پذیرش مسئولیت و اراده تغییر است.

جامعه

کیفر، با اعلام قاطع قاعده، احساس امنیت را بازمی‌سازد؛ ترمیم، با فعال‌کردن شبکه‌های حمایتی، از تداوم آسیب پیش‌گیری می‌کند. در فرهنگ ایرانی، خانواده و بزرگان محلی می‌توانند حلقه پیوند این دو نگاه باشند: هم حمایت از نظم، هم دعوت به بخشش و صلح.

اهداف و ابزارها؛ تنبیه در برابر ترمیم

برای روشن‌شدن تفاوت‌ها، مقایسه هدف‌محورِ دو رویکرد سودمند است. جدول زیر جمع‌بندی فشرده‌ای ارائه می‌دهد:

محور مقایسه عدالت کیفری عدالت ترمیمی
تعریف مسئله نقض قانون و ضرورت تنبیه آسیب به انسان و رابطه اجتماعی
نقش بزه‌دیده شاکی و شاهد؛ حضور محدود در روند مرکز گفت‌وگو و طراحی برنامه جبران
نگاه به بزهکار مسئول نقض قانون؛ مجازات و اصلاح عامل آسیب؛ پذیرش مسئولیت و جبران
ابزارهای اصلی حبس، جزای نقدی، اقدامات تأمینی میانجی‌گری، توافق‌نامه جبران، خدمات اجتماعی
شاخص موفقیت اجرای حکم و بازدارندگی‌عام ترمیم خسارت، رضایت بزه‌دیده، کاهش تکرار آسیب
تناسب با جرایم سنگین ضروری برای امنیت و اعلان قاعده مکمّل مشروط؛ وابسته به رضایت و امکان جبران

بدین‌ترتیب، عدالت کیفری «نظم» را پاس می‌دارد و عدالت ترمیمی «رابطه» را. هر دو برای یک جامعه سالم لازم‌اند؛ پرسش این است که کجا و چگونه تلفیق شوند.

بخشش، مسئولیت‌پذیری و معنای رنج در عدالت ترمیمی

بخشش در عدالت ترمیمی به‌معنای نادیده‌گرفتن جرم نیست؛ بخشی از فرایند بازیابی شأن بزه‌دیده است. وقتی بزهکار در برابر رنج ایستاده و مسئولیت‌پذیر می‌شود، گفت‌وگو می‌تواند رنج را قابل‌معنا کند و راهی به سوی جبران بگشاید. در فرهنگ ایرانی، مفاهیمی چون گذشت، رضایت اولیای‌دم، صلح‌نامه و دلجویی جایگاه تاریخی دارند. این سرمایه فرهنگی، اگر با حمایت حقوقی و روان‌شناختی همراه شود، می‌تواند از انتقام کور بکاهد و امید اجتماعی بیافریند.

مثال‌ها و الهام‌های ممکن

  • میانجی‌گری بزه‌دیده–بزهکار در سرقت خرد: شنیدن روایت بزه‌دیده، پذیرش تقصیر، بازپرداخت خسارت و انجام خدمات اجتماعی؛ نتیجه، رضایت بیشتر بزه‌دیده و کاهش انگ‌زنی نسبت به بزهکارِ جوان.
  • رضایت در پرونده‌های قتل با تکیه بر صلح و سازش: گفت‌وگو میان خانواده‌ها، مسئولیت‌پذیری صادقانه، جبران مادی و معنوی؛ نتیجه، کاستن از چرخه کینه و بازسازی حداقلی روابط محلی.
  • الگوی «نشست خانوادگی» در برخی کشورها برای نوجوانان: گردهمایی خانواده، قربانی و متخصصان؛ طراحی برنامه بازپروریِ متناسب با فرد و بزه‌دیده.

قوت‌ها و محدودیت‌ها؛ کجا از کدام بهره بگیریم؟

هیچ رویکردی مطلق نیست. عدالت کیفری در جرایم خشن، سازمان‌یافته و موارد تهدید جدی امنیت عمومی ناگزیر است؛ اعلان قاعده و پیشگیری‌عام را تضمین می‌کند. در مقابل، عدالت ترمیمی وقتی مؤثر است که بزهکار آماده مسئولیت‌پذیری باشد، بزه‌دیده به مشارکت رضایت دهد و امکان واقعیِ جبران فراهم باشد. تلفیق سنجیده این دو، هنر نظام قضایی و وکلای آگاه به رنج انسان است.

  • قوت‌های عدالت کیفری: سرعت در اعلان قاعده، اقتدار قانون، قابلیت اجرا در مقیاس بزرگ.
  • محدودیت‌های عدالت کیفری: فاصله با تجربه زیسته بزه‌دیده، امکان تداوم انگ و قطع رابطه اجتماعی.
  • قوت‌های عدالت ترمیمی: بازگشت صدا به قربانی، مسئولیت‌پذیری فعال، کاهش تکرار آسیب در جرایم کم‌خشونت.
  • محدودیت‌های عدالت ترمیمی: وابستگی به رضایت و ظرفیت گفتگو، دشواری اجرا در جرایم بسیار خشن یا بدون امکان جبران.

پرسش فلسفی: چه زمانی به مجازات نیاز داریم و چه زمانی به ترمیم؟

وقتی جامعه زخمی از خشونت عریان و ترس جمعی دارد، زبان قاعده و کیفر مرزها را دوباره رسم می‌کند. اما وقتی رنج، قابلیت شنیده‌شدن و جبران دارد، زبان ترمیم می‌تواند معنا و امید بسازد. معیار، ترکیبی از حقیقت رخداد، وضعیت بزه‌دیده، آمادگی بزهکار برای پذیرش مسئولیت و مصالح عمومی است. نقطه عطف، جایی است که «اقتدار قانون» و «کرامت انسان» به‌جای تقابل، هم‌افزا شوند.

جمع‌بندی تحلیلی: عدالت ترمیمی و عدالت کیفری، دو زبان برای پاسخ به رنج

عدالت کیفری زبان سخت‌گیرانه قانون است: روشن، قاطع و ضروری برای حفظ نظم. عدالت ترمیمی زبان انسانیِ جبران است: شنیدن رنج و بازسازی رابطه. جامعه بالغ، میان این دو زبان پل می‌زند؛ نه از قاعده می‌گریزد و نه از انسان. انتخاب میان مجازات یا ترمیم، انتخابی فنی صرف نیست؛ بازتاب ذهنیت ما درباره حقیقت، کرامت و امکان تغییر انسان است. اگر درگیر پرونده‌ای پیچیده هستید و می‌خواهید بدانید کجا باید بر کیفر تکیه کرد و کجا بر ترمیم، تماس و مشاوره تخصصی می‌تواند مسیر را روشن‌تر کند؛ مسیری که هم از قانون پاسداری کند و هم از انسان.

سوالات متداول

۱. آیا عدالت ترمیمی جایگزین کامل عدالت کیفری است؟

خیر. عدالت ترمیمی مکمل عدالت کیفری است، نه جایگزین مطلق آن. در جرایم خشن یا تهدیدکننده امنیت عمومی، اعلام قاعده و مجازات نقش اصلی دارند. ترمیم می‌تواند در کنار فرایند کیفری، پیش یا پس از حکم، برای شنیدن رنج قربانی، جبران خسارت و کاهش تکرار آسیب به کار رود؛ مشروط به رضایت طرفین و امکان واقعیِ جبران.

۲. در پرونده‌های قتل، عدالت ترمیمی چه جایگاهی دارد؟

در چنین پرونده‌هایی اصل بر رسیدگی کیفری است، اما ظرفیت‌های صلح و سازش و جلب رضایت اولیای‌دم می‌تواند به التیام اجتماعی کمک کند. عدالت ترمیمی در این حوزه زمانی معنا دارد که خانواده‌ها به گفت‌وگو رضایت دهند، بزهکار مسئولیت را بپذیرد و برنامه‌ای برای جبران مادی و معنوی فراهم باشد. تصمیم نهایی باید با ملاحظات حقوقی و مصالح عمومی سنجیده شود.

۳. میانجی‌گری در عدالت ترمیمی چگونه انجام می‌شود؟

میانجی‌گر بی‌طرف با آمادگی روانی و حقوقی، طرفین را برای گفت‌وگوی امن آماده می‌کند. روایت بزه‌دیده شنیده می‌شود، بزهکار مسئولیت‌پذیری خود را بیان می‌کند و سپس درباره راه‌های جبران، دلجویی و پیشگیری از تکرار توافق می‌کنند. خروجی می‌تواند توافق‌نامه‌ای مشخص با زمان‌بندی، نظارت و پیامدهای عدم اجرا باشد تا اعتماد طرفین حفظ شود.

۴. شاخص موفقیت عدالت ترمیمی چیست؟

موفقیت در عدالت ترمیمی با اجرای صرفِ مجازات سنجیده نمی‌شود، بلکه با ترکیبی از رضایت بزه‌دیده، انجام جبران توافق‌شده، کاهش انگ‌زنی، بازپیوند بزهکار با جامعه و کاستن از احتمال تکرار آسیب ارزیابی می‌شود. در عمل، کیفیت گفت‌وگو و صداقتِ مسئولیت‌پذیری نقش تعیین‌کننده دارند.

۵. آیا عدالت ترمیمی برای جرایم سایبری هم قابل استفاده است؟

بله، به‌ویژه در جرایم کم‌خشونت مانند دسترسی غیرمجاز محدود یا انتشار داده‌های شخصی، میانجی‌گری می‌تواند به شفاف‌سازی آسیب، جبران خسارت، بازیابی اعتماد و آموزش رفتار مسئولانه منجر شود. البته در جرایم سازمان‌یافته یا نقض‌های گسترده امنیتی، رسیدگی کیفریِ قاطع، اولویت و محور پاسخ خواهد بود.

منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
1) Howard Zehr, The Little Book of Restorative Justice, 2002.
2) United Nations Office on Drugs and Crime (UNODC), Handbook on Restorative Justice Programmes, 2020

دکتر سید مهدی رضوی‌فرد وکیل دادگستری و سردبیر مجله عدالت و دفاع است. او در حوزه‌های فلسفه دفاع، اندیشه حقوقی و ادبیات و بلاغت و مفاهیم قرآنی می‌نویسد و مسئولیت هدایت محتوای تحلیلی و نظارت بر یکپارچگی علمی مطالب را بر عهده دارد.
دکتر سید مهدی رضوی‌فرد وکیل دادگستری و سردبیر مجله عدالت و دفاع است. او در حوزه‌های فلسفه دفاع، اندیشه حقوقی و ادبیات و بلاغت و مفاهیم قرآنی می‌نویسد و مسئولیت هدایت محتوای تحلیلی و نظارت بر یکپارچگی علمی مطالب را بر عهده دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + 8 =