پیش از آنکه اولین واژه بر زبان وکیل جاری شود، چند ثانیه مکث در سالن نیمهساکت دادگاه شکل میگیرد؛ قاضی سرش را از روی پرونده بلند کرده و نگاهها متمرکز شدهاند. این مکث کوتاه، تنها فاصله میان دو جهان است: جهانی که در آن متهم «از پیش» مجرم تصور شده و جهانی که در آن، داستان دیگری از همان واقعه شنیده خواهد شد. واژه اول، لحن را میسازد؛ و لحن، معماری ذهنی قاضی را. در این چند ثانیه، وکیل اگر صرفاً به دنبال گزارش وقایع باشد، روایت دفاع را از دست داده است؛ اما اگر بداند که دفاع، معماری زبانیِ معناست، هر جملهاش آجر کوچکی در ساختن چارچوب تازهای برای فهم پرونده خواهد بود.
روایت دفاع تأثیرگذار چیست؟ فراتر از گزارش وقایع
روایت دفاع، بازگویی خطیِ «اول چه شد، بعد چه شد» نیست. روایت دفاع تأثیرگذار، سعی میکند برای ذهن قاضی چارچوبی بسازد که در آن، رفتار متهم قابلفهم، قابلتوضیح و از نظر حقوقی قابلدفاع شود. این روایت، نه جعل واقعیت است و نه تکرار خام پرونده؛ بلکه تنظیم دوباره نسبت میان وقایع، انسانها، نیتها و اوضاعواحوال است.
در بسیاری از دفاع و وکالت کیفری، آنچه قاضی میشنود، مجموعهای پراکنده از اظهارات، گزارشها و شهادتهاست. روایت دفاع، از این پراکندگی عبور میکند و یک «داستان حقوقیِ منسجم» میسازد؛ داستانی که:
- زاویهدید مشخص دارد (از منظر چه کسی جهان پرونده دیده میشود؟)
- میداند کدام جزئیات باید برجسته و کدام حاشیهای شوند.
- ترتیب وقایع را نه صرفاً بر اساس زمان، که براساس معنای حقوقی مرتب میکند.
- میکوشد فاصله میان «ظاهر حادثه» و «حقیقت انسانی» را پر کند.
بهعنوان نمونه، دو جمله ظاهراً شبیه را مقایسه کنید:
۱. «موکل من شاکی را با چاقو زد.»
۲. «در لحظهای که شاکی با چاقو به سمت موکل حمله کرد، موکل برای دفع خطر، با همان چاقو او را مجروح کرد.»
در هر دو، یک زخمیشدن رخ داده است؛ اما در جمله دوم، چارچوب فهم عوض شده است: مفهوم «دفاع»، «خطر فعلی» و «ناچاری» در دل روایت ظاهر میشود. این تفاوت، نتیجه تغییر زاویهدید و چینش جملات است، نه تغییر واقعیت.
لایه اول: معماری زبانی در روایت دفاع
روایت دفاع، معماری زبانی معنایی است که به کمک آن، وکیل میکوشد معنای وقوع یک حادثه را بازتعریف کند. زبان، در اینجا فقط ابزار بیان نیست؛ ابزار ساختن «برداشت» است. قاضی نه با خود واقعه، بلکه با روایتهای واقعه روبهروست. روایت دفاع مؤثر، این واقعیت را میپذیرد و بهجای انکار آن، آن را مدیریت میکند.
سه عنصر در این معماری نقشی اساسی دارند:
- زاویهدید: از چشم چه کسی حادثه روایت میشود؟ متهم، شاهد، خانواده، یا ناظری بیطرف؟ هر انتخاب، وزن اخلاقی و عاطفی روایت را تغییر میدهد.
- نظم وقایع: آیا روایت از لحظه درگیری آغاز میشود یا از سالها قبل، از تنشهای انباشته، از سابقه تهدیدها؟ آغاز از کجا، معنای جرم را تغییر میدهد.
- برجستهسازی و حذف: هیچ روایتی تمام وقایع را حمل نمیکند. انتخاب اینکه چه چیزی ناگفته بماند و چه چیزی بهروشنی مطرح شود، خود یک تصمیم دفاعی است؛ هم حقوقی و هم اخلاقی.
برای مثال، اگر در یک پرونده قتل، وکیل تنها روی لحظه ضربهزدن تمرکز کند، روایت به سمت «خشونت ناگهانی» میرود. اما اگر روایت را از «ماهها تهدید و تعقیب شاکی» آغاز کند، ذهن قاضی بهتدریج چارچوب «ترس مستمر، فشار روانی و واکنش» را میسازد. این تفاوت، صرفاً تفاوت در ترتیب نیست؛ تفاوت در معنایسازی است.
لایه دوم: بهترین ساختار برای نوشتن یک روایت دفاع تأثیرگذار
برای آنکه روایت دفاع، هم از نظر حقوقی منسجم باشد و هم از نظر انسانی قابلباور، لازم است بر یک ساختار روشن تکیه کند. این ساختار، قالب خشک و صلب نیست؛ نقشهای است که وکیل بر اساس آن، روایت خود را تنظیم میکند و در صورت لزوم، متناسب با نوع پرونده آن را تطبیق میدهد.
در ادامه، یک ساختار هشتمرحلهای پیشنهاد میشود که میتواند در پروندههای قتل، جرایم خشونتآمیز، و حتی در بسیاری از دعاوی پیچیده راهگشا باشد. این ساختار، بر «معنا» استوار است، نه صرفاً بر توالی زمانی. هر مرحله، هم جنبه فنی دارد و هم جنبه انسانی؛ و هر دو، برای قاضی قابلدرک و اثرگذار است.
پیش از ورود به جزئیات، باید یادآور شد که این ساختار، جایگزین تحلیل حقوقی، استدلال قانونی یا بررسی ادله نمیشود؛ بلکه آنها را در بستری منظم، قابلخواندن و قابلباور برای قاضی قرار میدهد. از اینرو، برای فهم عمیقتر پیوند میان ساختار، اندیشه و اخلاق دفاع، مراجعه به مباحثی مانند «فلسفه دفاع» و «روایت دفاع» میتواند نگاه وکیل را غنیتر کند.
۱. انتخاب نقطه شروع در روایت دفاع: صحنه، وضعیت یا پرسش بنیادین
نقطه شروع روایت دفاع، حکم «در» ورود قاضی به جهان پرونده را دارد. اگر در را در جای نادرست بگذارید، قاضی وارد فضایی میشود که از ابتدا علیه متهم چیده شده است؛ اگر درست انتخاب کنید، قاضی از همان سطر اول با مسئلهای انسانی و حقوقی روبهرو میشود، نه با برچسب مجرمیت.
الف) شروع صحنهمحور
در این نوع آغاز، وکیل با یک صحنه زنده، اما بدون اغراق، روایت را شروع میکند؛ صحنهای که در آن تنش، اضطراب یا ناچاری متهم قابلحس باشد. مثلاً:
«شب حادثه، موکل من برای سومینبار در همان ماه، تهدید تلفنی دریافت کرد؛ پشت در خانه، صدای مردی بود که فریاد میزد: یا در را باز میکنی یا خودم وارد میشوم.»
این آغاز، قاضی را مستقیم به قلب تعارض میبرد؛ جایی که ترس، تهدید و فقدان امنیت، زمینه فهم رفتار بعدی متهم میشود.
ب) شروع وضعیتمحور
اینجا روایت با توصیف یک وضعیت پایدار شروع میشود؛ وضعیت خانوادگی، اقتصادی یا روانیای که رفتار متهم را قابلتوضیح میکند:
«موکل من، سرپرست خانوادهای پنجنفره است که ماهها حقوق نگرفته و در معرض اخراج از محل کار قرار داشته؛ روز حادثه، آخرین مهلت برای تخلیه خانه اجارهای بود.»
این نوع آغاز، زمینه ذهنی قاضی را از «یک لحظه خشم» به «فشار انباشته و بحران مزمن» منتقل میکند.
ج) شروع با پرسش بنیادین
گاه مناسب است روایت با یک پرسش روشن و بنیادین آغاز شود؛ پرسشی که قاضی را به تفکر وامیدارد، نه به قضاوت شتابزده:
«سؤال این پرونده این نیست که آیا ضربهای وارد شده است یا نه؛ سؤال اصلی این است که آیا این ضربه در چارچوب دفاع از جان، قابلتوجیه بوده یا خیر.»
با این انتخاب، از همان ابتدا، چارچوب تحلیل از «مطلق جرم» به «ارزیابی دفاع» منتقل میشود.
۲. تعریف مسئله اصلی برای قاضی: پرونده واقعاً درباره چیست؟
روایت دفاع تأثیرگذار، خیلی زود به قاضی میگوید که «اصلِ دعوا» چیست. اگر این محور مشخص نشود، قاضی در انبوه جزئیات گم میشود و به برداشت ابتدایی پرونده بازمیگردد. تعریف مسئله، باید کوتاه، دقیق و حقوقمحور باشد.
مقایسه دو نوع تعریف مسئله:
| تعریف مبهم | تعریف شفاف |
| «پرونده درباره درگیری بین دو همسایه است که به قتل منجر شده.» | «پرونده درباره این است که آیا ضربه موکل در شرایطی وارد شده که او راه دیگری جز دفاع از خود نداشته است یا خیر.» |
در نوع دوم، قاضی میفهمد که باید روی چه چیزی تمرکز کند: «وجود یا عدم وجود راهحل جایگزین»، «شدت خطر»، «زمان تصمیم». این تمرکز، جهتگیری ذهنی او را در تمام طول استماع پرونده هدایت میکند.
۳. تنظیم خط زمانی: از تاریخ به معنا
در روایت دفاع، خط زمانی نباید به فهرست تاریخیِ خشک تبدیل شود. آنچه مهم است، «نقاط عطف معنایی» است؛ لحظاتی که در آن، فهم رفتار متهم دگرگون میشود. وکیل باید بداند کدام لحظهها برای ساختن این معنا حیاتیاند و کدامها صرفاً جزئیات کماثر.
نقاط عطف معنایی چه هستند؟
- اولین تهدید جدی یا درگیری قبلی
- لحظهای که متهم احساس میکند جان یا آبرو در خطر است
- زمانی که راههای مسالمتآمیز امتحان شده و شکست خوردهاند
- دقایق پیش از حادثه، که وضعیت روانی متهم را شکل دادهاند
برای مثال، بهجای اینکه وکیل چنین بگوید:
«۱۳/۱/۱۴۰۲ درگیری اول، ۲۰/۱/۱۴۰۲ درگیری دوم، ۲۵/۱/۱۴۰۲ درگیری سوم رخ داد.»
میتواند چنین روایت کند:
«در طول کمتر از یک ماه، سه بار میان موکل و شاکی درگیری رخ داد؛ هر بار، موکل تلاش کرد با میانجیگری همسایهها مسئله را حل کند، اما هر بار تهدیدها شدیدتر شد؛ بهگونهای که در درگیری سوم، شاکی علناً گفت: ‘اینبار دیگر زنده از این کوچه بیرون نمیروی’.»
هر دو، یک خط زمانی واحد را روایت میکنند؛ اما دومی، معنای «تشدید تهدید» و «بنبست راهحل مسالمتآمیز» را در ذهن قاضی میسازد.
۴. معرفی شخصیتها و نقشها: دقت در واژگان، دقت در قضاوت
شیوه معرفی متهم، شاکی، شهود و حتی مأموران، مستقیماً بر ادراک قضایی اثر میگذارد. روایت دفاع نباید به زبان احساسیِ جانبدارانه سقوط کند؛ اما میتواند با انتخاب واژگان دقیق، از برچسبزنی ناعادلانه جلوگیری کند.
به این دو توصیف توجه کنید:
۱. «موکل من یک کارگر ساده است که سواد درستوحسابی هم ندارد.»
۲. «موکل من کارگری است که با وجود تحصیلات اندک، سالها برای تأمین هزینه خانوادهاش کار کرده و هیچ سابقه کیفری ندارد.»
در جمله اول، نوعی تحقیر پنهان وجود دارد؛ در جمله دوم، کرامت انسانیِ متهم حفظ شده، بدون آنکه اغراق شود. قاضی در جمله دوم، با انسانی مواجه میشود که میتواند «یک خطای جدی» مرتکب شده باشد، نه با «فردی بیارزش».
معرفی شاکی نیز باید منصفانه باشد. تبدیل شاکی به «ضدقهرمان مطلق» معمولاً نتیجه معکوس دارد. روایت دفاع حرفهای، بهجای شیطانیکردن طرف مقابل، روی «اوضاعواحوال» و «سلسله رویدادها» تمرکز میکند، نه بر تخریب شخصیت.
۵. توضیح نیت و وضعیت ذهنی متهم: از برچسب به فهم
هیچ روایت دفاعی بدون پرداختن به نیت و وضعیت ذهنی متهم در لحظه حادثه کامل نمیشود. قانون نیز در بسیاری از جرایم، به عنصر روانی توجه ویژه دارد. اما «نیت» چیزی نیست که با یک جمله ادعایی ثابت شود؛ باید در بستر روایت، بهتدریج و مستند به اوضاعواحوال ساخته شود.
به جای گفتن این جملهی خام:
«موکل قصد قتل نداشت.»
روایت میتواند چنین پیش برود:
«در تمام اظهارات پیشین، موکل تأکید کرده که هدفش ترساندن طرف مقابل و پایاندادن به درگیری بوده است؛ نوع ضربه، محل اصابت و شهادت همسایهای که گفته ‘او مرتب فریاد میزد بس کن، نمیخواهم تو را بکشم’، همگی نشان میدهد که تصمیم قبلی برای سلب حیات در کار نبوده است.»
اینجا، نیت از دل رفتار، گفتار و شرایط بیرون کشیده میشود؛ نه بهعنوان یک ادعای بیپشتوانه. قاضی وقتی نیت را در پیوند با اوضاعواحوال میبیند، امکان بازنگری در برداشت اولیه خود را پیدا میکند.
۶. بازسازی شرایط محیطی و لحظه سوءبرداشت
بسیاری از پروندهها، محصول سوءبرداشتاند: صدایی که اشتباه شنیده شده، حرکتی که تهدیدآمیز تعبیر شده، پیامکی که بدخوانی شده است. روایت دفاع تأثیرگذار، این لحظههای سوءبرداشت را بهدقت بازسازی میکند؛ نه برای پاککردن مسئولیت، بلکه برای فهمیدن اینکه متهم جهان را چگونه دیده است.
برای نمونه:
«حیاط خانه نیمهتاریک بوده، باران میآمده و موکل، از پشت در، تنها سایه مردی را دیده که با فریاد و با شیئی در دست به سمت در میآمده است؛ بعداً مشخص شده آن شیء، دسته بیل بوده، نه چاقو. اما آنچه برای ما مهم است، ‘ادراک آن لحظهای’ موکل است، نه دانسته امروز او.»
در اینجا، روایت نشان میدهد که چرا تصمیم متهم، حتی اگر در نتیجه خطا بوده، از منظر آن لحظه قابلفهم است. این نوع بازسازی، بهویژه در جرایم ناشی از دفاع ادعایی، نقش تعیینکننده دارد.
۷. ادله در دل روایت، نه جدا از آن
یکی از خطاهای رایج این است که وکیل ابتدا روایت میکند، سپس ناگهان به فهرست ادله میپردازد؛ گویی پرونده از دو جهان جدا تشکیل شده است: «داستان» و «مدارک». در روایت دفاع حرفهای، ادله بهتدریج و در لحظه مناسب، در دل روایت وارد میشوند و آن را معتبر میکنند.
مقایسه کنید:
«موکل تهدید شده بود. (بعداً در بخش مستقلی گفته میشود: پیامکهای تهدیدآمیز موجود است.)»
با این شکل:
«موکل تهدید را جدی نگرفت تا وقتی که سه پیامک پیاپی در ساعت ۲۳ همان شب برای او ارسال شد؛ پیامکهایی که متن آنها عیناً در صفحه ۸ پرونده و ضمیمه پرینت مخابرات آمده است.»
در شکل دوم، ادله، بخشی از بافت روایتاند؛ قاضی همزمان «میشنود» و «میبیند». این پیوند، هم از نظر بلاغی مؤثر است و هم از نظر اثباتی، روایت را به شواهد گره میزند.
۸. جمعبندی معنایی: روایت دفاع چه حقیقتی را روشن میکند؟
در پایان، روایت دفاع نیاز به جمعبندی دارد؛ اما نه جمعبندی شعاری و ملتمسانه، بلکه جمعبندی معنایی که نشان دهد این روایت، نسبت به برداشت اولیه پرونده، تصویری «نزدیکتر به حقیقت انسانی» ارائه میدهد.
جمعبندی معنایی میتواند سه کار همزمان انجام دهد:
- به قاضی یادآوری کند که محور اصلی پرونده چیست (دفاع از جان، خطای انسانی، فشار روانی، نبود قصد قبلی و …).
- نشان دهد که هر ادله، در کجای این روایت قرار میگیرد و چه معنایی را تقویت میکند.
- مرز میان پذیرش مسئولیت و نفی ناعادلانه آن را روشن کند.
برای مثال:
«اگر مجموعه اوضاعواحوال پیش از حادثه، تهدیدهای مستمر، وضعیت روانی موکل، نحوه وقوع درگیری و نوع ضربه را کنار هم بگذاریم، تصویری که بهدست میآید، تصویر فردی نیست که با تصمیم قبلی برای سلب حیات وارد صحنه شده باشد؛ بلکه انسانی است که در لحظهای از ترس و فشار شدید، تصمیمی گرفته که امروز خود نیز از آن رنج میبرد. دفاع ما این نیست که حادثهای رخ نداده؛ دفاع ما این است که آنچه رخ داده، از نظر حقوقی و انسانی، با برچسب قتل عمد سازگار نیست.»
لایه سوم: پیامدهای زبانی و اخلاقی در روایت دفاع
روایت دفاع، تنها یک «ابزار فنی» نیست؛ یک عمل اخلاقی و انسانی هم هست. وکیل در مقام راوی، قدرت آن را دارد که حقیقت را روشنتر کند یا آن را در مهِ کلمات پنهان سازد. اینجا مرز باریک میان «دفاع مشروع» و «روایتسازی خطرناک» شکل میگیرد.
از منظر اخلاقی، چند پرسش جدی پیش روی هر وکیل قرار میگیرد:
- آیا برای ساختن روایت، واقعیتهای مهمی را حذف میکنم که نتیجه پرونده را بهطور ناعادلانهای تغییر میدهد؟
- آیا با اغراق در رذایل شاکی، او را از انسانبودن تهی میکنم تا موکل را نجات دهم؟
- آیا روایت من، رنج قربانی را میبیند، یا او را به مانعی در برابر آزادی موکل تقلیل میدهد؟
روایت دفاع تأثیرگذار، لزوماً روایت «بیرحم» نیست؛ برعکس، هرچه حساسیت اخلاقی آن بیشتر باشد، اعتماد قاضی به آن بیشتر میشود. قاضی وقتی احساس کند وکیل حاضر است حتی در دفاع از موکل، حقیقت ناخوشایند را نیز ببیند و انکار نکند، آمادگی بیشتری برای شنیدن تفسیر او از واقعه پیدا میکند. اینجا، روایت دفاع با مفاهیمی چون عدالت انسانی و وجدان قضایی گره میخورد؛ همان جایی که دفاع، از یک فن حقوقی به «هنر دفاع» تبدیل میشود.
روایت دفاع و اثر روانی لحن: صداقت، شفافیت، پرهیز از اغراق
لحن روایت دفاع، بیش از آنکه به بلاغت ظاهری وابسته باشد، به تجربه درونی وکیل از حقیقت پرونده وابسته است. لحنِ متکبر، ملتمسانه یا نمایشی، قاضی را از روایت دور میکند. در مقابل، لحنی آرام، روشن و کنترلشده، که در آن احساسات حضور دارند اما بر منطق چیره نمیشوند، اعتبار دفاع را بالا میبرد.
چند اصل ساده اما عمیق در اینباره:
- صداقت لحن: اعتراف به خطای موکل، جاییکه انکار آن بیمعناست، نهتنها ضعف نیست، بلکه ستون اعتمادسازی است.
- شفافیت جملهها: جملات دور و پیچیده، شبیه دیوار دود، برای پنهانکردن چیزی بهنظر میرسند؛ جملات روشن، ولو تلخ، نشانه مواجهه صادقانه با واقعیتاند.
- کنترل احساسات: روایت دفاع نباید به مرثیه تبدیل شود؛ اشارات محدود، دقیق و انسانی به رنج متهم و قربانی، بسیار اثرگذارتر از فریاد و نمایش اندوه است.
در فرهنگ ایرانی، که عاطفه و آبرو دو مؤلفه مهم درک اجتماعیاند، لحن دفاع اگر بین احترام به رنج قربانی و تلاش برای فهم خطای متهم تعادل برقرار کند، قاضی و حتی خانوادهها آمادگی بیشتری برای شنیدن پیشنهادهای عادلانهتر، مصالحه یا تخفیف خواهند داشت.
جمعبندی: روایت دفاع، پیوند انسان و حقیقت
روایت دفاع تأثیرگذار، در نهایت چیزی بیش از چند صفحه متن یا چند دقیقه سخنرانی در دادگاه است. این روایت، تلاشی است برای آنکه حقیقت انسانیِ پشت یک واقعه خشن، در انبوه اوراق و اتهامات گم نشود. وقتی وکیل میداند که دفاع، معماری زبانیِ معناست، ساختار روایتش را آگاهانه انتخاب میکند: از نقطه شروع تا تعریف مسئله، از چینش وقایع تا معرفی شخصیتها، از توضیح نیت تا بازسازی لحظه سوءبرداشت و گرهزدن ادله به داستان.
اما ساختار بهتنهایی کافی نیست. روایت دفاع زمانی واقعاً تأثیر میگذارد که با صداقت لحن، نظم معنایی و حساسیت اخلاقی همراه شود؛ زمانی که وکیل نه در پی ساختن «افسانه تبرئه»، بلکه در پی نزدیککردن قاضی به تصویری منصفانهتر از حقیقت باشد. در چنین روایتی، متهم تنها یک شماره پرونده نیست؛ انسانی است خطاکار یا مظنون، با تاریخچهای از ترسها، اشتباهها و امیدها. قاضی نیز تنها نماینده قانون نیست؛ انسانی است که باید در میان روایتهای متعارض، راهی به سوی عدالت بیابد.
در این نقطه، دادگاه به صحنه تقابل قدرتهای زبانی تبدیل نمیشود، بلکه به جایی بدل میشود که روایت دفاع میکوشد فاصله میان «قانون»، «انسان» و «حقیقت» را کمی کوتاهتر کند. چنین روایتی، هم به متهم امکان شنیدهشدن میدهد، هم به قاضی امکان دیدن لایههای پنهان ماجرا، و هم به جامعه نشان میدهد که عدالت، بدون زبان منصفانه و روایت مسئولانه، ناقص میماند. در این مسیر، اگر مخاطب نیاز به همراهی عملی در طراحی و اجرای روایت دفاع خود داشته باشد، میتواند از طریق تماس و مشاوره راهی برای آغاز این گفتوگو بیابد.
سوالات متداول
۱. آیا روایت دفاع باید دقیقاً مطابق ترتیب زمانی پرونده نوشته شود؟
لزومی ندارد روایت دفاع کاملاً بر اساس ترتیب زمانی پیش برود؛ مهمتر از تاریخ، معنای وقایع است. وکیل میتواند برای روشنترکردن وضعیت روانی متهم یا شدت تهدید، برخی صحنهها را جلوتر یا عقبتر روایت کند، بهشرط آنکه واقعیت را تحریف نکند و در نهایت، تصویر زمانی پرونده برای قاضی شفاف بماند.
۲. تفاوت روایت دفاع با لایحه حقوقی معمولی چیست؟
لایحه معمولی اغلب فهرستی از ادعاها و استنادات قانونی است، در حالیکه روایت دفاع تلاش میکند این ادعاها و مواد قانونی را در قالب یک داستان منسجم و قابلفهم برای ذهن قاضی بچیند. روایت، به وقایع و ادله جان میدهد، پیوند میان اتفاقات را نشان میدهد و به قاضی کمک میکند ببیند متهم چگونه به لحظه حادثه رسیده است.
۳. اگر حقیقت پرونده به ضرر موکل باشد، آیا باز هم روایت دفاع معنا دارد؟
بله، حتی در پروندههایی که تقصیر موکل آشکار است، روایت دفاع میتواند در تبیین نیت، شدت مسئولیت، اوضاعواحوال مؤثر و امکان تخفیف مجازات نقش جدی ایفا کند. روایت صادقانهای که خطا را میپذیرد اما زمینهها، فشارها و احتمال اصلاح را روشن میکند، معمولاً از روایتی که بر انکار ناموجه بنا شده اثرگذارتر است.
۴. چگونه میتوان بین دفاع از موکل و رعایت اخلاق در روایت تعادل برقرار کرد؟
تعادل زمانی حفظ میشود که وکیل بداند وظیفهاش «بهترین دفاع ممکن در چهارچوب حقیقت» است، نه هر دفاعی به هر قیمت. حذف گزینشی واقعیتهای تعیینکننده، تخریب شخصیت شاکی بدون ضرورت، یا روایتسازی خلاف مدارک، هم از نظر اخلاقی و هم از نظر حرفهای خطرناک است و در نهایت، میتواند اعتماد قاضی به کل روایت را از بین ببرد.
۵. نقش فرهنگ ایرانی در اثرگذاری روایت دفاع چیست؟
در فرهنگ ایرانی، مفاهیمی مانند آبرو، خانواده، رنج و بخشش جایگاه ویژهای دارند. روایت دفاعی که بتواند بدون سوءاستفاده، این مؤلفهها را با دقت و وقار در متن خود بگنجاند، برای قاضی، متهم و خانوادهها قابللمستر است. اشاره سنجیده به مسئولیتپذیری، ندامت واقعی و آمادگی برای جبران، میتواند در شکلگیری نگاه انسانیتر به پرونده مؤثر باشد.
منابع
پیرزن، ای. (۲۰۱۹). روایت، حقیقت و عدالت کیفری. ترجمه فارسی غیررسمی، دسترسپذیر در کتابخانههای حقوقی ایران.
بنت، دبلیو. و فلدرمن، م. (۲۰۰۸). داستانگویی در دادگاه: چگونه روایت بر تصمیم قضایی اثر میگذارد. انتشارات حقوق و جامعه، نیویورک.









