عدالت الهی چیست؟ بازخوانی مبانی در آیات و روایت‌ها

تصویر هنری عدالت الهی با ترازوی نورانی، خوشنویسی قرآنی و هاله‌ای از رحمت و میزان؛ بازتاب رابطه انسان، قانون و اخلاق

عدالت الهی در قرآن و سنت، مفهومی انتزاعی یا صرفاً نظری نیست؛ حقیقتی جاری است در نسبت انسان با خدا، انسان با انسان، و انسان با مسئولیت. عدالت الهی یادآوری می‌کند که جهان بر توازن، رحمت و حکمت بنا شده و هر داوری، اگر به حقیقت نزدیک است، باید از این سرچشمه نور بگیرد. در این بازخوانی، عدالت نه یک شعار که راهی برای دیدن انسان و شنیدن حقیقت است؛ راهی که از متن آیات می‌گذرد و در روایت‌های انسانیِ دادخواهی به آزمون می‌رسد.

۱) معنای بنیادین عدالت الهی در قرآن؛ پیوند با رحمت، حکمت و توازن

قرآن، عدالت الهی را با واژه‌هایی چون «قسط»، «عدل» و «میزان» تصویر می‌کند؛ نظمی حکیمانه که در آن هر چیز در جای شایسته خود می‌نشیند. عدل، صرفِ توزیع مجازات یا پاداش نیست؛ صورتِ اخلاقیِ حقیقت است. «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (نحل/۹۰) فرمانی است که عدل را در کنار احسان می‌نشاند تا نشان دهد عدالت الهی با رحمت و فضیلت هم‌خویش است. از سوی دیگر، «وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَعَدْلًا» (انعام/۱۱۵) صدق و عدل را دو بال یک حقیقت می‌خواند؛ حقیقتی که در آن گزاره و کردار، به میزان حکمت سنجیده می‌شود.

به این معنا، عدالت الهی، توازن میان حقوق، تکالیف و ظرفیت‌های انسانی است؛ توازنی که با شتاب کینه و فشار احساسات برهم نمی‌خورد. عدالت، راهبردی برای کاهش رنج و نزدیک‌کردن انسان به امکان جبران است، نه صرفاً ابزاری برای اِعمال قدرت. در این منظر، داوریِ درست، هم‌نشینِ رحمت است و شناختِ دقیقِ اوضاع‌و‌احوال انسانی را طلب می‌کند.

۲) آیات کلیدی درباره عدل الهی؛ خوانشی برای انسان امروز

آیه «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ قَائِمًا بِالْقِسْطِ» (آل‌عمران/۱۸) می‌گوید در متن توحید، قسط ایستاده است؛ یعنی عدالت، صورتِ ظهورِ یکتایی است. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ» (نساء/۱۳۵) اما مخاطب را از آسمان به زمین می‌آورد: قیام‌کنندگان به قسط باشید؛ در برابر خود و دیگری، در راحتی و دشواری. و در نهایت، «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ» (حدید/۲۵) نسبت نبوت، کتاب و میزان را آشکار می‌کند: معیار، جدا از معرفت و دعوت نیست.

خوانش امروزین این آیات، دعوت به سه تمرین است: ۱) صداقت در دیدنِ واقعیت‌ها، حتا اگر خلاف میل ما باشند؛ ۲) رعایت قسط در گفتار و حکم، بی‌اعتنا به تعصبات و فشارهای اجتماعی؛ ۳) تکیه بر «میزان»‌های روشن و قابل دفاع در سنجش ادله، تا عدالت از سلیقه‌ها نلغزد. نکته مهم آن است که قرآن عدالت را در صحنه زندگی روزمره می‌خواهد؛ جایی که رنج قربانی، خطای انسان و امکانِ بازگشت، هم‌زمان حضور دارند.

«وَما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ» (فصلت/۴۶)؛ ظلم، زبانِ قدرت بی‌حکمت است؛ و عدل، زبانِ حقیقتِ مهربان.

۳) تفاوت عدالت الهی با عدالت قراردادی/قضایی؛ نقش نیت، اختیار و مسئولیت

عدالت قراردادی، معمولاً به قواعد وضعی، نظم عمومی و کارآمدیِ نظام حقوقی تکیه می‌کند. اما عدالت الهی، افقِ وسیع‌تری دارد: نیت، اختیار و کرامتِ فاعل را در متن حکم می‌نشاند. در این افق، «رفتارِ واحد» بسته به «موقعیت انسانی» می‌تواند معنایی متفاوت بیابد؛ زیرا نیت و امکانِ پرهیز از خطا، از ارکان مسئولیت‌اند. عدالت الهی می‌پرسد: آیا انسان می‌توانست جز این کند؟ آیا شواهد، به قدر کافی شنیده شدند؟ آیا امکانِ ترمیم، بر خشمِ لحظه غلبه یافت؟

مقایسه کوتاه عدالت الهی و عدالت قراردادی

  • منبع مشروعیت: عدالت الهی بر حکمت و رحمت استوار است؛ عدالت قراردادی بر توافق اجتماعی و قانون وضعی.
  • غایت: عدالت الهی، کشف حقیقت و ترمیم کرامت؛ عدالت قراردادی، حفظ نظم و بازدارندگی.
  • معیار سنجش: میزان و قسط؛ در برابر آیین دادرسی و رویه‌های تثبیت‌شده.
  • نیت و اختیار: رکن تحلیل در عدالت الهی؛ عنصر تکمیلی در عدالت قراردادی.
  • نسبت با رحمت: هم‌نشین و هدایت‌گر؛ در برابر نقش حاشیه‌ای در سازوکار کیفری.
  • خطا و ترمیم: امکان بازگشت و جبران؛ در برابر تمرکز بر مجازات.

این تفاوت‌ها به معنای نفی عدالت قراردادی نیست؛ بلکه دعوتی است به پیوندزدنِ آن با افق الهی تا «حکم»، صورتِ انسانیِ خود را باز یابد.

۴) عدالت در قرآن: هم قانون و هم دعوت؛ دیدنِ انسان و شنیدنِ حقیقت

عدالت در قرآن هم «قانون» است و هم «دعوت». قانون است، زیرا معیار می‌طلبد و از موازین روشن سخن می‌گوید. دعوت است، چون به تغییر نگاهِ قاضی و وکیل و شاهد چشم دارد. «قِسْط» بی‌شنیدنِ رنجِ قربانی و بی‌درکِ فشار روانیِ متهم، ناقص می‌ماند. عدالت الهی به ما می‌آموزد حقیقت، تنها مجموعه‌ای از ادله نیست؛ نسبتی است بین ادله و انسان. در این‌جا پیوند عدالت با اخلاق روشن می‌شود: بی‌اخلاق، عدالت تهی می‌شود و بی‌عدالت، اخلاق در هوا می‌ماند.

  • نکته برجسته: عدالتِ دعوت‌گر، از ما می‌خواهد به «حق شنیده‌شدن» وفادار بمانیم؛ چه برای شاکی، چه برای متهم.

۵) کرامت انسانی؛ کلید فهم عدالت الهی

کرامت، نه پاداشِ بی‌خطایی، که حقیقتِ پیشینیِ انسان است. عدالت الهی، حکم را با این حقیقت می‌سنجد: هر تصمیمی که کرامت را له کند، از عدل فاصله می‌گیرد. این اصل، سر از روش‌ها درمی‌آورد: از شیوه بازجویی تا نحوه مواجهه با سکوت متهم، از صورتِ استدلال تا لحنِ حکم. اگر عدالت، حقیقتِ کرامت را نبیند، به تکنیک حقوقی فروکاسته می‌شود.

در دادگاهِ امروز، حفظ کرامت یعنی: ۱) شنیدنِ بی‌تعصب؛ ۲) پرهیز از تحقیر و انگ‌زنی؛ ۳) دیدنِ امکانِ رشد و بازگشت. چنین نگاهی، مجازات را در نسبت با «ترمیم» می‌سنجد. آن‌گاه عدالت، هم از رنج قربانی دفاع می‌کند و هم برای خطای انسانی، راهی به بازسازی می‌جوید. این پیوندِ کرامت و عدل، ریشه در همان فهم توحیدی دارد که قسط را با رحمت هم‌نشین می‌بیند.

۶) «میزان» در قرآن؛ نماد عدالت و سنجش

«میزان»، استعاره‌ای از معیارهای روشن و قابل‌دفاع است. آیات «وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ» (رحمن/۹) و «وَأَنزَلْنَا… الْمِیزَانَ» (حدید/۲۵) به ما می‌آموزند که بدون میزان، عدالت یا به سلیقه واگذار می‌شود یا اسیرِ قدرت. میزانِ امروزِ دادگستری چیست؟ آیینِ دادرسیِ عادلانه، شفافیت در تحلیل ادله، امکان اعتراض و تجدیدنظر، و وفاداری به معیارهای علمیِ سنجشِ قرائن.

میزان، همچنین به معنای توازنِ میان «قانون» و «انصاف» است. قانون، چارچوب می‌دهد و انصاف، روح می‌دمد. هرگاه یکی بر دیگری غلبه یابد، عدالت می‌لغزد: قانونِ بی‌انصاف، خشک و سرد می‌شود؛ انصافِ بی‌قانون، پراکنده و بی‌اتکا. هنر قضاوت، یافتنِ این توازنِ ظریف است؛ توازنی که با آموزش، گفت‌وگو و تمرینِ مستمر پدید می‌آید.

۷) روایت‌های نبوی و روایی؛ عمق‌بخشیدن به مفهوم عدالت

سیره نبوی و روایت‌های اهل‌بیت، عدالت را به زبانِ زیستۀ انسان بیان می‌کنند: دعوت به گذشت در کنار حق‌ستانی، هشدار نسبت به داوری شتاب‌زده، و تأکید بر شنیدنِ هر دو سو. در این روایت‌ها، عدالت، جمعِ میان صلابتِ حکم و نرمیِ دل است؛ جایی که «حقیقت» در سپهرِ اخلاق می‌درخشد. نقل‌ها نشان می‌دهند که داوریِ عادلانه، پیش از هر چیز، «دیدنِ دقیق» و «شنیدنِ منصفانه» است.

۸) کاربردهای امروزینِ نگاه الهی به عدالت؛ دادرسی، رفتار اجتماعی و اخلاق عمومی

عدالت الهی، به کارِ امروز می‌آید وقتی از سطحِ شعار به سطحِ روش می‌رسد. در دادرسی، یعنی: ۱) تمرکز بر کیفیتِ شنیدن؛ ۲) تکیه بر معیارهای علمی در تحلیل ادله؛ ۳) پرهیز از شتابِ افکار عمومی. در رفتار اجتماعی، یعنی: احترام به آبروی انسان، حتی در اختلاف؛ و در اخلاق عمومی، یعنی: تقویت فرهنگِ گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری.

چالش‌ها و راه‌حل‌ها

  • چالش: فشار افکار عمومی و تنش در دادگاه؛ راه‌حل: بازگرداندن «میزان» به مرکز تحلیل و توضیح شفاف مبانی حکم.
  • چالش: نادیده‌گرفتن نیت و اوضاع‌و‌احوال؛ راه‌حل: ادغام تحلیل روان‌شناختی و اجتماعی در ارزیابی مسئولیت.
  • چالش: غلبه مجازات بر ترمیم؛ راه‌حل: تقویت سازوکارهای عدالت ترمیمی و گفت‌وگوی قربانی–متهم.

جمع‌بندی تحلیلی: پلی میان قانون و اخلاق، میان تقصیر و کرامت

عدالت الهی، درسی است درباره نسبت انسان با حقیقت. در این افق، قانون بدون اخلاق خشک می‌شود و اخلاق بدون قانون، بی‌پناه. «قسط» ما را فرا می‌خواند تا میان رنج قربانی و امکانِ بازگشتِ خطاکار، پلی از معنا بسازیم؛ و «میزان» یادمان می‌دهد که سنجش، باید روشن، مستند و انسانی باشد. دادرسی، هرگاه نورِ رحمت و حکمت را در دلِ قواعد بنشاند، از خشونتِ بی‌وجه می‌کاهد و به کرامتِ آدمی مجال می‌دهد. عدالت الهی، نوری است که راه دادرسی انسانی را روشن می‌کند و انسان را میان خشونتِ حکم و مهربانیِ حقیقت به تعادل می‌رساند.

سوالات متداول

۱. تفاوت عدالت الهی با عدالت انسانی یا قراردادی در چیست؟

عدالت الهی افقی گسترده‌تر از قواعد وضعی دارد؛ نیت، اختیار و کرامت را در متنِ حکم می‌نشاند و غایت را حقیقت‌یابی و ترمیم می‌داند. عدالت انسانی/قراردادی برای حفظ نظم و بازدارندگی ضروری است، اما وقتی با افق الهی پیوند بخورد، صورتِ انسانی‌تری می‌یابد و میان قانون و اخلاق آشتی برقرار می‌کند.

۲. کرامت انسانی چه جایگاهی در عدالت الهی دارد؟

کرامت، مبنای پیشینی عدالت است نه پاداشِ بی‌خطایی. هر حکمی که کرامت را له کند از عدل فاصله می‌گیرد. پاسداشت کرامت در دادرسی یعنی شنیدن بی‌تعصب، پرهیز از تحقیر، و دیدن امکانِ بازگشت. عدالت الهی بدین معنا، مجازات را در نسبت با ترمیم می‌سنجد و انسان را فراتر از خطاها می‌بیند.

۳. نسبت رحمت با عدالت در آیات قرآن چگونه فهم می‌شود؟

در قرآن، عدل با احسان و رحمت هم‌نشین است: «إن الله یأمر بالعدل والإحسان». رحمت، عدل را تلطیف و هدایت می‌کند تا از خشونت بی‌وجه دور بماند، و عدل، رحمت را از سستی و تبعیض می‌رهاند. نتیجه، قسطی است که هم رنج قربانی را جدی می‌گیرد و هم راه جبران را برای خطاکار باز می‌گذارد.

۴. «میزان» در عملِ دادرسی امروز چه معنایی دارد؟

«میزان» یعنی معیارهای روشن، شفاف و قابل دفاع در سنجش ادله: آیین دادرسی عادلانه، امکان اعتراض، استانداردهای علمی در تحلیل قرائن و توضیح مستند نتیجه. میزان، از سلیقه‌گرایی و موج‌سواری بر افکار عمومی جلوگیری می‌کند و کمک می‌کند حکم، هم دقیق باشد و هم انسانی.

۵. چگونه می‌توان عدالت ترمیمی را با عدالت کیفری آشتی داد؟

با دیدن هم‌زمان رنج قربانی و امکان بازگشتِ خطاکار. این یعنی ایجاد گفت‌وگوی امن، مشارکت جامعه در ترمیم، و سنجشِ مجازات با امکان جبران. عدالت ترمیمی نه جایگزین مطلق، که مکمل عدالت کیفری است؛ «قسط» را به زندگی نزدیک می‌کند و به حکم، چهره‌ای انسانی‌تر می‌بخشد.

منابع برای مطالعه بیشتر: ۱) مرتضی مطهری، «عدل الهی»، انتشارات صدرا. ۲) علامه طباطبایی، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ذیل آیات قسط و میزان.

سید محمدرضا رضوی‌فرد وکیل دادگستری و نویسنده بخش قرآن، عدالت و انسان در مجله عدالت و دفاع است. فعالیت او بر بررسی مفاهیم قرآنی مرتبط با عدالت و کرامت انسانی و ارائه رویکردی قابل‌فهم و معاصر به مسائل اخلاقی و اجتماعی متمرکز است.
سید محمدرضا رضوی‌فرد وکیل دادگستری و نویسنده بخش قرآن، عدالت و انسان در مجله عدالت و دفاع است. فعالیت او بر بررسی مفاهیم قرآنی مرتبط با عدالت و کرامت انسانی و ارائه رویکردی قابل‌فهم و معاصر به مسائل اخلاقی و اجتماعی متمرکز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × پنج =