چگونه اضطراب متهم را پیش از جلسه رسیدگی مدیریت کنیم؟

مدیریت اضطراب متهم پیش از جلسه رسیدگی در راهروی دادگاه با همراهی وکیل کیفری

پشت درِ بسته شعبه، صدای رفت‌وآمد در راهروی دادگاه محو شده است. متهم روی نیمکت فلزی نشسته؛ دست‌هایش می‌لرزد، نگاهش روی کاشی‌های کف ثابت مانده و در ذهنش یک جمله مدام تکرار می‌شود: «اگر حرفم را نفهمند چه؟». ترس از نادیده‌ شدن، شرم از آنچه رخ داده، نگرانی از نگاه خانواده‌ و قاضی، و هراسی مبهم از آینده، همه در هم تنیده‌اند. در چند قدمی او، وکیل تلاش می‌کند نفس‌های بریده را آرام کند، تصویر دادگاه را برایش قابل‌فهم سازد و این اضطراب کورکننده را به سطحی قابل‌مدیریت برساند؛ اضطرابی که اگر مهار نشود، می‌تواند هم روایت او را مخدوش کند و هم مسیر دادرسی را.

اضطراب متهم پیش از جلسه رسیدگی؛ فقط یک احساس ساده نیست

«اضطراب متهم پیش از جلسه رسیدگی» را نمی‌توان صرفاً به عنوان استرس معمول قبل از یک موقعیت مهم در نظر گرفت. در پرونده‌های کیفری، به‌ویژه در جرایم سنگین، این اضطراب ترکیبی لایه‌دار از ترس، شرم، فشار اجتماعی، ابهام نسبت به آینده و نگرانی از بی‌عدالتی است. متهم در واقع با سه نوع مواجهه هم‌زمان روبه‌روست: مواجهه با قانون، مواجهه با قاضی و مواجهه با نگاه جامعه و خانواده.

ترس از محکومیت سنگین، از دست دادن آزادی، بی‌آبرویی در خانواده و محل کار، و احساس گناه یا تردید نسبت به آنچه رخ داده، همه در ذهن متهم تراکم پیدا می‌کند. او هم از «آنچه انجام داده یا متهم به انجام آن است» می‌ترسد و هم از «نحوه دیده‌ شدن» خود در چشم قاضی و دیگران.

در این وضعیت، بدن و ذهن وارد حالت آماده‌باش می‌شود: تپش قلب، خشکی دهان، افکار تند و گسسته، بدبینی نسبت به هر سوال و هر نگاه. این وضعیت اگرچه از منظر انسانی قابل‌درک است، اما از منظر دفاع کیفری، اگر بدون مدیریت رها شود، می‌تواند روایت متهم، تمرکز او و حتی عدالت‌مندی دادرسی را تحت‌تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، در رویکرد حرفه‌ای دفاع و وکالت کیفری، مدیریت اضطراب متهم پیش از جلسه، بخش فرعی و حاشیه‌ای نیست؛ بلکه جزئی از طراحی استراتژی دفاع محسوب می‌شود.

چرا اضطراب پیش از جلسه می‌تواند به زیان حقیقت و عدالت تمام شود؟

اضطراب شدید متهم، فقط یک حالت درونی نیست؛ اثر بیرونی دارد و لایه‌لایه در دادرسی رسوب می‌کند. چند حوزه اصلی که تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد عبارت است از:

تأثیر بر روایت و حافظه

وقتی ذهن درگیر ترس و فشار روانی شدید است، تمرکز و انسجام روایت کاهش می‌یابد. متهم ممکن است جزئیات را جابه‌جا کند، ترتیب وقایع را فراموش کند، یا میان آنچه واقعاً رخ داده و آنچه از آن می‌ترسد، مرز شفافی نداشته باشد. در چنین وضعی، حتی روایت صادقانه نیز ممکن است «نامطمئن» یا «تناقض‌آمیز» به نظر برسد. اینجا است که خطر برداشت نادرست از صداقت متهم جدی می‌شود.

تأثیر بر زبان بدن و برداشت قاضی

زبان بدن در دادگاه، خواه‌ناخواه بخشی از دریافت قاضی و سایر افراد از متهم است. لرزش صدا، پرهیز از تماس چشمی، تعریق، تکان‌ دادن مداوم پاها روی زمین یا نگاه دوخته به زمین، می‌تواند برای ناظر بیرونی، نشانه «پنهان‌کاری» یا «عدم صداقت» تلقی شود؛ در حالی که ممکن است تنها نشانه یک اضطراب شدید باشد. قاضی حرفه‌ای تلاش می‌کند میان اضطراب طبیعی و رفتار فریبکارانه تمایز بگذارد، اما این تمایز زمانی واقع‌بینانه‌تر می‌شود که اضطراب در سطحی قابل‌قبول مدیریت شده باشد.

جدول مقایسه: اضطراب مدیریت‌نشده و اضطراب مدیریت‌شده

ابعاد اضطراب مدیریت‌نشده اضطراب مدیریت‌شده
روایت متهم پراکنده، همراه با سکوت‌های طولانی و تناقض‌های ظاهری منسجم‌تر، با توقف‌های طبیعی برای فکر کردن
زبان بدن حرکات عصبی، فرار از نگاه، جدیت افراطی یا خنده نامتناسب نشستن نسبتاً پایدار، استفاده متعادل از نگاه، کنترل حرکات دست
برداشت احتمالی قاضی تردید نسبت به صداقت یا ثبات شخصیت امکان ارزیابی دقیق‌تر قصد، انگیزه و نقش متهم

فلسفه دفاع و جایگاه مدیریت اضطراب متهم

اگر دفاع را صرفاً «پاسخ حقوقی به اتهام» ببینیم، شاید مدیریت اضطراب متهم حاشیه‌ای به نظر برسد. اما در رویکردی که دفاع را فرآیندی انسانی و اندیشه‌محور می‌داند، آرام‌سازی ذهن متهم پیش از جلسه رسیدگی، یکی از ابزارهای نزدیک‌شدن به حقیقت و عدالت است. در چنین نگاهی، متهم نه فقط «موضوع حکم» بلکه «سوژه روایت» است؛ انسانی که بدون دسترسی به آرامش نسبی، نمی‌تواند آنچه را زیسته است، به‌درستی بازگو کند.

در فلسفه دفاع، وکیل تنها منتقل‌کننده مواد قانونی و رویه قضایی نیست؛ او نقش واسطی را ایفا می‌کند میان دنیای پرتنش متهم و زبان رسمی دادگاه. تبدیل اضطراب کور و فلج‌کننده به نگرانی آگاهانه و قابل‌تحمل، در واقع بخشی از ترجمه‌کردن تجربه انسانی متهم به زبان حقوقی است. اینجاست که دفاع از یک «تکنیک» به یک «فرآیند اخلاقی و انسانی» ارتقا می‌یابد.

مدیریت اضطراب همچنین پیوندی نزدیک با «حق شنیده‌ شدن» دارد. متهمی که آن‌قدر مضطرب است که کلمات را گم می‌کند یا از بیان برخی حقیقت‌ها می‌ترسد، در عمل از بخشی از حق دفاع خود محروم شده است؛ هرچند در ظاهر، امکان صحبت‌کردن دارد. بنابراین، کاستن از اضطراب، شکلی از احیای حق دفاع و نزدیک‌کردن دادرسی به چهره انسانی‌تر عدالت است.

لایه حقوقی بحث؛ متهم آرام‌تر، ارزیابی عادلانه‌تر

از منظر حقوقی، حضور متهمی که اضطراب او در حدی قابل‌مدیریت قرار گرفته، امکان ارزیابی واقعی‌تری از نیت و رفتار وی را فراهم می‌کند. قاضی وقتی با فردی مواجه است که می‌تواند به پرسش‌ها گوش دهد، مکث کند، فکر کند و سپس پاسخ دهد، تصویر دقیق‌تری از ظرفیت درک، میزان پشیمانی، آگاهی از نتیجه عمل و جایگاه واقعی او در زنجیره رخداد به‌دست می‌آورد.

در پرونده‌های سنگین مانند پرونده‌های قتل، تفکیک میان قتل عمد، شبه‌عمد، خطای محض یا نقش‌های متفاوت در واقعه (مباشر، شریک، معاون) اغلب به ظرافت‌های روایت و جزئیات موقعیت بستگی دارد. متهمی که زیر فشار اضطراب، ناخواسته جزئیاتی را حذف یا جابه‌جا می‌کند، ممکن است تصویری از خود بسازد که به نفع عدالت نیست؛ چه در جهت تخفیف بی‌مورد و چه در جهت تشدید بی‌مورد مسؤولیت.

از سوی دیگر، وقتی متهم احساس می‌کند شنیده می‌شود، وکیل در کنار اوست و روند جلسه برایش شفاف شده است، احتمال رفتارهای ناگهانی، واکنش‌های احساسی شدید یا سکوت‌های سنگین و دفاع‌سوز کاهش می‌یابد. این وضعیت، نه تنها به نفع متهم، بلکه به نفع قاضی و در نهایت، به نفع حقیقت است.

روش‌های عملی مدیریت اضطراب؛ از تکنیک تا رابطه انسانی

مدیریت اضطراب متهم پیش از جلسه رسیدگی، مجموعه‌ای از روش‌های صرفاً تکنیکی نیست؛ بلکه ترکیبی است از توضیح، تمرین، همراهی و احترام. چند محور کاربردی که می‌تواند برای متهم، خانواده او و وکلای درگیر پرونده راهگشا باشد، عبارت است از:

۱. توضیح شفاف روند جلسه برای کاهش ابهام

بخش مهمی از اضطراب، محصول «ندانستن» است. اینکه متهم نداند وارد چه فضایی می‌شود، چه کسی کجا می‌نشیند، چه کسی اول صحبت می‌کند، آیا اجازه نشستن دارد یا باید تمام‌وقت ایستاده پاسخ دهد، و اگر سوالی نفهمید چه می‌شود. توضیح مرحله‌به‌مرحله روند جلسه، به‌صورت ساده و قابل‌فهم، می‌تواند این ابهام را تا حد زیادی کاهش دهد.

۲. تمرین روایت پرونده بدون روتوش

پیش از جلسه، باید فرصتی فراهم شود تا متهم بتواند چند بار روایت خود از ماجرا را در حضور وکیل بیان کند؛ نه به عنوان تمرین بازیگری، بلکه برای منظم‌کردن ذهن، مواجهه دوباره با صحنه‌های سخت و یافتن کلمات مناسب. در این تمرین، تأکید بر صداقت، پرهیز از اغراق و پذیرش لحظات سکوت ضروری است. چنین تمرینی کمک می‌کند متهم در جلسه اصلی، کمتر غافلگیر شود و اضطراب لحظه‌ای، کمتر روایت او را قطع کند.

۳. بازسازی ذهنی صحنه‌های حساس

در بسیاری از پرونده‌ها، یک یا دو لحظه‌ خاص، بیشترین بار عاطفی را برای متهم دارد؛ مثلاً لحظه درگیری، لحظه سقوط، یا دیدن نتیجه حادثه. گفت‌وگوی هدفمند درباره این لحظات، بازسازی ذهنی آن‌ها در فضای امن اتاق وکالت و کمک به متهم برای یافتن زبان توصیف، می‌تواند شدت شوک روانی هنگام بیان آن در دادگاه را کاهش دهد. هدف، عادت‌دادن متهم به «روبه‌رو شدن آرام‌تر» با همان لحظاتی است که بیشترین فشار روانی را تولید می‌کنند.

۴. آموزش اصول پایه زبان بدن در دادگاه

زبان بدن، اگر با فشار و تصنع همراه شود، ساختگی و نامطمئن به‌نظر می‌رسد؛ اما آگاهی از چند قاعده ساده می‌تواند هم به آرامش متهم کمک کند و هم به درک بهتر حرف‌های او:

  • نشستن نسبتاً ثابت، بدون تکان‌های مداوم پا یا دست
  • نگاه کردن به قاضی هنگام پاسخ، بدون خیره‌شدن اغراق‌آمیز
  • پرهیز از لبخندهای بی‌موقع، شوخی یا حرکت‌های نمایشی
  • استفاده از مکث کوتاه برای فکر کردن، به جای عجله در پاسخ

هدف از این آموزش، نه ساختن یک تصویر ظاهرساز، بلکه کمک به متهم است تا حضور خود را در دادگاه «قابل‌گفت‌وگو» و «قابل‌شنیدن» کند.

۵. ایجاد حس شنیده‌ شدن و امنیت در رابطه با وکیل

هیچ تکنیکی، بدون شکل‌گیری یک رابطه مبتنی بر اعتماد، کارآمد نخواهد بود. متهم باید مطمئن باشد که می‌تواند ترس‌ها، تردیدها، حتی احساس شرم خود را با وکیل در میان بگذارد؛ بدون آنکه فوری قضاوت شود. شنیده‌ شدن واقعی، خود به‌تنهایی سطحی از اضطراب را کاهش می‌دهد. وقتی متهم احساس می‌کند کسی هست که طرف او را می‌فهمد، حضور در فضای دادگاه برایش قابل‌تحمل‌تر می‌شود.

اضطراب، ضعف نیست؛ بخشی از مواجهه انسانی با قدرت قضایی است

بسیاری از متهمان، به‌ویژه در فرهنگ ایرانی که در آن «محکم بودن» و «بروز ندادن ترس» ارزش تلقی می‌شود، از خودِ اضطراب هم شرم دارند. آن‌ها گاهی می‌پرسند: «اگر بفهمند می‌ترسم، علیه من نمی‌شود؟». توضیح اینکه اضطراب در چنین موقعیتی، واکنشی طبیعی است و نشانه ضعف شخصیت یا بی‌صداقتی نیست، می‌تواند به کاهش فشار ثانویه کمک کند.

از منظر انسانی، ایستادن در برابر یک نظام قضایی قدرتمند، در فضایی رسمی و ناآشنا، با پیامدهایی که می‌تواند تمام زندگی فرد را تغییر دهد، تقریباً برای هر انسان سالمی اضطراب‌آور است. پذیرش این واقعیت، هم از سوی متهم و هم از سوی وکیل، زمینه‌ای می‌سازد برای گفت‌وگوی صادقانه‌تر درباره ترس‌ها و برای جست‌وجوی راه‌هایی جهت مهار آن‌ها، نه انکارشان.

در چنین رویکردی، هدف این نیست که متهم «بی‌احساس» وارد دادگاه شود، بلکه این است که احساسات او به شکلی تنظیم شود که هم او بتواند روایت خود را بیان کند و هم دادگاه بتواند آن روایت را بفهمد.

مرز اخلاقی دفاع؛ استفاده از اضطراب، یا هدایت آن؟

در این میان، یک پرسش اخلاقی نیز مطرح می‌شود: آیا وکیل می‌تواند یا باید از اضطراب متهم به‌عنوان ابزاری برای برانگیختن ترحم استفاده کند؟ پاسخ، نیازمند تمایز دقیق است. نشان‌ دادن واقعیت انسانی وضعیت متهم، از جمله ترس و اضطراب او، بخشی از تصویر کامل پرونده است؛ اما «بزرگ‌نمایی، صحنه‌سازی یا تشدید عمدی» این اضطراب، به‌ویژه اگر متهم را از توان دفاع آگاهانه محروم کند، در تعارض با عدالت است.

دفاع اخلاقی، تلاش می‌کند اضطراب را به سطحی سازنده و متعادل هدایت کند؛ سطحی که در آن، هم رنج انسانی متهم دیده شود و هم امکان گفت‌وگوی عقلانی درباره آنچه رخ داده و مسئولیت‌های ناشی از آن فراهم باشد. هر رویکردی که متهم را به «ابژه ترحم» تقلیل دهد، در نهایت کرامت انسانی او را نادیده می‌گیرد و از حقیقت فاصله می‌گیرد؛ حتی اگر ظاهراً به نفع متهم تمام شود.

شاید یکی از سنجش‌های مهم برای اخلاقی‌بودن دفاع این باشد: «آیا آنچه برای کاهش اضطراب انجام می‌شود، متهم را بیشتر صاحب‌اختیار روایت خود می‌کند یا او را به بازیگری ناتوان در صحنه دفاع تبدیل می‌سازد؟». پاسخ به این پرسش، می‌تواند راهنمای بسیاری از انتخاب‌های وکیل در آستانه جلسه رسیدگی باشد.

لایه انسانی بحث؛ بازگرداندن کنترل روایت به دست متهم

در عمیق‌ترین لایه، مدیریت اضطراب متهم پیش از جلسه رسیدگی، تلاشی است برای بازگرداندن بخشی از کنترل زندگی به او. متهم در طول فرایند کیفری، بارها تجربه می‌کند که دیگران برایش تصمیم می‌گیرند: بازداشت، قرار تأمین، کیفرخواست، زمان جلسه، محل نگهداری. در این میان، تنها جایی که هنوز می‌تواند «فاعلیت» خود را زندگی کند، حوزه روایت است؛ اینکه چگونه ماجرا را تعریف می‌کند و چگونه در برابر پرسش‌ها می‌ایستد.

وقتی اضطراب، این حوزه را نیز از او می‌گیرد، متهم خود را کاملاً تسلیم جریانی می‌بیند که بر آن هیچ کنترلی ندارد. کاهش اضطراب، همراه با گفت‌وگو، تمرین، توضیح و همدلی، کمک می‌کند متهم احساس کند هنوز می‌تواند در شکل‌دادن به فهم دادگاه از ماجرا نقش داشته باشد. این احساس، نه فقط برای نتیجه پرونده، بلکه برای حفظ کرامت انسانی او نیز حیاتی است.

راهی که از اضطراب فلج‌کننده تا حضور نسبتاً آرام در دادگاه طی می‌شود، راهی صرفاً روان‌شناختی یا حقوقی نیست؛ راهی است که در آن، دفاع با انسانیت گره می‌خورد. برای بسیاری از افراد درگیر پرونده، آغاز این راه با یک تماس ساده و طرح پرسش‌های اولیه است. امکان برقراری این ارتباط، از طریق صفحه تماس و مشاوره فراهم شده است تا قدم اول در مسیری سنجیده و انسانی برداشته شود.

جمع‌بندی؛ مدیریت اضطراب، شرط انسانی‌تر شدن دادرسی

مدیریت اضطراب متهم پیش از جلسه رسیدگی، تنها یک توصیه روان‌شناختی برای «آرام کردن اعصاب» نیست؛ بخشی جدی از فرآیند دفاع و از شرایط تحقق عدالت است. اضطراب متهم، اگر رها شود، می‌تواند روایت را مخدوش، زبان بدن را گمراه‌کننده و برداشت قاضی را از نیت و نقش واقعی او تیره کند. اما اگر با رویکردی ترکیبی از توضیح شفاف، تمرین روایت، بازسازی صحنه‌های دشوار، آموزش ساده زبان بدن، ایجاد حس شنیده‌ شدن و وفاداری به مرزهای اخلاقی مدیریت شود، نه‌تنها به نفع متهم، بلکه به نفع حقیقت خواهد بود.

در نهایت، دادرسی زمانی انسانی‌تر می‌شود که دادگاه نه فقط کلمات، بلکه وضعیت روانی و زمینه انسانی متهم را نیز درک کند؛ و این درک، زمانی امکان‌پذیر است که وکیل، مدیریت اضطراب را جزئی جدایی‌ناپذیر از اندیشه دفاع بداند. چنین رویکردی، گامی است در جهت نزدیک‌ترکردن نظام کیفری به چهره‌ای که مردم از عدالت انتظار دارند؛ چهره‌ای هم‌زمان قاطع و شنوا، حقوق‌محور و انسان‌فهم.

سوالات متداول

۱. آیا اضطراب متهم پیش از جلسه رسیدگی می‌تواند روی رأی قاضی تأثیر بگذارد؟

اضطراب به‌خودی خود نباید ملاک صدور رأی باشد، اما می‌تواند بر نحوه روایت، زبان بدن و کیفیت پاسخ‌گویی متهم اثر بگذارد. اگر این اضطراب مدیریت نشود، ممکن است روایت صادقانه هم متناقض یا نامطمئن به نظر برسد و قاضی درک دقیق‌تری از قصد، انگیزه و نقش متهم به‌دست نیاورد. مدیریت اضطراب کمک می‌کند تصویر روشن‌تری از واقعیت به دادگاه منتقل شود.

۲. خانواده متهم برای کاهش اضطراب او قبل از دادگاه چه کار ساده‌ای می‌توانند انجام دهند؟

خانواده معمولاً می‌خواهند با نصیحت یا دلگرمی مستقیم اضطراب را کم کنند، اما گاهی ناخواسته فشار را بیشتر می‌کنند. ساده‌ترین کار مؤثر این است که فضایی بدون سرزنش و بحث فراهم کنند، به او اطمینان دهند که در کنارش هستند و او را تشویق کنند نگرانی‌هایش را با وکیل در میان بگذارد. پرهیز از گمانه‌زنی درباره حکم و روایت‌های ترسناک از دادگاه، خود به‌تنهایی سطح مهمی از اضطراب را کاهش می‌دهد.

۳. آیا آموزش زبان بدن به متهم نوعی صحنه‌سازی و خلاف اخلاق دفاع نیست؟

اگر هدف از آموزش زبان بدن ساختن چهره‌ای غیرواقعی یا فریبکارانه باشد، چنین رفتاری با اخلاق دفاع تعارض دارد. اما توضیح چند قاعده ساده برای نشستن، نگاه‌کردن و واکنش نشان‌دادن، زمانی که با تأکید بر صداقت و آرامش همراه باشد، در واقع کمک به متهم است تا در فضایی رسمی و ناآشنا، بتواند حرف خود را واضح‌تر منتقل کند. مرز اخلاقی آنجاست که آموزش، جای واقعیت انسانی را نگیرد بلکه آن را قابل‌شنیدن‌تر کند.

۴. متهمی که از بازگویی صحنه حادثه دچار شوک می‌شود، چگونه می‌تواند در دادگاه صحبت کند؟

در چنین وضعیتی، گفت‌وگو و تمرین پیشاپیش با وکیل اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بازسازی ذهنی صحنه در فضای امن، یافتن کلمات قابل‌تحمل برای توصیف، و توافق بر این‌که در لحظات دشوار می‌تواند مکث کند یا از قاضی بخواهد سوال تکرار شود، بخشی از راه‌حل است. هدف این نیست که درد او انکار شود، بلکه این است که این درد تا جایی تنظیم شود که امکان بیان حقیقت و دفاع عادلانه از بین نرود.

۵. از چه زمانی باید برای مدیریت اضطراب متهم برنامه‌ریزی کرد؟

هرچه زودتر، بهتر. در بسیاری از پرونده‌ها، اضطراب از همان مرحله تحقیقات آغاز می‌شود و تا جلسه رسیدگی ادامه می‌یابد. اگر از ابتدا رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد میان متهم و وکیل شکل بگیرد، توضیح روندها، تمرین روایت و همراهی روانی به‌تدریج انجام می‌شود و فشار در روز دادگاه به‌طور قابل‌توجهی کاهش می‌یابد. به تعویق انداختن این موضوع تا شب قبل از جلسه، معمولاً نتیجه‌ای سطحی و ناپایدار دارد.

منابع

American Psychological Association, “Anxiety, Stress and Memory in Legal Settings”, 2019

European Court of Human Rights, Guide on Article 6 – Right to a Fair Trial (Criminal Limb), 2022

دکتر سید مهدی رضوی‌فرد وکیل دادگستری و سردبیر مجله عدالت و دفاع است. او در حوزه‌های فلسفه دفاع، اندیشه حقوقی و ادبیات و بلاغت و مفاهیم قرآنی می‌نویسد و مسئولیت هدایت محتوای تحلیلی و نظارت بر یکپارچگی علمی مطالب را بر عهده دارد.
دکتر سید مهدی رضوی‌فرد وکیل دادگستری و سردبیر مجله عدالت و دفاع است. او در حوزه‌های فلسفه دفاع، اندیشه حقوقی و ادبیات و بلاغت و مفاهیم قرآنی می‌نویسد و مسئولیت هدایت محتوای تحلیلی و نظارت بر یکپارچگی علمی مطالب را بر عهده دارد.
نقش اضطراب در اعترافات؛ تحلیل روان‌شناختی یک چالش بزرگ

نقش اضطراب در اعترافات؛ تحلیل روان‌شناختی یک چالش بزرگ

آذر 17, 1404
نقش اضطراب در اعترافات فقط یک مسئله روان‌شناختی نیست؛ مستقیماً بر اعتبار ادله، تشخیص حقیقت و سرنوشت متهم اثر می‌گذارد. در این مقاله، با نگاهی تحلیلی و انسانی، رابطه اضطراب، بازجویی و اعتبار اعتراف را بررسی می‌کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − 2 =