شب است و پژوهشگر جوان، در کتابخانهای حقوقی، میان قفسههایی ایستاده که بر آنها تفاسیر قرآنی، متون فقهی کلاسیک و جلدهای قطور قانون مجازات اسلامی کنار هم چیده شدهاند. هر کتاب، روایتی متفاوت از یک واقعیت واحد را پیش چشم او میگذارد: قتل و قصاص. در میان این متنها، پرسشی آرامآرام شکل میگیرد؛ اینکه منابع ما درباره قتل و قصاص چگونه با هم سخن میگویند و آیا میتوان از دل این گفتوگو، به تصویری عادلانهتر و انسانیتر از عدالت کیفری دست یافت؟ این پرسش، فقط دغدغه یک پژوهشگر نیست؛ لمس روزمره قاضی، وکیل، متهم، اولیای دم و خانوادههایی است که درگیر سنگینترین تصمیمهای کیفری میشوند.
منابع اصلی درباره قتل و قصاص؛ چرا رویکرد تطبیقی مهم است؟
کلیدواژه «قتل و قصاص» در سنت اسلامی فقط یک عنوان کیفری نیست؛ تلاقی سه جهان است: جهان متن مقدس (قرآن)، جهان اجتهاد (فقه) و جهان نهادهای رسمی امروز (قانون). هرکدام از این سه، زبان خاص خود را دارد و اگر جدا از هم خوانده شوند، تصویری ناقص از عدالت به دست میدهند.
رویکرد تطبیقی در منابع قتل و قصاص، یعنی کنار هم نشاندن این سه جهان و پرسش از نسبت آنها:
- قرآن، جان انسان و حق قصاص را چگونه میبیند؟
- فقه، این دیدگاه را به چه قواعد و تفکیکهایی تبدیل کرده است؟
- قانون معاصر ایران، چگونه میان نص دینی، نیازهای اجتماعی و الزامات دادرسی توازن ایجاد میکند؟
برای مخاطبی که درگیر پرونده قتل یا قصاص است، این پرسشها صرفاً نظری نیستند. فهم این لایهها میتواند مسیر تصمیمگیری او و خانوادهاش را تغییر دهد؛ از انتخاب وکیل متخصص تا سنجش امکان قصاص، دیه یا گذشت. در چنین شرایطی مراجعه به وکیل باتجربه در پروندههای قتل و استفاده از نگاه تحلیلی به منابع، به یکی از مهمترین ابزارهای حفاظتی متهم و اولیای دم تبدیل میشود.
قتل و قصاص در قرآن؛ میان حرمت جان، حق قصاص و امکان عفو
نخستین لایه، لایه قرآنی است؛ جایی که حرمت جان انسان، پیش از هر طبقهبندی فقهی و هر ماده قانونی، به مثابه یک اصل بنیادین اعلام میشود. آیه مشهور «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا» جان فرد را معادل جان جمع مینشاند؛ گویی هر قتل، شکافی در بافت انسانی جامعه است.
در عین حال، قرآن حق قصاص را به رسمیت میشناسد: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ». اما همین آیات، بلافاصله امکان عفو، دیه و گذشت را نیز برجسته میکنند؛ «فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ…». چند نکته در این لایه برجسته است:
- حق قصاص، مطلق و بیقید به تصویر کشیده نمیشود؛ در کنار آن، دعوت به عفو و احسان وجود دارد.
- اولیای دم، در قرآن «برادر» خوانده میشوند؛ این تعبیر، یادآور نسبت انسانی فراتر از نزاع کیفری است.
- مسیر صلح و مصالحه، نه یک گزینه فرعی، بلکه بخشی از منطق عدالت الهی معرفی میشود.
بدینترتیب، قرآن همزمان که حق پاسخگویی به جنایت را به رسمیت میشناسد، دروازههای بخشش، دیه و صلح را باز نگه میدارد؛ تصویری چندلایه از عدالت که بعدها در فقه و قانون، صورتبندی جزئیتر مییابد.
از متن مقدس تا کتاب فقه؛ صورتبندی فقهی قتل و قصاص
لایه دوم، فقه کلاسیک است؛ جایی که آیات و روایات، به قواعد دقیق و قابلاجرا تبدیل میشوند. در فقه امامیه و اهلسنت، قتل معمولاً به سه گونه اصلی تقسیم میشود: عمد، شبهعمد و خطای محض؛ و در کنار آن مباحثی مانند تسبیب، مشارکت در قتل و معاونت مطرح میشود.
آثار مهمی همچون «شرایع الاسلام» در فقه امامیه یا «بدائع الصنائع» و «المغنی» در فقه اهلسنت، با دقتی مثالزدنی، ارکان قتل عمد را برمیشمرند: ابزار نوعاً کشنده، قصد فعل، قصد نتیجه، و آگاهی از شرایط. در این منابع، چند محور کلیدی برجسته است:
- نیت (قصد): مرز اصلی میان عمد، شبهعمد و خطاست؛ نیت، از یک حالت درونی به شاخصهای بیرونی تبدیل میشود.
- شرایط قاتل و مقتول: مسلمان یا غیرمسلمان بودن، طفل بودن، مجنون بودن، و برخی ویژگیهای دیگر در تحقق قصاص و دیه نقش مییابند.
- جایگاه اولیای دم: به عنوان دارندگان حق قصاص، اختیار گستردهای در قصاص، عفو، صلح بر دیه و حتی مازاد بر دیه دارند (در حدی که فقها اجازه دادهاند).
فقه، در واقع زبان اخلاقی و قرآنی را به شبکهای از قواعد قابلاجرا تبدیل میکند؛ شبکهای که قانونگذار معاصر، ناگزیر است آن را مبنای تدوین مواد قانونی قرار دهد، اما همزمان با واقعیتهای اجتماعی امروز تطبیقش دهد.
قانون مجازات اسلامی؛ میان فقه سنتی و ضرورتهای امروز
سومین لایه، قانون کیفری معاصر ایران است؛ جایی که مفاهیم فقهی قتل و قصاص به مواد مشخص در «قانون مجازات اسلامی» تبدیل شدهاند. قانونگذار ایرانی، با تکیه بر فقه امامیه، تعاریف قتل عمد، شبهعمد و خطای محض را وارد متن قانون کرده و برای هرکدام، آثار کیفری معین (قصاص، دیه، حبس) پیشبینی کرده است.
چالش قانون در اینجا دوگانه است: از یکسو وفاداری به موازین فقهی، و از سوی دیگر پاسخگویی به نیازهای جامعهای پیچیده، با روابط شهری نوین، جرایم جمعی، و حساسیتهای رسانهای. به همین دلیل، قانون:
- مقررات شکلی و ماهوی مفصلی برای اثبات قتل (اقرار، شهادت، سوگند، قسامه، علم قاضی) در نظر گرفته است.
- نهادهایی مثل تعویق صدور حکم، تعلیق اجرای مجازات و عفو را در کنار قصاص و دیه به رسمیت شناخته است.
- کوشیده است میان کرامت انسانی متهم، حق اولیای دم و نظم عمومی تعادل برقرار کند.
با این حال، در عمل، هر پرونده قتل لزوماً شبیه مثالهای کتاب نیست. اوضاع و احوال واقعی، فشار رسانهای، وضعیت روانی متهم و مقتول، و حتی رفتار طرفین در تحقیقات، بر سرنوشت پرونده اثر میگذارند. در چنین وضعیتی، حضور وکیل آشنا با دفاع و وکالت کیفری که بتواند میان متن فقهی، مقررات قانونی و تجربه انسانی پلی بزند، نقشی تعیینکننده در نتیجه دارد.
قرآن، فقه و قانون در گفتوگو؛ یک نگاه تطبیقی به قتل و قصاص
رویکرد تطبیقی به منابع قتل و قصاص، تلاشی است برای شنیدن صداهای مختلف در یک مسئله واحد. اگر این سه لایه را در کنار هم بگذاریم، پرسشهای مهمی پدید میآید: قرآن چگونه از نیت و عفو سخن گفته است؟ فقه چگونه این مفاهیم را به قواعد تبدیل کرده؟ و قانون، این قواعد را چگونه در دادگاهها پیاده میکند؟
| سطح منبع | نگاه به قتل و قصاص | نقش عفو و صلح |
|---|---|---|
| قرآن | تأکید بر حرمت جان، حق قصاص و “حیات” در قصاص | دعوت صریح به عفو، احسان و صلح بر پایه معروف |
| فقه | تقسیمبندی دقیق انواع قتل و شرایط قصاص | تنظیم اختیارات اولیای دم در عفو و مصالحه |
| قانون | مواد مشخص درباره قتل، قصاص، دیه و مجازاتهای تکمیلی | پیشبینی رویههای عملی برای گذشت، دیه و صلح |
این نگاه تطبیقی نشان میدهد که «عدالت الهی» در قرآن، بهصورت «نظام حقوقی» در فقه و به شکل «مقررات اجرایی» در قانون ظهور پیدا میکند. فاصله هر کدام از این لایهها با دیگری، دقیقاً همان جایی است که نیاز به بازخوانی و اجتهاد نو در قتل و قصاص احساس میشود؛ بهویژه در مواجهه با پروندههای پیچیده و چندروایتی.
بعد انسانی قتل و قصاص؛ فراتر از پرونده و ماده قانونی
اگر قتل را صرفاً یک عنوان کیفری ببینیم، بخش بزرگی از حقیقت را نادیده گرفتهایم. هر پرونده قتل، یک گسست عاطفی و روانی است؛ برای خانواده مقتول، خانواده متهم، خود متهم و حتی برای قاضی و وکیل. در این سطح، آیات دعوتکننده به عفو و روایات توصیهکننده به گذشت، تنها متونی تاریخی نیستند؛ پیشنهادهایی برای بهکارگیری ظرفیت انسانی در دل فرایند کیفریاند.
فهم درست منابع قرآنی و فقهی، میتواند در چند سطح به بازیگران پرونده کمک کند:
- برای قاضی: دیدن اینکه قصاص تنها گزینه مشروع نیست و عفو و صلح نیز در منطق دینی ریشه دارند، میتواند در تفسیر ادله و استفاده از نهادهای تخفیف و تعلیق تأثیر بگذارد.
- برای وکیل: امکان طراحی خط دفاعی که فقط به مواد قانونی متکی نباشد، بلکه از زبان قرآن و سنت در گفتوگو با اولیای دم، متهم و حتی قاضی استفاده کند.
- برای خانوادهها: درک اینکه فشار برای قصاص یا برای عفو، هر دو باید در پرتو حقیقت پرونده و توان روانی و اخلاقی آنها سنجیده شود.
در چنین فرایندی، عدالت به معنای انتقامگیری صرف فروکاسته نمیشود؛ بلکه به گفتوگویی دردناک اما انسانی میان رنج قربانی، مسئولیت متهم و ظرفیت بخشش تبدیل میشود؛ گفتوگویی که بدون درک لایههای قرآنی، فقهی و حقوقی، بهسادگی به افراط یا تفریط میرسد.
چالشها و راهحلها در فهم تطبیقی قتل و قصاص
۱. فاصله زبانها؛ از آیه تا رأی دادگاه
یکی از چالشهای اصلی، تفاوت زبان قرآن، فقه و قانون است. قرآن، زبانی اخلاقی و هدایتی دارد؛ فقه، زبان فنی و اجتهادی؛ قانون، زبان صریح و اجرایی. گاهی این تفاوت باعث میشود مخاطب گمان کند که میان آنها تعارض وجود دارد، درحالیکه با دقت میتوان دید که هرکدام به سطحی متفاوت از واقعیت میپردازد.
راهحل، تقویت سواد تطبیقی است؛ یعنی توانایی خواندن همزمان آیه، قاعده فقهی و ماده قانونی در یک پرونده مشخص. این همان مهارتی است که در دل «قرآن و عدالت» و نیز در سبک دفاع تحلیلی و روایتمحور، نقش محوری دارد.
۲. فشار اجتماعی و رسانهای
در پروندههای قتل، افکار عمومی و رسانهها میتوانند فضایی ایجاد کنند که در آن، قصاص به تنها پاسخ مشروع تبدیل شود. در این فضا، سخن گفتن از عفو یا صلح، گاه بهاشتباه نشانه ضعف در عدالت تلقی میشود.
در حالیکه منابع قرآنی و فقهی، بهروشنی از ارزش عفو و گذشت سخن گفتهاند. وکیل و قاضی، اگر این پشتوانه متنی را بشناسند، میتوانند در برابر فشار افراطی برای انتقام، از زبان خود سنت دینی برای تبیین ارزش گذشت استفاده کنند و به سمت عدالت انسانیتر حرکت کنند.
۳. پیچیدگی واقعی پروندهها
قتل در دنیای امروز، غالباً در بسترهای پیچیده رخ میدهد: نزاعهای جمعی، درگیریهای خانوادگی، دفاع مشروع، مصرف مواد، اختلالات روانی و… این وضعیت، مرزهای کلاسیک عمد و شبهعمد را در عمل دشوار میکند.
راهحل، تفسیر خلاق و مسئولانه منابع است؛ یعنی استفاده از ظرفیتهای درونی فقه برای توجه به اوضاع و احوال و شخصیت متهم، و بهرهگیری از ابزارهای قانونی مانند کارشناسی روانپزشکی، بازسازی صحنه جرم و تحلیل ادله، تا رأی دادگاه تا حد ممکن به حقیقت نزدیک شود. در این میان، انتخاب وکیل آشنا با فلسفه و تکنیک دفاع و استفاده از مسیرهای ارتباطی امن از طریق تماس، میتواند به خانوادهها در مدیریت این پیچیدگی کمک کند.
قتل و قصاص؛ بهسوی عدالت انسانیتر
مطالعه تطبیقی منابع قتل و قصاص، ما را با یک واقعیت مهم روبهرو میکند: عدالت در این حوزه، یک خط مستقیم ساده نیست؛ شبکهای است از حق قصاص، امکان عفو، راه صلح، دیه، ملاحظات شخصیتی و اجتماعی، و در نهایت، مواجهه با رنج و کرامت انسان. قرآن، حق قصاص را بهعنوان پاسخی به جنایت و ابزاری برای حفظ حیات اجتماعی تأیید میکند، اما همزمان دروازههای عفو و احسان را باز میگذارد. فقه، این دوگانه را به قواعد و تفکیکهای دقیق تبدیل میکند؛ و قانون، آن را در قالب مواد اجرایی و رویههای قضایی مینشاند.
برای متهم، اولیای دم و حتی قاضی، فهم همزمان این سه لایه، امکان نزدیکتر شدن به عدالت انسانی و واقعبینانه را فراهم میکند؛ عدالتی که نه چشم بر رنج قربانی میبندد و نه از ظرفیت بخشش و بازسازی میگریزد. رویکرد تطبیقی، ما را از نگاه تکبعدی به قتل و قصاص دور میکند و نشان میدهد که در دل همین نظام حقوقی موجود، فضاهایی برای تعقل، تأمل و تصمیمهای انسانیتر وجود دارد؛ به شرط آنکه آنها را ببینیم و به کار بگیریم.
سوالات متداول
۱. تفاوت نگاه قرآن و فقه به قصاص در چیست؟
قرآن، قصاص را همراه با تأکید بر حیات، عفو و احسان طرح میکند؛ فقه این نگاه را به قواعد جزئی درباره انواع قتل، شرایط قصاص و اختیارات اولیای دم تبدیل میکند. در واقع، فقه تلاش میکند پیام کلی قرآن را در قالب یک نظام حقوقی قابلاجرا صورتبندی کند.
۲. قانون امروز ایران چگونه میان قرآن و فقه در قصاص توازن ایجاد میکند؟
قانون مجازات اسلامی مبتنی بر فقه امامیه است، اما در تنظیم مواد، به نیازهای دادرسی مدرن هم توجه میکند؛ مثل قواعد اثبات، نقش علم قاضی و نهادهایی مانند تعویق و تعلیق. این قانون میکوشد مضمون قرآنی حرمت جان و حق قصاص را در قالب مقررات شفاف و رویهپذیر پیاده کند.
۳. چرا عفو و صلح در کنار قصاص در همه منابع برجسته شدهاند؟
زیرا قتل فقط نقض نظم حقوقی نیست، شکاف در روابط انسانی و عاطفی نیز هست. قرآن، عفو و صلح را راهی برای ترمیم این شکاف میداند؛ فقه، اختیارات اولیای دم در گذشت و مصالحه را به رسمیت میشناسد؛ و قانون، سازوکارهای عملی برای ثبت گذشت و توافق بر دیه پیشبینی میکند.
۴. رویکرد تطبیقی چه کمکی به قاضی و وکیل در پروندههای قتل میکند؟
این رویکرد امکان میدهد قاضی و وکیل، آیه، قاعده فقهی و ماده قانونی را با هم ببینند و میان حق قصاص، اوضاع و احوال متهم، و ظرفیت عفو تعادل برقرار کنند. چنین نگاهی، از افراط در مجازات و نیز از سادهانگاری در توصیه به گذشت جلوگیری میکند و راهحلهای واقعبینانهتری پیشنهاد میدهد.
۵. برای خانوادههای درگیر پرونده قتل، آشنایی با این منابع چه فایدهای دارد؟
شناخت اجمالی از نگاه قرآن، فقه و قانون به قتل و قصاص، به خانوادهها کمک میکند تصمیمهای خود درباره مطالبه قصاص، پذیرش دیه یا عفو را آگاهانهتر بگیرند. این آگاهی، اگر با مشاوره حقوقی تخصصی همراه شود، میتواند از تصمیمهای شتابزده و پشیمانیهای بعدی پیشگیری کند.
منابع
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، بحث آیات قصاص.
قانون مجازات اسلامی، کتاب قصاص، همراه با آرای وحدت رویه مرتبط از دیوان عالی کشور.








