نقش اضطراب در اعترافات؛ تحلیل روان‌شناختی یک چالش بزرگ

اتاق بازجویی با متهم مضطرب و وکیل در حال بررسی اسناد، نقش اضطراب در اعتبار اعتراف کیفری

ساعت سه بامداد است. اتاق بازجویی کوچک، چراغ مهتابی تیز، دو لیوان چای نیمه‌خورده. مرد جوانی روی صندلی فلزی نشسته؛ دست‌هایش عرق کرده، نگاهش بین ساعت دیواری و پرونده روی میز می‌چرخد. بازجوی خسته، برای چندمین‌بار همان سؤال را تکرار می‌کند: «قبول داری زدی؟ خودت بگو، راحت شو.» مرد، میان ترس از زندان، نگرانی برای مادر بیمارش و تصویری که از خودش در ذهن دیگران ساخته، جمله‌ای را بر زبان می‌آورد که بعدتر می‌گوید «منظورم این نبود، تحت فشار بودم.»

در چنین صحنه‌ای، پرسش اصلی این مقاله شکل می‌گیرد: اضطراب چگونه می‌تواند معنای اعتراف را تغییر دهد؟ آیا هر جمله‌ای که در اتاق بازجویی گفته می‌شود، همان «حقیقت»ی است که باید سرنوشت یک انسان را رقم بزند؟

جایگاه اعتراف در نظام کیفری؛ چرا قانون‌گذار آن را مطلق نمی‌داند؟

در ذهن بسیاری از مردم، اعتراف یعنی پایان پرونده. این تصور رایج است که «وقتی خودش گفت انجام داده، دیگر بحثی باقی نمی‌ماند». اما رویکرد حقوق کیفری مدرن و رویه قضایی ایران، بسیار محتاط‌تر از این نگاه ساده است. اعتراف اگرچه از مهم‌ترین ادله است، اما «ملکه ادله» به معنای مطلق و بدون نیاز به پشتیبانی نیست.

قانون‌گذار و قاضی باتجربه می‌دانند که انسان، به‌خصوص در شرایط فشار، همیشه موجودی دقیق، صادق و بدون خطا نیست. به همین دلیل، اعتراف معمولاً باید با ادله دیگر مانند معاینه محل، نظر کارشناسی، شهادت، گزارش‌های فنی و قرائن بیرونی همراه شود تا بتواند مبنای صدور حکم در پرونده‌های سنگین مثل قتل قرار گیرد.

این احتیاط، ریشه در دو واقعیت دارد:

  • انسان می‌تواند برای رهایی از فشار لحظه‌ای، حرفی بزند که با واقعیت فاصله دارد.
  • شرایط بازجویی همیشه ایده‌آل و آرام نیست و ممکن است بر کیفیت اعتراف اثر بگذارد.

در پرونده‌های قتل و جرایم سنگین، که سرنوشت انسانی و گاه جان یک فرد در میان است، اهمیت این نکته دوچندان می‌شود. به همین دلیل، در عمل، وکلای کیفری متخصص و دادگاه‌های کیفری، اعتراف را در کنار سایر ادله و در پرتو تحقیقات مقدماتی ارزیابی می‌کنند، نه به‌عنوان نقطه پایان جست‌وجوی حقیقت.

اضطراب چیست و چرا در اتاق بازجویی تشدید می‌شود؟

اضطراب، صرفاً «استرس» معمولی نیست. در پرونده‌های کیفری، به‌ویژه قتل، اضطراب می‌تواند حالتی باشد که در آن فرد:

  • مدام بدترین سناریوها را تصور می‌کند (حبس طولانی، بی‌آبرویی، ازدست‌دادن خانواده)
  • احساس می‌کند هیچ کنترلی بر وضعیت ندارد
  • از هر سؤال جدید، انتظار ضربه‌ای تازه دارد

فضای بازداشتگاه، جدایی از خانواده، ناآشنایی با حقوق قانونی، و نگاه سنگین اطرافیان، این اضطراب را چندبرابر می‌کند. برای بسیاری از متهمان، به‌ویژه کسانی که برای اولین‌بار با نظام کیفری روبه‌رو شده‌اند، ورود به اتاق بازجویی خودبه‌خود با ضربان قلب بالا، تعریق، لرزش دست و تنگی نفس همراه است.

از منظر روان‌شناختی، این وضعیت یک پیام روشن دارد: مغز در حالت «بقا» قرار می‌گیرد، نه در حالت «تحلیل منطقی». در چنین وضعیتی، هدف ناخودآگاه متهم، اغلب «خلاص شدن از این لحظه» است؛ نه «بیان دقیق حقیقت با جزئیات حقوقی».

چگونه اضطراب توان شناختی و حافظه متهم را مختل می‌کند؟

پژوهش‌های روان‌شناسی شناختی نشان می‌دهد که اضطراب شدید، کارکردهای اصلی ذهن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در اتاق بازجویی، این اختلال‌ها می‌تواند چنین جلوه‌هایی داشته باشد:

  • کاهش تمرکز: متهم بخشی از سؤال را می‌شنود، بخشی را از دست می‌دهد و برای رهایی، پاسخی کلی و شتاب‌زده می‌دهد.
  • اختلال در حافظه: بازسازی لحظه درگیری، زاویه حرکت، تعداد ضربه یا زمان‌بندی وقایع، برای او مبهم یا مخدوش می‌شود.
  • افزایش «پاسخ‌های ایمنی»: مثل تأیید بی‌چون‌وچرای جملات بازجو، فقط برای اینکه فضای بازجویی زودتر تمام شود.

وقتی اضطراب به این سطح می‌رسد، فاصله بین «آنچه واقعاً رخ داده» و «آنچه در صورت‌جلسه بازجویی ثبت می‌شود»، می‌تواند به‌طور خطرناکی زیاد شود. در چنین شرایطی، کسی که باید دقیق‌ترین روایت را بدهد، در عمل، ناتوان از مدیریت جزئیات ذهنی خود است.

به همین دلیل، وکیلی که با دفاع و وکالت کیفری آشناست، همیشه وضعیت روانی موکل در لحظه اعتراف را زیر ذره‌بین می‌گذارد: آیا او در حال روایت آزاد و آگاهانه بوده، یا صرفاً تحت سیطره اضطراب، پاسخ‌هایی کلیشه‌ای داده است؟

اضطراب، تهدید ضمنی و شکل‌گیری اعترافات نادرست

یکی از بحث‌برانگیزترین پدیده‌ها در روان‌شناسی حقوقی، «اعترافات نادرست» است؛ یعنی جایی‌که فرد به جرمی اعتراف می‌کند که مرتکب نشده یا نقش خود را بیش از واقعیت سنگین‌تر جلوه می‌دهد. این اتفاق لزوماً ناشی از شکنجه فیزیکی نیست؛ گاه فقط ترکیبی از اضطراب، تهدید ضمنی و ناآگاهی حقوقی است.

مطالعات بین‌المللی روی پرونده‌های منتهی به تبرئه دیرهنگام (مثلاً با آزمایش DNA) نشان داده‌اند که درصد قابل‌توجهی از این پرونده‌ها، در ابتدا با یک اعتراف ظاهراً «محکم» همراه بوده‌اند. در بسیاری از این موارد:

  • متهم جوان یا نوجوان بوده است.
  • ساعت‌های طولانی در بازجویی نگه داشته شده است.
  • به او گفته شده اعتراف، تنها راه «سبک‌تر شدن مجازات» است.

در فضای ایران نیز، هرچند آمار رسمی منظم منتشر نمی‌شود، اما وکلای کیفری با چنین پرونده‌هایی ناآشنا نیستند؛ جایی‌که متهم بعد از مدتی می‌گوید: «آن‌طور که در برگه نوشته شده، من نگفتم» یا «فکر می‌کردم اگر همان را که می‌خواهند بگویم، زودتر آزاد می‌شوم».

نمونه‌های فرضی اما واقع‌نما

۱. نوجوان ۱۷ ساله: در دعوا حضور داشته، اما ضربه اصلی را کسی دیگر زده است. زیر فشار روانی، ترس از لو رفتن دوستان و تصور غلط از قانون (این‌که «اگر گردن بگیرم، اعدامم نمی‌کنند») بخش مهمی از ماجرا را به نفع سناریویی نادرست تغییر می‌دهد.

۲. مرد کم‌سواد: متن صورت‌جلسه را به‌درستی نمی‌خواند، فقط امضا می‌کند. بعدها، در دادگاه می‌گوید که با برخی عبارات موافق نبوده، اما جرئت مخالفت نداشته است.

در هر دو سناریو، اضطراب و فشار روانی، پل میان «واقعیت» و «اعتراف» را خراب کرده است؛ و اگر دفاع حرفه‌ای وارد نشود، همین اعترافات نادرست می‌تواند به نتیجه‌ای جبران‌ناپذیر منجر شود.

رابطه اضطراب، روش‌های بازجویی و اخلاق دادرسی

اخلاق دادرسی و حقوق دفاعی متهم، دقیقاً برای مواجهه با همین خطر طراحی شده‌اند: خطر این‌که اضطراب و فشار، حقیقت را از مسیر خود منحرف کند. از منظر اخلاق حرفه‌ای و نیز اسناد حقوق بشری، چند اصل بنیادین مطرح است:

  • بازجویی باید در فضایی نسبتاً آرام، بدون تحقیر، توهین یا تهدید آشکار و پنهان انجام شود.
  • متهم باید از حق سکوت و این واقعیت آگاه باشد که می‌تواند تا حضور وکیل، از پاسخ‌گویی به برخی سؤالات خودداری کند.
  • سؤالات القایی، تحریف‌کننده و مبتنی بر «بگو همین‌طور بود» باید کنترل و محدود شود.

این اصول، صرفاً قواعد خشک حقوقی نیستند؛ پشت آن‌ها تجربه‌ قرن‌ها خطای قضایی و اعترافات اشتباه قرار دارد. هرگاه بازجویی از این چارچوب‌ها فاصله بگیرد، احتمال آن‌که اضطراب، روایت متهم را تحریف کند، افزایش می‌یابد.

از زاویه عدالت کیفری، این موضوع فقط دفاع از متهم نیست؛ دفاع از اعتبار حکم است. حکمی که بر پایه اعترافی مخدوش صادر شود، حتی اگر ظاهراً مطابق قانون باشد، در عمق خود با پرسش‌های جدی اخلاقی و انسانی روبه‌روست؛ پرسش‌هایی که به حوزه فلسفه دفاع و عدالت انسانی مربوط می‌شوند.

نقش وکیل: مدیریت اضطراب و پاسداری از کیفیت اعتراف

در مواجهه با اعتراف، وکیل صرفاً کسی نیست که در دادگاه استدلال حقوقی ارائه می‌کند؛ او باید قبل از آن، بر لحظه‌ تولد اعتراف، یعنی در مرحله تحقیقات مقدماتی، نظارت کند. این نظارت چند بُعد دارد:

۱. مدیریت انسانی اضطراب موکل

وکیل باید پیش از حضور در بازجویی، با متهم گفت‌وگویی صریح و آرام داشته باشد: توضیح حقوق قانونی، تبیین این‌که «هرچه الآن بگویی، بعداً اثر خواهد داشت»، و تصحیح تصورات غلط درباره «اعتراف برای سبک‌تر شدن مجازات» می‌تواند سطح اضطراب مخرب را کاهش دهد.

۲. نظارت بر روش سؤال‌کردن

یکی از نقش‌های کمتر دیده‌شده‌ وکیل، توجه به شکل سؤالات است:

  • آیا سؤال، باز است یا القایی؟
  • آیا به متهم فرصت فکر کردن داده می‌شود؟
  • آیا از تکرار خسته‌کننده‌ سؤالات برای فرسودن روانی او استفاده می‌شود؟

اگر وکیل نشانه‌های اضطراب شدید را ببیند‌ ـ مثل لکنت، حمله‌های گریه، گیجی، یا پاسخ‌های متناقض پشت‌سرهم ـ می‌تواند درخواست توقف موقت بازجویی یا تغییر روش را مطرح کند. این کار، هم از کرامت متهم محافظت می‌کند و هم از شکل‌گیری اعترافات ناپایدار جلوگیری می‌کند.

چگونه کیفیت یک اعتراف را ارزیابی کنیم؟ معیارهای حقوقی و روان‌شناختی

برای قاضی و وکیل، پرسش کلیدی این نیست که «آیا متهم اعتراف کرده یا نه»، بلکه این است که «این اعتراف، چه کیفیت و چه اعتباری دارد؟». ارزیابی کیفیت اعتراف، ترکیبی از نگاه حقوقی و روان‌شناختی است. چند معیار مهم در این ارزیابی عبارت است از:

۱. هماهنگی با ادله خارجی

اعتراف معتبر، معمولاً با یافته‌های بیرونی هماهنگ است: زمان وقوع، نحوه جراحت، محل حضور افراد، پیامک‌ها، تماس‌ها، دوربین‌ها و… . اگر اعتراف، با این شواهد در تعارض جدی باشد، باید نسبت به آن با احتیاط نگاه کرد.

۲. ثبات در بازجویی‌های مختلف

آیا متهم در بازجویی‌های متعدد، روایت نسبتاً ثابتی ارائه کرده است؟ یا با تغییر فضا، حضور وکیل و کاهش اضطراب، بخش‌هایی از اعتراف قبلی را به‌طور جدی پس گرفته است؟ تغییرات شدید و مکرر، می‌تواند نشانه‌ای از تأثیر اضطراب بر اعتراف اولیه باشد.

۳. بررسی شرایط زمانی و محیطی اخذ اعتراف

اعترافی که نیمه‌شب، پس از ساعت‌ها بازداشت و بدون استراحت کافی گرفته شده، از نظر یک قاضی باتجربه، هرگز هم‌وزن اعترافی نیست که در ساعت اداری، با حضور وکیل و در فضایی متعادل ثبت شده است. زمان، طول بازجویی، سن و سطح سواد متهم، همگی در تحلیل کیفیت اعتراف دخیل‌اند.

مقایسه: اعتراف در اضطراب شدید و اعتراف در شرایط متعادل

برای درک بهتر نقش اضطراب، می‌توان دو وضعیت را در کنار هم دید؛ دو اعتراف با ظاهر مشابه، اما با ارزشی کاملاً متفاوت در ترازوی عدالت کیفری.

ویژگی اعتراف در اضطراب شدید اعتراف در شرایط متعادل
حالت روانی متهم ترس، گیجی، گریه، تپش قلب، خستگی شدید هوشیاری نسبی، امکان فکرکردن، کنترل بهتر احساسات
روش پرسش‌ها تکراری، القایی، همراه با فشار زمانی شفاف، ترجیحاً باز، با فرصت توضیح
حضور وکیل معمولاً غایب یا کم‌رنگ حضور فعال، امکان مشورت
احتمال اعتراف نادرست بالا، به‌ویژه نزد نوجوانان و کم‌سوادان به‌مراتب کمتر
ارزش از نگاه قاضی باتجربه نیازمند تأیید جدی با ادله دیگر قابل‌اعتمادتر، در صورت نبود تناقض و تعارض

اضطراب، معنای اعتراف و کیفیت عدالت کیفری

وقتی از نقش اضطراب در اعترافات سخن می‌گوییم، درواقع درباره «معنای اعتراف» و «چهره انسانی عدالت» حرف می‌زنیم. اعتراف، اگر در متن اضطراب شدید، ناآگاهی حقوقی و فشار محیطی شکل بگیرد، بیش از آن‌که آینه حقیقت باشد، می‌تواند انعکاس ترس و درماندگی باشد.

در پرونده‌های قتل و جرایم سنگین، که هر جمله می‌تواند فاصله میان حبس طولانی و رهایی باشد، نادیده‌گرفتن اضطراب، نادیده‌گرفتن یک متغیر اساسی در تحلیل ادله است. قاضی، وکیل و حتی خانواده متهم، اگر اضطراب را صرفاً «واکنش احساسی» ببینند و نه یک عامل مؤثر بر حافظه، شناخت و تصمیم‌گیری، ممکن است در ارزیابی اعتراف دچار خطا شوند.

توجه به این واقعیت، بخشی از رویکردی است که عدالت را فقط اجرای قانون نمی‌داند، بلکه آن را همراه با درک روان انسان، کرامت متهم و حساسیت نسبت به امکان اعترافات اشتباه می‌بیند. چنین نگاهی، هم احتمال خطای قضایی را کاهش می‌دهد و هم به خانواده‌ها و متهمان کمک می‌کند مسیر دفاع را واقع‌بینانه‌تر و انسانی‌تر آغاز کنند.

اگر شما یا یکی از نزدیکانتان درگیر چنین موقعیتی هستید و نگران کیفیت اعترافات ثبت‌شده در پرونده‌اید، می‌توانید از طریق  تماس، پرسش‌های خود را به‌صورت روشن و امن مطرح کنید تا مسیر دفاع با آگاهی بیشتری طراحی شود.

سوالات متداول

۱. آیا اعترافی که تحت فشار روانی شدید گرفته شده، در دادگاه قابل استناد است؟

دادگاه می‌تواند به چنین اعترافی استناد کند، اما قاضی موظف است شرایط اخذ اعتراف، وضعیت روانی متهم و هماهنگی آن با سایر ادله را بررسی کند. هرچه نشانه‌های اضطراب و فشار بیشتر باشد و تأیید بیرونی کمتر، ارزش اثباتی اعتراف کاهش می‌یابد و می‌تواند حتی کنار گذاشته شود.

۲. چه نشانه‌هایی از اضطراب در بازجویی باید جدی گرفته شود؟

لرزش شدید، لکنت، گریه‌های مکرر، ناتوانی در تمرکز، ضدونقیض‌گویی مداوم، حملات پانیک و قبول‌کردن سریع جملات القایی بدون فکر، همگی نشانه‌هایی هستند که باید جدی گرفته شوند. در این وضعیت، ادامه بازجویی بدون استراحت یا بدون حضور وکیل می‌تواند کیفیت اعتراف را به‌شدت مخدوش کند.

۳. نقش وکیل در محافظت از سلامت روانی متهم هنگام بازجویی چیست؟

وکیل باید قبل از بازجویی، حقوق متهم را برای او توضیح دهد، سطح اضطراب او را ارزیابی کند، در جلسه حضور فعال داشته باشد، نسبت به سؤالات القایی یا بازجویی‌های فرسایشی اعتراض کند و در صورت مشاهده علائم اضطراب شدید، درخواست توقف یا تغییر روش بازجویی را مطرح کند تا اعتراف، محصول فشار روانی نباشد.

۴. اگر متهم بگوید «تحت فشار اعتراف کرده‌ام»، دادگاه چگونه آن را بررسی می‌کند؟

دادگاه صرف این ادعا را کافی نمی‌داند و به قرائن دیگر رجوع می‌کند؛ از جمله متن صورت‌جلسه‌ها، زمان و تعداد بازجویی‌ها، شهادت مأموران، گزارش پزشکی قانونی در صورت ادعای بدرفتاری، ثبات یا تغییر اظهارات در جلسات بعدی و هماهنگی اعتراف با ادله خارجی. هرچه نشانه‌های فشار بیشتر باشد، احتمال بی‌اعتبارشدن اعتراف افزایش می‌یابد.

۵. خانواده متهم در مواجهه با اعتراف ثبت‌شده چه کاری می‌توانند انجام دهند؟

خانواده نباید صرف دیدن کلمه «اعتراف» در پرونده، همه چیز را تمام‌شده بدانند. آن‌ها می‌توانند با ارائه اطلاعات زمینه‌ای، مشکلات روانی یا شخصیتی متهم، و شرح شرایط بازداشت، به وکیل کمک کنند. همچنین با انتخاب وکیل متخصص و پیگیری منظم پرونده، امکان بازخوانی انتقادی اعتراف و ارائه دفاعی دقیق‌تر در دادگاه فراهم می‌شود.

منابع

Kassin, S. M., Drizin, S. A., Grisso, T., Gudjonsson, G. H., Leo, R. A., & Redlich, A. D. (2010). Police-induced confessions: Risk factors and recommendations. Law and Human Behavior, 34(1), 3–38.
Gudjonsson, G. H. (2003). The Psychology of Interrogations and Confessions: A Handbook. Wiley.

دکتر سید مهدی رضوی‌فرد وکیل دادگستری و سردبیر مجله عدالت و دفاع است. او در حوزه‌های فلسفه دفاع، اندیشه حقوقی و ادبیات و بلاغت و مفاهیم قرآنی می‌نویسد و مسئولیت هدایت محتوای تحلیلی و نظارت بر یکپارچگی علمی مطالب را بر عهده دارد.
دکتر سید مهدی رضوی‌فرد وکیل دادگستری و سردبیر مجله عدالت و دفاع است. او در حوزه‌های فلسفه دفاع، اندیشه حقوقی و ادبیات و بلاغت و مفاهیم قرآنی می‌نویسد و مسئولیت هدایت محتوای تحلیلی و نظارت بر یکپارچگی علمی مطالب را بر عهده دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =