رنج قربانی و رنج متهم؛ آیا عدالت می‌تواند هر دو را تسکین دهد؟

راهروی دادگاه ایرانی با مادر داغدار و متهم نشسته روبه‌روی هم، نماد رنج قربانی و رنج متهم در جست‌وجوی عدالت کیفری

راهروی دادگاه شلوغ نیست، اما هوا سنگین است. در یک سوی راهرو، مادری نشسته که عکس فرزند از‌دست‌رفته‌اش را در دست دارد؛ چشم‌هایی خسته، صدایی که دیگر توان فریاد ندارد. چند متر آن‌طرف‌تر، مردی با دست‌بند نشسته، سرش پایین، شانه‌هایش افتاده. او متهم است؛ متهم به سلب همان حیاتی که در عکس قاب شده است. این‌جا، دو رنج روبه‌روی هم ایستاده‌اند: رنج قربانی و رنج متهم. پرسش اصلی همین‌جاست: عدالت، در میانه این دو رنج، چه می‌تواند بکند؟ آیا عدالت می‌تواند تسکینی برای هر دو باشد، یا همیشه باید یکی را به سود دیگری کنار بزند؟

رنج قربانی و رنج متهم؛ صورت مسئله اصلی عدالت

وقتی درباره عدالت کیفری سخن می‌گوییم، اغلب نگاه‌ها به‌سوی قربانی و خانواده اوست؛ کسانی که عزیز، آرامش یا امنیت خود را از دست داده‌اند. اما در کنار این رنج، واقعیتی دیگر هم وجود دارد: انسانی که در جایگاه متهم ایستاده، با همه خطاها، ضعف‌ها یا حتی جنایتی که انجام داده، خود حامل نوعی دیگر از رنج است. این رنج می‌تواند ناشی از وجدان، ترس از مجازات، احتمال اشتباه قضایی یا حتی از هم‌پاشیدن زندگی و خانواده او باشد.

نگاه قرآنی و دینی به عدالت، درست در همین نقطه حساس می‌شود؛ جایی که باید هم رنج قربانی دیده شود، هم کرامت متهم فراموش نشود. در عمل، وکیل، قاضی و نظام عدالت کیفری، هر روز با این تنش روبه‌رو هستند. در پرونده‌های قتل و جرایم سنگین، این تعادل ظریف میان «تسکین درد بازماندگان» و «حفظ حقوق و امکان اصلاح متهم»، به مهم‌ترین پرسش اخلاقی و حقوقی تبدیل می‌شود. برای فهم بهتر این وضعیت، باید ابتدا معنای رنج در نگاه قرآن را بشناسیم.

رنج در نگاه قرآنی؛ از تلخی صرف تا امکان رشد

در تجربه روزمره، رنج معمولاً با تلخی، محرومیت و شکست گره خورده است؛ چیزی که انسان می‌خواهد هرچه زودتر از آن بگریزد. اما در نگاه قرآنی، رنج تنها «فاجعه» نیست؛ بخشی از مسیر انسان است. آیه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ» (بلد/۴) انسان را در دل رنج و سختی معرفی می‌کند؛ یعنی سختی، جزئی از ساختار زندگی انسانی است، نه یک حادثه استثنایی.

قرآن، رنج را هم به‌عنوان «امتحان» و هم به‌عنوان «آینه‌ای برای آگاهی» می‌بیند. در آیات گوناگون، از جمله «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ… وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (بقره/۱۵۵)، رنج و ترس و فقدان، بخشی از آزمون الهی معرفی می‌شود؛ آزمونی که در آن، واکنش انسان، معیار رشد یا سقوط اوست.

این نگاه، دو پیام مهم برای عدالت کیفری دارد:

  • اول این‌که رنج قربانی و متهم، هر دو جدی و واقعی‌اند و نمی‌توان یکی را نابود کرد تا دیگری آرام شود.
  • دوم این‌که در دل این رنج، امکان «تحول» وجود دارد؛ قربانی می‌تواند به‌دنبال معنا، جبران و شنیده‌شدن باشد؛ متهم می‌تواند به سوی توبه، اصلاح و بازسازی هویت انسانی خود حرکت کند.

وقتی درباره قرآن و عدالت سخن می‌گوییم، در واقع از الگویی حرف می‌زنیم که رنج را می‌بیند، اما آن را به نفرت خالص یا انتقام بی‌پایان تبدیل نمی‌کند. اینجاست که باید رنج قربانی را دقیق‌تر بشناسیم.

رنج قربانی: فقدان، خشم و احساس بی‌عدالتی

رنج قربانی، به‌ویژه در پرونده‌های قتل و جرایم علیه نفس، فقط یک درد جسمی یا مالی نیست؛ ترکیبی پیچیده از فقدان، بی‌پناهی، خشم و برهم‌خوردن تصویر جهان است. خانواده‌ای که عزیزی را از دست داده، اغلب با این احساس زندگی می‌کند که نظم عادی عالم فرو ریخته و هیچ چیز دیگر «طبیعی» نیست.

در چنین وضعی، قربانی و بازماندگانش سه نیاز جدی دارند:

  • نیاز به شنیده‌شدن: این‌که رنج، روایت و صدای آن‌ها جدی گرفته شود و در حاشیه نرود.
  • نیاز به جبران و مرئی‌شدن عدالت: این‌که عدالت نه فقط روی کاغذ، بلکه در نتیجه عملی پرونده دیده شود.
  • نیاز به معنا: این‌که این رنج، هرچند تلخ، کاملاً پوچ و بی‌معنا نباشد.

قرآن با زبان‌های مختلف به این رنج پاسخ می‌دهد؛ از دعوت به صبر («وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»، بقره/۱۵۵) تا وعده جبران الهی برای مصیبت‌دیدگان. در ماجرای قصاص نیز آیه «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ» (بقره/۱۷۹) نشان می‌دهد که اجرای عدالت، خود می‌تواند نوعی حیات و بازگرداندن نظم و امنیت به جامعه باشد.

در سطح زمینی و حقوقی، سیستم کیفری و وکلای مدافع باید فضای شنیده‌شدن رنج قربانی را فراهم کنند؛ از تنظیم شکایت تا حضور در دادگاه و حتی پس از صدور حکم. این‌جا، «حق شنیده‌شدن» قربانی، بخشی از عدالت است، نه امری احساسی یا اضافی.

رنج متهم: ترس، شرمساری و امکان اصلاح

در سوی مقابل، متهم نیز حامل رنج است؛ رنجی که کمتر دیده می‌شود و گاه از نظر افکار عمومی «نامشروع» تلقی می‌گردد: کسی که آسیبی رسانده، چه حقی برای رنج‌کشیدن دارد؟ اما واقعیت روانی و اخلاقی پیچیده‌تر است. متهم، به‌ویژه در جرایم سنگین، با چند لایه رنج مواجه است:

  • ترس از حکم و آینده: احتمال حبس طولانی، قصاص یا از هم‌پاشیدن کامل زندگی.
  • شرم و احساس سقوط: نگاه خانواده، فرزندان و جامعه؛ انگ مجرم بودن.
  • فشار وجدان: مواجهه هرروزه با عملی که انجام شده، به‌ویژه اگر ناشی از خشم لحظه‌ای، غفلت یا سوءتفاهم بوده باشد.
  • بیم از اشتباه قضایی: در مواردی که متهم خود را بی‌گناه می‌داند، رنج ناشی از ترسِ محکومیت ناعادلانه، بسیار سنگین است.

نگاه قرآنی، حتی در مواجهه با گناه‌کار، نگاه «یک‌بعدی» ندارد. آیات توبه، امید و بازگشت، نشان می‌دهند که انسان، حتی وقتی مرتکب جرم شده، درِ کرامت به‌روی او بسته نمی‌شود: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ…» (زمر/۵۳).

این نگاه، برای عدالت کیفری معنای مشخصی دارد: متهم، هرچند پاسخ‌گوست و باید مسئولیت بپذیرد، اما همچنان «فقط پرونده» نیست؛ انسان است؛ انسانی با تاریخ، ضعف، ظرفیت و امکان تغییر. در دفاع و وکالت کیفری، اگر این کرامت انسانی نادیده گرفته شود، پرونده به نزاع صرفاً انتقام‌جویانه فروکاسته می‌شود.

عدالت قرآنی میان دو رنج: نه انتقام‌محور، نه احساس‌محور

این‌که عدالت چگونه می‌تواند هم‌زمان با رنج قربانی و متهم روبه‌رو شود، پرسشی صرفاً نظری نیست؛ در هر جلسه دادگاه، در هر لایحه دفاعی و در هر رأی قضایی، این پرسش به‌طور عینی حاضر است. عدالت قرآنی در این میان چند ویژگی مهم دارد:

  • تعادل میان حق و رحمت: حق قربانی برای قصاص و جبران به رسمیت شناخته می‌شود، اما در کنار آن، راه عفو، گذشت و دیه نیز باز است.
  • تفکیک میان شخص و فعل: گناه و جرم محکوم می‌شود، اما انسان، همچنان به‌عنوان موجودی دارای کرامت، امکان بازگشت دارد.
  • پرهیز از خشونتِ به‌نام عدالت: عدالت نباید به خشونت مشروع تبدیل شود؛ به همین دلیل، حدود و شرایط قصاص، دیه و عفو به‌دقت تنظیم شده است.

در نگاه قرآنی، عدالتِ بدون شفقت، خشن و کور است، و شفقتِ بدون عدالت، بی‌ساختار و بی‌حفاظ. به همین دلیل، در کنار آیات قصاص، دعوت به عفو و گذشت نیز دیده می‌شود: «فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ…» (بقره/۱۷۸). این ترکیب به ما می‌آموزد که عدالت حقیقی، یک‌لایه نیست؛ باید هم حق قربانی را جدی بگیرد، هم راه اصلاح متهم را نبندد.

در عمل، این دیدگاه می‌تواند مسیرهایی مانند گفت‌وگوی میان خانواده‌ها، تلاش برای صلح و سازش، و شکل‌گیری الگوهای نزدیک به «عدالت ترمیمی» را ممکن کند؛ الگویی که در آن، هدف فقط مجازات نیست، بلکه ترمیم رابطه قربانی، متهم و جامعه نیز اهمیت می‌یابد.

جدول مقایسه: دو رنج در آینه عدالت

برای درک بهتر پیچیدگی وضعیت، می‌توان رنج قربانی و رنج متهم را در کنار نگاه قرآنی به هر یک، به‌صورت مقایسه‌ای دید:

بُعد رنج قربانی رنج متهم
ماهیت رنج فقدان، جراحت، بی‌پناهی، احساس بی‌عدالتی ترس از حکم، شرم، فشار وجدان، انگ اجتماعی
نیاز اصلی شنیده‌شدن، جبران، رویت عدالت دادرسی منصفانه، امکان دفاع، امید به اصلاح
نگاه قرآنی تسکین، صبر، وعده جبران الهی، مشروعیت مطالبه حق دعوت به توبه، حفظ کرامت، باز بودن راه بازگشت
نقش عدالت کیفری اعاده حق، حمایت، احقاق حرمت از‌دست‌رفته تعیین مرز مسئولیت، پیشگیری، امکان بازپروری

لحظات ظریف دادرسی: بین تسکین قربانی و کرامت متهم

در راهروی دادگاه، تنش میان این دو رنج قابل لمس است؛ اما این تنش در اتاق قاضی و پشت میز دفاع به اوج می‌رسد. در این لحظات، یک جمله، یک لحن، یک تصمیم می‌تواند مرز میان عدالت انسانی و بی‌رحمی حقوقی را تعیین کند.

چند چالش و راه‌حل در این نقطه ظریف قابل اشاره است:

  • چالش: فشار افکار عمومی برای «شدیدترین مجازات» به‌نام حمایت از قربانی.
    راه‌حل: تأکید قاضی و وکیل بر دادرسی عادلانه، توجه به اوضاع و احوال واقعی پرونده و پرهیز از تبدیل‌کردن دادگاه به صحنه انتقام جمعی.
  • چالش: نادیده‌گرفتن عواطف قربانی در نام «بی‌طرفی» حقوقی.
    راه‌حل: فراهم‌کردن فرصت بیان رنج و روایت قربانی در چارچوب قانون، بدون تبدیل‌شدن به احساس‌محوری مطلق.
  • چالش: تحقیر متهم در کلام یا رفتار، حتی پیش از صدور حکم.
    راه‌حل: حفظ ادبیات محترمانه، یادآوری اصل برائت و پرهیز از داوری‌های تحقیرآمیز.

در چنین فضاهایی، هنر قاضی و وکیل شبیه راه‌رفتن بر لبه تیغ است؛ باید هم «حق» را حفظ کنند، هم «انسان» را. این همان نقطه‌ای است که مباحثی مانند فلسفه دفاع و اخلاق دادرسی، از حوزه نظری بیرون می‌آید و در نگاه، کلام و تصمیم، شکل عینی پیدا می‌کند.

قصاص و عفو: دو زبان قرآن برای تسکین رنج

یکی از روشن‌ترین میدان‌های تلاقی رنج قربانی و متهم، نهاد قصاص است. قصاص، در نگاه قرآنی، فقط ابزاری برای مجازات نیست؛ زبان رسمیِ به‌رسمیت‌شناختن رنج قربانی و حق اوست. اما قرآن، در کنار تأیید این حق، مسیر دیگری نیز باز می‌گذارد: عفو و گذشت.

به‌بیان دیگر، قرآن دو امکان را هم‌زمان پیش‌روی انسان می‌گذارد:

  1. عدالتِ پاسخ‌گو: که در آن، آسیب بی‌پاسخ نمی‌ماند و قربانی احساس می‌کند نظام حقوقی او را دیده است.
  2. عدالتِ فراتر از انتقام: که در آن، اگر خانواده قربانی توان و ظرفیت داشته باشند، می‌توانند به سوی بخشش و صلح حرکت کنند؛ مسیری که هم رنج متهم را می‌بیند، هم امکان بازسازی اجتماعی را تقویت می‌کند.

این دو امکان، نشان می‌دهد که در نگاه قرآنی، عدالت، مجموعه‌ای ثابت از مجازات‌های خشک نیست؛ فضای انتخاب اخلاقی نیز برای انسان باقی گذاشته شده است. هر خانواده‌ای در این انتخاب آزاد نیست ـ فشار اجتماعی، وضعیت روانی، شدت مصیبت و… دخیل است ـ اما صرفِ بازبودن این امکان، خود پیامی مهم دارد: رنج قربانی باید دیده شود، اما نباید تنها با کینه تعریف شود؛ رنج متهم باید پاسخ‌گو باشد، اما بدون حذف کامل امید.

آیا عدالت می‌تواند هر دو رنج را تسکین دهد؟

پرسش دشوار این است: آیا اصلاً ممکن است عدالت، به‌طور کامل رنج قربانی و رنج متهم را التیام دهد؟ پاسخ واقع‌بینانه این است که «تسکین کامل»، در این جهان به‌سختی دست‌یافتنی است. فقدان عزیز قابل بازگشت نیست؛ سال‌های ازدست‌رفته متهم در زندان نیز قابل بازخرید کامل نیست.

اما عدالت می‌تواند کاری مهم انجام دهد:

  • رنج قربانی را به‌رسمیت بشناسد و آن را به حاشیه نراند.
  • به متهم فرصت دهد که حقیقت را بگوید، مسئولیت بپذیرد و اگر امکان دارد، در مسیر اصلاح حرکت کند.
  • به جامعه نشان دهد که حقوق و کرامت هیچ‌یک از دو طرف، بی‌اهمیت نیست.

وقتی عدالت، از سطح متن قانون فراتر می‌رود و به «عدالت به زبان انسان» نزدیک می‌شود، می‌تواند بخشی از این تسکین را رقم بزند؛ هرچند نه به‌طور کامل. ایجاد این تجربه انسانی از عدالت، نیازمند نظام حقوقی منصفانه، وکلای آگاه و خانواده‌هایی است که فرصت مشاوره و همراهی پیدا می‌کنند. در چنین موقعیت‌هایی، استفاده به‌موقع از مشاوره و همراهی حقوقی از طریق تماس می‌تواند مانع تصمیم‌های عجولانه و احساسی شود.

جمع‌بندی: عدالت وقتی انسانی می‌شود که هر دو رنج دیده شود

در راهروی دادگاه، مادری که عکس فرزندش را در آغوش دارد و متهمی که سرش را پایین انداخته، دو سر یک واقعیت واحدند: واقعیت رنج انسانی. عدالت، اگر فقط به یک‌سو نگاه کند، شکل ظاهری خود را حفظ می‌کند، اما «اعتماد» و «معنای اخلاقی» خود را از دست می‌دهد.

نگاه قرآنی به رنج و عدالت، ما را به سه اصل دعوت می‌کند: اول، جدی‌گرفتن رنج قربانی و احترام به حق او برای دادخواهی؛ دوم، حفظ کرامت متهم و گشودن راه اصلاح، حتی در دل سخت‌ترین مجازات‌ها؛ سوم، تلاش برای پیوندزدن عدالت حقوقی با رحمت و امید، تا دادگاه فقط محل صدور حکم نباشد، بلکه صحنه‌ای برای مواجهه صادقانه انسان با خطا، فقدان و امکان بازگشت باشد.

عدالت، شاید نتواند همه زخم‌ها را درمان کند، اما می‌تواند مانع زخم‌های تازه شود؛ می‌تواند رنج را به نفرتِ بی‌انتها تبدیل نکند و اجازه دهد قربانی، متهم و جامعه، هر سه، فرصتی برای تنفس و بازاندیشی بیابند. این‌جاست که عدالت، از یک سازوکار خشک حقوقی، به تجربه‌ای انسانی و معنابخش تبدیل می‌شود.

سوالات متداول

۱. آیا عدالت می‌تواند رنج قربانی را به‌طور کامل التیام دهد؟

در سطح انسانی، فقدان عزیز یا آسیب جدی معمولاً به‌طور کامل جبران نمی‌شود؛ اما عدالت می‌تواند رنج قربانی را به‌رسمیت بشناسد، امکان شنیده‌شدن و اعاده حق را فراهم کند و با صدور حکمی منصفانه، احساس بی‌پناهی و بی‌عدالتی را کاهش دهد. این تسکین نسبی، اگر با حمایت روانی، معنوی و خانوادگی همراه شود، می‌تواند به بازسازی تدریجی زندگی قربانی کمک کند.

۲. رنج متهم چه جایگاهی در نگاه قرآنی و عدالت کیفری دارد؟

نگاه قرآنی، متهم را صرفاً «فاعل جرم» نمی‌بیند، بلکه او را انسانی می‌داند که هنوز امکان توبه و بازگشت دارد. عدالت کیفری باید مسئولیت و پاسخ‌گویی را جدی بگیرد، اما هم‌زمان دادرسی منصفانه و کرامت متهم را حفظ کند. این رویکرد کمک می‌کند رنج متهم، به‌ویژه ترس و شرم و فشار وجدان، به نفرت و خشونت بیشتر تبدیل نشود و زمینه اصلاح و بازپروری فراهم بماند.

۳. آیا بخشش می‌تواند جایگزین قصاص شود و رنج‌ها را کاهش دهد؟

بخشش در قرآن یک امکان اخلاقی مهم است، اما تصمیم به عفو یا اجرای قصاص، در اختیار قربانی و خانواده اوست. در برخی پرونده‌ها، گذشت می‌تواند هم به آرامش درونی خانواده قربانی کمک کند، هم فرصت تازه‌ای برای متهم ایجاد کند. اما در موارد دیگر، خانواده احساس می‌کند تنها با اجرای حکم، عدالت دیده می‌شود. مهم این است که این انتخاب آگاهانه، بدون فشار ناعادلانه و با درک کامل پیامدها صورت گیرد.

۴. نقش امید در رنج متهم و قربانی چیست؟

امید، چه برای قربانی و چه برای متهم، عنصر اساسی عبور از رنج است. قربانی نیاز دارد باور کند که زندگی پس از مصیبت، هرچند متفاوت، ممکن است و عدالت کاملاً از او رو نگردانده است. متهم نیز اگر امید به شنیده‌شدن، اصلاح و بازگشت به جامعه را از دست بدهد، رنجش به یأس مخرب تبدیل می‌شود. نگاه قرآنی با تأکید بر امکان توبه، صبر و جبران، تلاش می‌کند این امید را زنده نگه دارد.

۵. چگونه می‌توان گفت‌وگوی انسانی‌تری میان رنج قربانی و متهم شکل داد؟

گفت‌وگوی انسانی‌تر، زمانی ممکن است که هر دو رنج جدی گرفته شود و هیچ‌یک بی‌ارزش تلقی نشود. فراهم‌کردن بسترهای میانجی‌گری، گفت‌وگوی کنترل‌شده، حضور مشاوران حقوقی و روان‌شناختی و تکیه بر ارزش‌هایی مانند کرامت انسان، صداقت و مسئولیت‌پذیری می‌تواند این فضا را ایجاد کند. نگاه قرآنی با ترکیب عدالت و رحمت، الگوی مفهومی این نوع گفت‌وگو را فراهم می‌کند، هرچند تحقق عملی آن به تصمیم و شجاعت انسان‌ها وابسته است.

منابع

قرآن کریم، سوره‌های بقره، بلد، زمر (با تمرکز بر آیات مربوط به رنج، صبر، قصاص و توبه).
باقری، سیدجواد (۱۳۹۶)، «عدالت کیفری در فقه اسلامی»، نشر میزان، تهران.

سید محمدرضا رضوی‌فرد وکیل دادگستری و نویسنده بخش قرآن، عدالت و انسان در مجله عدالت و دفاع است. فعالیت او بر بررسی مفاهیم قرآنی مرتبط با عدالت و کرامت انسانی و ارائه رویکردی قابل‌فهم و معاصر به مسائل اخلاقی و اجتماعی متمرکز است.
سید محمدرضا رضوی‌فرد وکیل دادگستری و نویسنده بخش قرآن، عدالت و انسان در مجله عدالت و دفاع است. فعالیت او بر بررسی مفاهیم قرآنی مرتبط با عدالت و کرامت انسانی و ارائه رویکردی قابل‌فهم و معاصر به مسائل اخلاقی و اجتماعی متمرکز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − 8 =